ساعت پخش برنامه خوشا شیراز

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز سه شنبه بیست و پنجم شهریور 93 - ساعت :
طالع بینی سال 93 سال اسبقیمت خودروقیمت طلا

خرید فال تاروت


ارسال روزانه فال به گوشی شما

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
شرف شمس
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
دستبند لیزا
ساعت پخش برنامه خوشا شیراز

روز : ماه : سال :

لحظاتی را با پرشین فال سرگرم شوید...! لطفا تاریخ تولد خود را وارد نمایید.

خوشا شیراز



از سال‌هاي گذشته كه شبكه‌هاي استاني فعاليت خود را آغاز كردند، مديران گروه‌هاي مختلف شبكه‌هاي استاني سعي كردند برنامه‌هايي متنوع را براي بينندگان توليد كنند. برنامه‌هاي نمايشي، تله فيلم‌هاي بومي، برنامه‌هاي ورزشي و... چند وقتي هم است كه شبكه «شما» افتتاح شده و برنامه‌هاي گلچين شده شبكه‌هاي مختلف استاني را پخش مي‌كند.

اگر به ياد داشته باشيد چند سال پيش «رضا رشيدپور» اجراي برنامه‌هايي مانند شب شيشه‌اي و مثلث شيشه‌اي را عهده‌دار بود. برنامه‌اي چالشي كه مخاطبان زيادي را پاي جعبه جادويي نشاند. بعدها پاي رضا رشيدپور به شبكه استاني اصفهان باز شد و برنامه‌اي به همين شكل با نام «زاينده‌رود» اجرا كرد كه چهره‌هاي مطرح هنري و ورزشي را به برنامه دعوت مي‌كرد، برنامه‌اي كه يكي از اهالي خوش ذوق اصفهان، «هادي قندي» تهيه‌كنندگي آن را برعهده داشت. برنامه‌اي كه چند سال اجرا شد، اما هادي از هفت ماه پيش به سراغ شبكه استاني فارس رفت و همين برنامه را با تغييراتي به نام «خوشا شيراز» تهيه كرد و تفاوت آن اين است كه چهره‌هاي مطرح هنري و ورزشي با اعضاي خانواده‌هاي‌شان در اين برنامه حضور پيدا مي‌كنند، استقبال از «خوشا شيراز» چنان شديد است كه صبح‌هاي جمعه شيرازي‌ها را پاي تلويزيون نگه مي‌دارد و همچنين پس از پايان برنامه، تعدادي از خانواده‌هاي شيرازي سعي مي‌كنند خود را به اطراف استوديوي برنامه برسانند تا از نزديك هنرمندان مورد علاقه خود را ببينند. «خوشا شيراز» در چند ماه اخير به حدي مورد استقبال قرار گرفت كه اهالي استان‌هاي ديگر هم، سعي مي‌كنند جمعه‌ها صبح اين برنامه را زنده تماشا كنند. برنامه‌اي كه اجراي آن برعهده «محمد سلوكي» مي‌باشد. نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد، اين برنامه استاني، حدود هفت، هشت ميليون بيننده دارد، ضمن اين‌كه در استان فارس اين برنامه 82 درصد در جذب مخاطب موفق بوده است.

