ساده..

پرشین فال

امروز قبل ازظهر روز سه شنبه بیست و یکم آذر 96 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
درباره صفحه :
 
45
| مدیر : hal
ساده هستم

ساده می بینم

ساده می پندارم زندگی را

نمیدانستم جرم می دانند سادگی را

سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم

ساده می مانم…

ساده میمیرم…

اما…

ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
ساده هستم

ساده می بینم

ساده می پندارم زندگی را

نمیدانستم جرم می دانند سادگی را

سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم

ساده می مانم…

ساده میمیرم…

اما…

ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
شنبه 16 آبان 94 - 12:47  
 
9
 
2

تو پارک نشسته بودم دیدم ی پسره دستاشو گرفته آسمون
دلم سوخت،فکر کردم مشکلی داره که اینجوری التماس خدا میکنه
رفتم جلو،دست گذاشتم رو شونش
گفتم داداش مشکلی هس؟کمکی از من برمیاد ؟
.
.
نگام کرد گفت :نه عزیزم لاک زدم منتظرم خشک بشه

شنبه 16 آبان 94 - 12:37  
 
8
 
2

وقتی یه خارجی سوار وسایل هیجان انگیز تو شهر بازی میشه :
واااااااای
ایوللللللل
خدای من عالیهههه

وقتی یه ایرانی سوار میشه :
یااااااا خدا گوه خوردم غلط کردم

شنبه 16 آبان 94 - 12:35  
 
8
 
1

پاسخ های جالب یک دانش اموز که باعث شد تا نمره صفر نگیرد

ناپلئون در کدام جنگ مرد؟
_ در اخرین جنگش!!!

اعلامیه استقلال آمریکا در کجا امضا شد؟

_ در پایین صفحه!!!!

علت اصلی طلاق چیست؟

_ ازدواج!!!

علت اصلی مردود شدن دانش آموزان چیست؟

_ امتحان!!!!

چه چیزهایی را هرگز نمیتوان در صبحانه خورد؟

_ نهار و شام!!!!

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

_ نیمیه دیگر آن سیب!!!

اگر یک سنگ قرمزی را در دریای آبی بیاندازیم چه خواهد شد؟

_ خیس خواهد شد!!!!

یک فرد چگونه میتوان هشت روز نخوابد؟

_ مشکلی نیست شبها می خوابد!!!!

خدا وکیلی ایوووول داره

شنبه 16 آبان 94 - 12:31  
 
6
 
9

ای زنان سست ايمان!!!!
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
اگر شوهرتان چهار زن داشته باشد، کارهای خانه بین ٤ نفر تقسیم می شود و حتی می توانید در اوقات فراغت با یکدیگر منچ ٤ نفره یا حکم بازی کنید!!!!

هیچ کار خدا بی حکمت نیست. ایمان بیاورید باشد که رستگار شوید.

شنبه 16 آبان 94 - 12:30  
 
7
 
0

دختره پست گذاشته از جمعه بدم میاد اه اه.ه
.
.جمعه خر است..
.
.




افغانیه اومده زیرش کامنت گذاشته ..
مرا فوش میدهی؟
پدرت خر است...اجدادت خراست...شوهر بر تو گیر نمیاید برمن ظلم روا میکنی..؟؟؟

جمعه 15 آبان 94 - 19:22  
 
6
 
3

بدترین قسمت سرماخوردگی اینه که :

آبريزش بينی داری بعد تو یه جمع يکی یه چيز باحال تعریف میکنه ميزنی زير خنده ...
.
.
.
.
.
.
.
.
يه حباب اندازه توپ هفت سنگ از دماغت ميزنه بيرون ...

جمعه 15 آبان 94 - 18:42  
 
5
 
8
---
---

چشم شما چطوریه؟

شنبه 09 آبان 94 - 21:17  
 
5
 
10

چگونه مردم ازاري كنيم؟؟؟؟

سه شنبه 05 آبان 94 - 23:11  
 
8
 
0

سر جلسه امتحان از بغل دستیم میپرسم جواب سوال 7 چی میشه؟
برگشته میگه عجب خنگی هستی تو صفحه 328 جوابش اومده بود دیگه

سه شنبه 28 مهر 94 - 20:40  
 
12
 
4

خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟



۱-ماهیتابه را میزارن رو گاز

۲- توی ماهیتابه روغن میریزن

۳- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن

۴- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن

۵- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن



آقایون چطور نیمرو درست میکنن؟



۱- توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن

۲- توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن

۳- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن

۴- توی ماهیتابه روغن میریزن

۵- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن

۶- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن

۷- چند تا فحش میدن

۸- دنبال کبریت میگردن

۹- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره

۱۰- ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد )!

