خیابان ولیعصر چگونه متولد شد

پرشین فال

امروز قبل ازظهر روز پنج شنبه ششم تیر 98 - ساعت :
فال تاروت رایگان
فال تاروت اندروید


طالع بینی باستان

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
نرم افزار محاسبه سن
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
فال تاروت اندروید
خیابان ولیعصر چگونه متولد شد

روز : ماه : سال :

لحظاتی را با پرشین فال سرگرم شوید...! لطفا تاریخ تولد خود را وارد نمایید.

خیابان ولیعصر چگونه متولد شد!



به گزارش آتی نیوز به نقل از همشهری جوان، عبداله مستوفی در کتاب خاطراتش (شرح زندگانی من) ماجرای ساخته شدن خیابان پهلوی (ولیعصر)را این طوری تعریف کرده که رضا شاه تصمیم می‌گیرد کاخ تابستانی‌اش را در سعدآباد به کاخ زمستانی‌اش (کاخ مرمر) وصل کند. مهندس فردوسی، یکی از مهندسان شهرداری تهران که خیلی از خیابان‌های آن سالها را ساخته بود، برای این کار انتخاب شد. رضاخان مهندس را صدا کرد به کاخ سعدآباد و گفت این جا یک سنگ بگذار، مهندس هم گذاشته، رفت جلوتر، باز گفت یک سنگ بگذار، گذاشت ، همین طور رفت و مهندس سنگ گذاشت تا قنات باغ فردوس. آن جا دیگر رضاخان گفت حالا همین راه را بگیر و برو تا تهران! خیابان ولیعصر(عج) این طوری متولد شد.

 چه کسی چنارها را کاشت؟

 22 آبان 1312 در مجلس شورای ملی قانونی تصویب می‌شود با عنوان احداث و توسعه معابر و خیابان‌ها. این قانون راه را برای شهردار رضاخان، کریم بوذرجمهری، باز می‌کند تا دستور تخریب دیوارها و دروازه‌های تهران را بدهد و تهران کوچک قجری را به تهران درندشت امروزی تبدیل کند. قبل از آن فقط یک جاده خاکی بود که از پیچ شمیران در مرز شمالی تهران (خیابان انقلاب) راه داشت به دهات شمیران و مناطق خوش آب و هوا و اعیان نشین آنجا. آن موقع‌ها به آن می‌گفتند جاده قدیم (خیابان دکتر شریعتی). بعد که این خیابان ساخته شد، راه جدید شمیران محسوب می‌شد. البته قبل از آن، در زمان قاجار، پایین‌ترهای خیابان ولی عصر(عج) به صورت تکه تکه وجود داشت که آنها هم جزو خیابان‌های جدید شهر و برای قدم زدن شاهزاده‌ها و اعیان بود و دور و برش کاخ‌ها و باغ‌های نامداران قجری؛ از باغ فرمانفرما و کامران میرزا گرفته تا باغ اقبال‌الدوله (این باغ‌ها حالا به ترتیب شده‌اند کاخ مرمر، دانشکده افسری و بیمارستان نجات). رضاخان که آمد، اول کلی باغ قجری را صاف کرد و خیابان را تا راه آهن ادامه داد. بعد هم بوذرجمهری خندق‌ها و دیوارهای دور تهران را درب و داغان کرد و راه را برای ادامه دادن جاده باز کرد.

تا 1311 شمسی جاده هنوز خاکی بود. با رسیدن آسفالت به تهران، این خیابان و چند خیابان مهم دیگر تهران آسفالت شدند تا راه برای عبور ماشین‌های مرفهین بی‌درد، درست شود، اگر چه هنوز کسی آن بالاها زندگی نمی‌کرد. بعد از 1320 که شهر تهران برای توسعه شتاب گرفت، هرکسی وضعش بهتر بود، در امتداد دو خیابان منتهی به شمیران (جاده قدیم یا شریعتی و جاده پهلوی یا ولیعصر ) بالا رفت و هر کس وضعش ناجورتر بود، در امتداد دو خیابان منتهی به ری (خیابان ری و جاده قم) پایین رفت. تهران بزرگ و بزرگتر شد و آن خیابان قدیمی آرام آرام به ولیعصر (عج) امروزی تبدیل شد.

قبل از آن فقط یک جاده خاکی بود که از پیچ شمیران در مرز شمالی تهران (خیابان انقلاب) راه داشت به دهات شمیران و مناطق خوش آب و هوا و اعیان نشین آنجا. آن موقع‌ها به آن می‌گفتند جاده قدیم (خیابان دکتر شریعتی). بعد که این خیابان ساخته شد، راه جدید شمیران محسوب می‌شد

 مُهر مِهر امامزاده صالح (ع)

 درباره یکی از خاطره سازترین مکان‌های این خیابان می‌گویند : روزگاری آنها که از تکیه بازارچه تجریش دست دلشان را می‌گرفتند و پس از تسبیح فروش سر نبش، قصد ورود به امامزاده صالح بن موسی الکاظم (ع) می‌کردند، درختی ستبر، قد بلند و پر شاخسار سلامشان می‌کرد. گویی استقبال کننده‌ای کهنسال که یادگار سال‌ها نیاز و درماندگی و شوق زائران را در لابلای شاخه و برگش نهفته، آغوش گشوده است. اکنون اما از آن پیر سال و ماه که وفادار یار بود، اثری نیست و به جایش گنبد و گلدسته‌ای است که از دور چشم را می‌نوازد و دعوت می‌کند به بوسه‌ای بر ضریح و دستی به نشان ارادت بر سینه.

 به پندار من، تهران همچون طومار گسترده‌ای است با میلیون‌ها امضای رنگارنگ و در تردد که آغاز و انجام این طومار را حضرت امامزاده صالح (ع) در شمیران و حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در ری مهر زده اند. آستان مطهر حضرت صالح (ع) پناهگاهی است برای هر آنکه آستین پاره ای دارد و دل شکسته‌ای و جان نیازمندی. کم پیش نیامده که به هنگام تشرف، کسی را در حال رازگویی و اشکباری و نیاز ندیده باشی و چه حاجت‌ها که به واسطه فیض این بزرگ‌زاده روا شده است... . آنجا را دوست دارم؛ همان گونه که بارگاه جلالی و جمالی حضرت سلطان توس علی بن موسی الرضا (ع) را و همان گونه که آستان ارجمند حضرت سید الکریم عبدالعظیم حسنی (ع) را؛ به ویژه آنکه زمانی در غبار روبی ضریح مطهر حضرت صالح(ع) مشرف بوده‌ام و همچنین توفیق زیارت قبر آن جناب در سرداب و زیرزمین را داشته ام. ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید/ هم مگر لطف شما پیش نهد گامی چند...