قرار بود فرزاد حسني مجري باشد

هادي قندي مي‌گويد: من رفاقت نزديك و زيادي با فرزاد حسني و محمد عليزاده دارم و هميشه در كنار اين دوستان سعي كردم بهترين كارها را به نحو احسن انجام بدهم، فرزاد حسني هم قرار بود در ابتدا مجري اين برنامه باشد، اما در زمان شروع برنامه، در آن مقطع فرزاد گرفتاري‌هاي خاص خودش مثل بازي در پروژه سينمايي را داشت، پس از اين‌كه «فرزاد» نيامد از دوست خوب ديگرم «محمد سلوكي» دعوت به عمل آوردم كه او هم در طي هفته‌هاي متوالي با اجراي خوبش ثابت كرد كه مجري بسيار توانمندي مي‌باشد. «هادي قندي» همچنين از همكارانش از جمله آقاي غفاري معاونت سيماي مركز فارس، آقايان خليفه، ديانتي، آزادي، جهان‌پناه، برومند و فرشيد باغبانمنش همچنين خواجوي و تمامي عوامل برنامه از جمله صدابردار، تصويربردار و ديگر واحدهاي فني تشكر مي‌كند كه با تلاش‌هاي خود باعث شدند «خوشا شيراز» پربيننده شود، او از اهالي سينما، تلويزيون و موسيقي مي‌خواهد كه به شيراز بيايند.

كنسرت‌هاي تابستاني موسيقي

«هادي قندي» 27 ساله پيش از اين‌كه وارد حيطه برنامه‌سازي در تلويزيون شود، از 21 سالگي به اجراي كنسرت رو آورد، كه سرآمد كارهاي او برگزاري جشنواره كنسرت‌هاي تابستاني در جزيره كيش بود. او همان زمان‌ها هم سعي كرد در كارش متنوع عمل كند. مثلا براي اجراي كنسرت توسط خواننده‌ها از هنرپيشه‌ها دعوت مي‌كرد تا اجراي پيش از كنسرت را عهده‌دار شوند كه همين مسئله باعث شد اين سبك باب شود. به هر حال اين جوان خوش‌ذوق اصفهاني نشان داده كه در امر برنامه‌سازي بسيار موفق عمل كرده است.

هادي قندي مي‌گويد: «جا دارد در همين ابتدا از آقاي هرمز شجاعي‌مهر تشكر كنم كه هميشه با مشاوره‌هاي خوب خود در طي سال‌هاي اخير كمك بزرگي به من كرد، همچنين از آقاي كشفي مديركل صدا و سيماي شيراز. من با انرژي كه از مردم خوب فارس گرفتم، راغب شدم تا «خوشا شيراز» را در شيراز تهيه كنم، اين برنامه كه جمعه هر هفته پخش مي‌شود، حتي در كشورهاي حوزه خليج‌فارس هم طرفداران زيادي پيدا كرده، چرا كه ايرانيان در هر جا كه هستند دوست دارند بيشتر با هنرمندان آشنا شوند، من هم سعي كردم كاري جديد ارائه بدهم براي مثال اگر از پژمان بازغي و يا حميد گودرزي دعوت به عمل آورم، دوست دارم اعضاي خانواده‌اش هم با او باشند، اين‌كه براي اولين بار همسر حميد گودرزي در يك برنامه تلويزيوني ظاهر شود، براي مردم جذاب است و يا اين‌كه پژمان بازغي با همسر و فرزندش در قاب تلويزيون ظاهر شود يا بهاره افشاري با مادرش و يا گوهر خيرانديش با خواهر و دخترش و خيلي‌هاي ديگر... اين سبك تجربه خوبي بود كه ما در اين برنامه از آن استفاده كرديم و پاسخ مثبت هم داد.

32 هفته، 32 خاطره

از هادي قندي خواستيم كه در مورد هفته‌هاي مختلف و مهمانانش اگر چيزي در خاطر دارد براي‌مان در يك جمله بگويد. البته «هادي قندي» عنوان كرد كه «اين برنامه در طول 9 ماه پخش، توانست مخاطبي 88 درصدي در بين برنامه‌هاي شبكه استاني پيدا كند كه با توجه به پخش برنامه‌هايي نظير اين برنامه از ديگر شبكه‌هاي استاني جذب اين تعداد از مخاطب، آن هم در سطح كشور و حتي كشورهاي حوزه خليج‌فارس و كشورهاي اروپايي، بي‌سابقه بود.»

