آرام تر ازبرگ درختان

پرشین فال

امروز قبل ازظهر روز سه شنبه یکم مرداد 98 - ساعت :
فال تاروت رایگان
#41472 اصغر اصغر در صفحه دلتنگي :
سه شنبه 10 اردیبهشت 98 - 17:26  
 
1
 
0

آرام تر ازبرگ درختان
به من فرصت بده ؛ فقط يك ساعت ؛ نه فقط يك لحظه ؛ بگذاربراي آخرين بارخوب نگاهش كنم زمين راازچرخش نگهدار‍ ؛ درياهارامتوقف كن ؛ به پرندگان بگوديگربال نزنند ؛
به آدميزادگان بگو پلك برهم نگذارند ؛ به پروانه هابگو شمع رافراموش كنند ؛ به بلبلان بگوديگرنخوانند
اي مرگ : فقط يك لحظه ؛ فقط به اندازه بازشدن پنجره عشق؛فقط به قدرروئيدن نام اوبرلبم فقط …
اي مرگ : چرااين قدرزودآمده اي ؟فكرميكردم ميتوانم چندبهارنه صدبهارديگرباشم وبراي گلهاي ميخك وشبو شعربخوانم فكرميكردم ميتوانم صدهانامه ديگربراي چشمهاي اوبنويسم فكرميكردم ميتوانم ازآفتاب بالابروم وازنردبان شب پايين بيايم؟
چراآمده اي ؟آن هم اينگونه بي خبروناگهاني بگذاريكبارديگراوراصدا كنم ؛ يكبارديگربه اوسلام بگويم يكبارديگربه اوبگويم: « دوستت دارم »
يكبارديگربه اولبخندبزنم
اي مرگ : به من فرصت بده دسته گلي تقديم اوكنم وقلبم رانشانش دهم بگذار دمي درقلب او زندگي كنم . من هنوزهمه مهرباني هاي اوراكشف نكرده ام هنوزازكوچه هاي دلشوره نگذشته ام هنوزازصداي اومست نشده ام
اي مرگ بگذارپيراهني ازابريشم بپوشم وباران بشوم بگذاردرجزيره اي متروك نامش راروي صخره اي گمنام حك كنم بگذاربا آبهاي سرگردان دركنارخانه اش جان بدهم
اي مرگ آرام بگذاريكبارديگرشعرهايم رادرآينه نگاه كنم بگذاريكبارديگردرمقابلش بايستم بگذاريكبارديگرعطراوبه درونم سفركندودرستايش خورشيدي كه درقلبش نشسته شعربخوانم
به من فرصت بده ؛ فقط تاتكان خوردن پرده هاي اتاق وتا روشن شدن فانوسي كه روي ايوان اندوه است

  • هیچ چیزی هنوز ارسال نشده است