 مهمان برنامه اول: حامد بهداد و بهاره رهنما  حامد بهداد هر چند به گفته خودش، يك پا «مارلون براندو»ئه، اما با شوخي‌ها و رفتارهاي طنزگونه سعي كرد يخ برنامه اول خوشا شيراز را بشكند، از او تشكر مي‌كنم. سعي‌مان اين بود كه در اولين برنامه از يك چهره مطرح استفاده شود تا مردم شيراز و استان خوشاشيراز را جدي بگيرند.

 مهمان برنامه دوم: رضا صادقي – مرد مشكي‌پوش كه براي اولين بار پا به تلويزيون مي‌گذاشت، با خاطرات خودش ميليون‌ها بيننده رو عاشق‌تر از قبل كرد. ديدن اشك شوق مردمي كه به استقبال او در بيرون استوديو در باغ ارم آمده بودند، ديدني بود.

 برنامه سوم: محمد عليزاده و پوريا پورسرخ – پوريا پورسرخ دوران دانشگاه را در شيراز گذرانده بود با آن روزها تجديد خاطره كرد و گفت كه عاشق شيراز و مردم شيراز است، طرفداران او هم در پايان برنامه پوريا رو تنها نگذاشتن و بازار عكس و امضا داغ بود.

 برنامه چهارم: علي صادقي – عين هميشه طناز با اون لباس اسپرت هميشگي و كلاه ورزشي سفيدي كه به سر داشت گفت و خنديد و خاطره تعريف كرد و بالاي ماشين رفت و با همه عكس گرفت.

 برنامه پنجم: رويا تيموريان و مسعود رايگان آقا و بانوي باكلاس و با پرستيژ سينماي ايران – از شيراز خاطره‌هاي زيادي داشتن. رويا تيموريان عاشق باغ ارم بود و كلي عكس گرفت. عصر همان روز با هم به ديدن باغ عفيف‌آباد رفتيم كه برخورد مردم با اين زوج ديدني بود.

 برنامه ششم: ليلا بلوكات، بازيگر جوان و تازه نفس، از طرفي محمد سلوكي به قطر رفته بود و نتوانست خود را به شيراز برساند، او در نبود مجري، برنامه رو به خوبي چرخوند و بزرگ‌ترين آرزويش داشتن موتورسيكلت و موتورسواري بود.

 برنامه هفتم: رضا رويگري و فرهاد اسدي – مصادف با بيست و دوم بهمن رضا رويگري سه شبانه روز نخوابيده بود و به عشق مردم شيراز راهي خوشا شيراز شده بود. داغ و زنده، ايران ايران رو خوند و همه رو با خودش به دنياي خاطرات انقلاب برد.

 برنامه هشتم: زوج هنرمند - داوود رشيدي و احترام برومند – پيشكسوت بودند، قرار بود ليلي رشيدي به همراه پسرش سينا هم مهمان ما باشند، اما سينا امتحان داشت و ليلي به گفتگويي تلفني با ما بسنده كرد و البته عذرخواهي.

 برنامه نهم: خانوادگي، خانوادگي بود و حسابي به دل مردم نشست، پژمان بازغي به همراه همسرش «مستانه مهاجر» كه اولين بار بود در تلويزيون ظاهر مي‌شد در كنار «نفس» دخترشان كه حسابي شيطنت كرد و آروم نمي‌‌گرفت، او بارها، باعث خنده عوامل پشت صحنه شد و صد البته با كار‌هاي غيرعمد خود باعث خنده بيننده‌ها هم شد!

 برنامه دهم: استادمحمدعلي كشاورز مهمان برنامه ما بود و از خاطرات قديمي و حضورش در شيراز كلي براي‌مان گفت، خدا به استاد عمر بدهد.

 برنامه يازدهم: سام درخشاني و مهدي ماهاني، سام درخشاني اخلاق خوبي داشت، با كامبيز ديرباز كه ارتباط تلفني گرفتيم كلي از خاطرات مهماني شب قبل و شيطنت‌هاي «نفس» دختر پژمان بازغي با هم گفتند و خنديدند. اين سه نفر سه تفنگدار هستن. سام، كامبيز و پژمان

 برنامه دوازدهم: آخرين برنامه خوشا شيراز در سال 89، فريدون آسرايي و حامد كميلي – فريدون اولين بار بود كه به تلويزيون مي‌آمد. مگر مي‌شه سر و كله فرزاد حسني نزديك به عيد پيدا نشه. در عرض پنج دقيقه گفتگوي تلفني، با اون كلام هميشگي و قدرت بيان بالايي كه داره، همه رو به تسخير خودش در آورد و مژده برنامه «حالمو زيبا كن» سال تحويل رو به طرفداراش داد، البته ناگفته نماند فرزاد حسني به عنوان برادر بزرگ من (هادي قندي) در طول سي و دو هفته‌اي كه برنامه داشتم از قسمت اول تا آخر راهنماي من در اين برنامه بود. واقعا به فرزاد مديونم و او يكي از بهترين دوستاي من است.

 برنامه سيزدهم: اولين برنامه سال 90 ميزبان علي اصحابي و آرش برهاني بود – استقلالي‌ها خوشحال شدن و به استقبال آرش اومدن و پرسپوليسي‌ها اونم بعد از برد استقلال، مقابل برنامه خط و نشون كشيدن، چه مي‌شه كرد؟ جدال آبي و قرمزه، تازگي نداره. علي اصحابي هم مثل ديگر خواننده‌ها براي‌مان خواند.

 برنامه چهاردهم: نيما شاهرخ‌شاهي و بهنام صفوي – همه نيمارو دوست داشتن باغ ارم شلوغ شد. نيما پسر محجوبي است. حتي صبحونش رو هم سر لوكيشن «خوشا شيراز» خورد و كلي از خاطرات سينمايي گفت.

 برنامه پانزدهم: جمشيد مشايخي و زهرا سعيدي – جمشيد مشايخي مثل هميشه استاد بود و بزرگوار و عاشق خاك شيراز به واسطه سعدي شيرين سخن وحافظ، در بيرون باغ ارم، مردم براي استاد گلريزون كردند، در ضمن ارتباط تلفني با همسر ايشان و رد و بدل شدن جملات عاشقانه اين دو نفر فوق‌العاده بود و به دل نشست.

 برنامه شانزدهم: مرتضي احمدي و الهام حميدي – مرتضي احمدي منت گذاشت. كلي از بحر و طويل‌هاي راديويي‌اش ياد كرد و كارتون دوران كودكي الهام حميدي رو كه اتفاقا به دوبلوري مرتضي احمدي بود به ياد همه آورد. مرتضي احمدي از شيرازي‌ها كيلوها بهارنارنج تحويل گرفت و كلي خاطره گفت.

 برنامه هفدهم: همزمان با بيست و چهار ساعته شدن اولين شبكه استاني، محمود پاك‌نيت و مهوش صبركن – پسر محمود پاك‌نيت، مسعود براي اولين بار با پدر و مادر به تلويزيون آمد هر دوي آنها از اهالي شيرازند و به نوعي خود ميزبان برنامه بودند، با زبان شيرازي آقا محمود و مهوش‌خانم كه با هم مزاح مي‌‌كردند بدجوري به دل بيننده نشست. نرگس محمدي هم براي نخستين بار پاش به تلويزيون، همراه با مادرش باز شد. همان ستايش مجموعه ستايش. براي خيلي از بينندگان تلويزيوني جالب بود كه «ستايش» سريال ستايش را براي اولين بار مي‌ديدند، آن هم به همراه مادرش...

 برنامه هجدهم: گوهر خيرانديش و رضا يزداني – گوهر خيرانديش حسابي رسم مهمان‌نوازي شيرازي رو به جا آورد. همراه با دختر و خواهرش بود خانه پدري‌اش در شيراز پابرجاست و خانواده‌اش همچنان در اين شهر زيبا زندگي مي‌‌كنند. يادگار جمشيد اسماعيل‌خاني دخترش، به پاس محبت‌هاي مادر گريه كرد. رضا يزداني هم خوند با اون كاپشن چرم هميشگي و اون صداي خواستني.

 برنامه نوزدهم: مهدي پاكدل و بهنوش طباطبايي؛  زوج خوشبختي كه روزهاي اول زندگي‌شون رو با هم مي‌گذروندند، مهدي خوش‌صحبت و شوخ بود و بهنوش ساكت و كم‌حرف، از خواستگاري و نحوه آشنايي‌شون گفتن، يك ساعت قبل مراسم خواستگاري با هم سر تمرين تئاتر بودن، مي‌‌گفتند كه مراسم خواستگاري‌مون سه ساعت طول كشيد.

 برنامه بيستم: مريم اميرجلالي، پيام صالحي و بهاره افشاري – مريم اميرجلالي مثل هميشه مادر بود و حسابي به محمد سلوكي اندرز داد. پيام صالحي كارهاش با گروه آريان رو خوند و همه نفس به نفسش خوندن. بهاره افشاري به همراه مادرش براي نخستين بار به تلويزيون اومد، البته خيلي مهربان و ساده. بهاره افشاري دختر بسيار مهرباني است، مادر خونگرمي هم دارد...

 ليندا كياني مهمان برنامه بيست و يكم: اينقدر شيراز رو دوست داشت كه مي‌گفت ماهي يك دو بار به شيراز مياد و سري به حافظيه مي‌زنه. به همه توصيه كرد كه سريال «وضعيت سفيد» رو با بازي خودش از دست ندن.

 مهمان برنامه بيست و دوم: امين تارخ، داريوش اسد‌زاده و احسان حق‌شناس – داريوش اسدزاده با سن بالاش، قبراق و سرحال، اولين نفري بود كه به لوكيشن اومدو در مصاحبه تلفني با همسرش شوخي‌هاي جالبي کرد. امين تارخ با اين‌كه چشماش رو عمل ليزيك كرده بود دعوت مارو پذيرفت و با همه مردم و اهالي محله‌هاي قديم شيراز سلام و احوالپرسي كرد.

 برنامه بيست و سوم: داريوش ارجمند و مهدي يغمايي – داريوش ارجمند از سريال حضرت علي گرفته تا سريال نرگس همه گفتني‌ها و نگفتني‌ها را گفت و مهدي يغمايي با اون صداي خوبش حالمونو بهتر كرد.

 برنامه بيست و چهارم: مهدي يراحي خواننده خوش صداي كشورمان كه اصليتي جنوبي دارد و در آنجا بزرگ شده، براي‌مان از جنوب گفت و خواند، از طرفي سياوش خيرابي با آمدنش جو شيراز را به هم زد او خيلي طرفدار دارد. سياوش پس از پايان برنامه تا يك ساعت فقط عكس گرفت و امضا داد.

 برنامه بيست و پنجم: حسام نواب‌صفوي و محمد عليزاده – حسام با كت سفيد، عين هميشه شيك‌پوش، بانگاهي نافذ مقابل دوربين خوشا شيراز نشست. شيراز رو خيلي دوست داشت. محمد عليزاده، از آلبوم جديدش «جز تورو خوند» تا ثابت كنه خواننده پرطرفداريه. البته فكر مي‌كنم اينو همه مي‌دونن محمد عليزاده داداش بزرگه منه و خيلي خيلي واسم مهمه.

 برنامه بيست و ششم: هوشنگ حريرچيان و شقايق دهقان – اصفهاني بود و در شهر شيراز، اما خوش‌سخن بود و خوش‌كلام و مهربان و بذله‌گو، با شخصيت سريال ساختمان پزشكان فرقي نمي‌كرد. با شقايق دهقان گفتند و خنديدند شقايق دهقان هر كاري كرد و هر چه مورد اصرار آقاي حريرچيان قرار گرفت نتونست بگه: واقعا؟؟!!

 برنامه بيست و هفتم: رامبد جوان و سحر دولتشاهي – باز هم يك زوج جوان ديگر مهمان خوشا شيراز بودند. رامبد عين هميشه طناز و محبوب مردم، هر دو عاشق لهجه شيرازي و صد البته مردم شيراز، البته شهاب رمضان براي اولين بار به تلويزيون اومد، اونم با كلي آهنگ‌هاي عالي و از آلبوم معروف رمانتيك براي‌مان خواند.

 برنامه بيست و هشتم: سام درخشاني و مهدي مقدم – سام درخشاني دومين بار به خوشا شيراز اومد. اون از اخلاق گرم و خوش‌نشيني و شب‌نشيني‌هاي كنار بلواري شيرازي‌ها تعريف كرد و مهدي مقدم بعد از برنامه در فضاي باغ ارم قطعاتي از ترانه‌هاي محبوب خودش رو براي طرفدارانش خوند و حسابي تشويق شد.

 برنامه بيست و نهم: حميد گودرزي – حميد گودرزي همراه با همسرش به برنامه اومده بود. حميد گودرزي از مردم خواست كه راي بدن تا اون به عنوان مجري به خوشا شيراز بياد. مهران موثقي خواننده شيرازي هم حسابي سنگ تمام گذاشت. يكي از بهترين برنامه‌هاي خوشا شيراز اومدن حميد گودرزي و همسرش بود. روابط بين اين دو زوج واقعا به نظر من نقطه اوج موفقيت در يك زندگي زناشويي بين دو نفر است.

 برنامه سي‌ام: داريوش فرضيايي (عموپورنگ) و اميرمحمد – اميرمحمد، حسابي پشت صحنه شيطنت كرد، عاشق شيركاكائو بود و با يه بطري شيركاكائو ساكت مي‌شد. اين برنامه خوشا شيراز شلوغ‌ترين برنامه‌اي بود كه با استقبال بي‌نظير مردم شيراز مواجه شد، به طوري كه تا يك ساعت بعد از زمان قانوني برنامه، برنامه خوشا شيراز روي آنتن ادامه داشت و عموپورنگ در بين مردم، برنامه را اجرا مي‌‌كرد، اونم بين چندين هزار طرفدار كوچك و بزرگ در باغ ارم.

 برنامه سي و يكم: افسانه بايگان، سيروان و زانيار خسروي – سيروان و زانيار اولين بار بود كه به تلويزيون ميومدن. افسانه بايگان شاهچراغ رو خيلي دوست داشت و به زيارت رفت. شعرهاي سعدي و حافظ رو خوب مي‌خوند و حفظ بود. اومدن سيروان و زانيار خيلي  سر و صدا به پا كرد(خيلي، خيلي)

 برنامه سي‌ و دوم: عليرضا خمسه و مهدي مهدوي‌كيا – عليرضا خمسه با واسونك شيرازي كه از مراسم سنتي عروسي شيرازي‌هاست برنامه رو شروع كرد. حسابي گفت و خنديد. مهدي مهدوي‌كيا هم كه با تيم داماش گيلان براي مسابقه با مقاومت شهيد سپاسي به شيراز اومده بود، با لباس ورزشي به برنامه اومد. چون لباس رسمي و مهموني و پلوخوري با خودش نياورده بود. مثل هميشه كم حرف اما گزيده گو، مهدوي‌كيا جزو آن دسته از افرادي است كه حرف را مزه‌مزه مي‌‌كند و بعد بيان مي‌كند.

 

 

حميد گودرزي:

از همسرم حساب مي‌برم!

يكي از مهمانان مطرح برنامه «خوشا شيراز» حميد گودرزي بود كه با همسرش به شيراز رفته بودند و اين برنامه يكي از بهترين برنامه‌هاي «خوشا شيراز» شد تا جايي كه پس از پايان برنامه خيلي از اهالي شيراز خود را به اطراف استوديوي خوشا شيراز رساندند تا با اين هنرمند و همسرش از نزديك آشنا شوند، در اين برنامه كه با اجراي محمد سلوكي بود، گودرزي حرف‌هاي جالبي در مورد زندگي شخصي‌اش گفت كه خواندني است... او كه به همراه همسرش «ماندانا دانشور» در اين برنامه حضور داشت، درباره اين‌كه دوست دارد نقش منفي بازي كند يا نه؟ گفت: «دوست دارم نقش‌هاي مثبت بازي كنم. يك بار كه در فيلمي گاوصندوق پدرم را خالي كرده بودم در خيابان به من گفتند از شما بعيد است دزد باشيد.»

وي در خصوص خوانندگي يادآور شد كه اولين كارش «داني و من» بوده كه با خوانندگي شروع شد و مدتي در گروه هفت هم مي‌‌خوانده است.

او پيرامون زندگي خصوصي‌اش گفت: به شدت من زن ذليل هستم!(باخنده) به علت وضع مالي خوب همسرم نگراني مالي ندارم و گزيده كار هستم و اين‌كه به هيچ عنوان دوست ندارم همسرم بازيگر شود.

همچنين وي به خانواده‌ شهدا اداي احترام مي‌كند و براي شهدا هم احترام خاصي قائل است.

او خاطراتي از زمان كودكي برايمان تعريف كرد: در كلاس اول دبستان تمام كتاب‌هايم را دادم كه چغاله‌بادام بگيرم اما چون كم بود فروشنده بهم گوجه سبز داد و بعدا از جانب والدينم تنبيه شدم.

زماني كه شيرهاي شيشه‌اي توزيع مي‌شد دوست داشتم خامه‌هاي روي شير را بخورم.

او درباره ورزش مورد علاقه‌اش گفت: به جت‌اسكي علاقه‌مندم و در شمال جت‌اسكي سواري مي‌كنم. بوكسور نيستم اما براي سريال «مسافري از هند» آموزش بوكس ديدم، ولي بدنسازي به شكل مرتب كار مي‌كنم.

خوشا شيراز يك تجربه موفق در برنامه‌سازي

«خوشاشيراز» نشان داد كه اگر چنين برنامه‌اي از شبكه‌هاي سراسري پخش شود، تا چه حد مي‌تواند در جذب مخاطب موفق باشد. اي كاش يكي از شبكه‌هاي 1، 2 و 3 با چند روز تاخير «خوشاشيراز» را روي آنتن ببرند، دوربين اين شبكه‌ها به پشت صحنه برنامه برود و با هنرمندان به گفتگو بنشيند، چه بخواهيم و چه نخواهيم، مردم اين چنين برنامه‌ها را دوست دارند. اگر مردم تا پاسي از شب، دوشنبه شب‌ها پاي 90 مي‌نشينند و اين برنامه را دنبال مي‌كنند، بيشترش به خاطر حاشيه‌هاي فوتبال است، بايد از اين دست برنامه‌هايي با كمك هنرمندان بيشتر تهيه كرد تا مردم كمتر به سراغ برنامه‌هاي ماهواره‌اي فارسي‌زبان بروند.

شب قبل مي‌آيند

هنرمنداني كه البته اكثر آنان در تهران زندگي مي‌‌كنند، شب قبل از برنامه به شيراز مي‌آيند و در هتل مستقر مي‌‌شوند، سپس صبح جمعه بايد البته كمي زود از خواب بيدار شوند صبحانه ميل كنند و خود را به باغ ارم برسانند، چرا كه استارت برنامه از 10 صبح زده مي‌شود و معمولا تا دقايقي بعد از 12 ظهر ادامه پيدا خواهد كرد.