۱۱- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن

۱۲- تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن

۱۳- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن

۱۴- میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن

۱۵- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن

۱۶- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن

۱۷- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن

۱۸- دنبال نمکدون میگردن

۱۹- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن

۲۰- دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن

۲۱- نمکدون رو پر از نمک میکنن

۲۲- صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون

۲۳- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن

۲۴- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه

۲۵- چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن

۲۶- توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن

۲۷- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن

۲۸- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون

۲۹- سریع برمیگردن توی آشپزخونه

۳۰- تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن

۳۱- ماهیتابه رو میندازن توی سینک

۳۲- دنبال ظرفهای مسی میگردن

۳۳- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن

۳۴- چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن

۳۵- یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن

۳۶- چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن

۳۷- یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه

۳۸- روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن

۳۹- چند تا فحش میدن و بلند میشن

۴۰- نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن

۴۱- قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن

۴۲- چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن

۴۳- با یه پارچه تنظیف قابلمه رو برمیدارن

۴۴- پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن

۴۵- نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن

جمعه 03 مهر 94 - 20:45  
 
15
 
1

تاحالادقت کردين؟
آقاهه يه اشتباه ميکنه. ...
خانمه سرش داد ميزنه....
آقاهه معذرت خواهي ميکنه...

* * * * * * * *

خانمه يه اشتباهي ميکنه....
آقاهه سرش داد ميزنه. .
بعد خانمه ميزنه زير گريه. ..
بازم آقاهه معذرت خواهي ميکنه. ...!

آقايون خداقوت✋

پنج شنبه 29 مرداد 94 - 13:50  
 
8
 
0

ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩ
ﺭﻓﺘﻩ ﭘﻤﭗ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﺑﺎﮎ ﺭﻭ ﭘﺮﮐﺮﺩﻩ
ﮔﻔﺕ : ﭼﻘﺪﺭﺷﺪ؟
ﻳﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ : ﺩﻭﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺁﺭﻭﻡ ﮔﻔﺕ : ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺯﻡ ﺧﻮﺷﺖ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺍﺯﻡ
ﮐﻢ ﭘﻮﻝ ﺑﮕﯿﺮﯼ
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻳﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ﻣﯿﻤﻮﻥ !ﮔﺎﺯﻭﻳﻴﻞ ﺯﺩﯼ ...!!

پنج شنبه 29 مرداد 94 - 13:49  
 
8
 
1

ینی حاضرم شرط ببندم
دختری تو ایران نیس که

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


وقتی لباس نو میخره باهاش جلو آینه نرقصه

پنج شنبه 29 مرداد 94 - 13:46  
 
9
 
1

ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺪﺭﮎ ﻟﯿﺴﺎﻧﺴﻢ ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﺑﺮﺍﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ :
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﺮﻡ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺩﻭ ﺗﺎ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ..خخخخ

پنج شنبه 29 مرداد 94 - 13:44  
 
7
 
3

عاقد: عروس خانم شما شاغليد؟
عروس خانم: بله حاج آقا.
عاقد: ميشه بفرماييد به چه شغلي مشغوليد؟
عروس خانم: معلمم.
عاقد: تبارک الله عروس خانوم معلمي شغل انبياست، خوب عروس خانم معلم چي هستين؟
عروس خانم: معلم رقص،
حاج آقا ساکت شد و دقيقا نميدونست که شغل کدوم يکي از انبياست ميگن هنوزم به افق خيره شده

پنج شنبه 29 مرداد 94 - 13:43  
 
8
 
0

دقت کردین ﺁﺩﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺣﺮﻓﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺍﺭﻥ
ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ :
ﺭﺍﺳﺘــــــــــــی.... ????

پنج شنبه 29 مرداد 94 - 13:42  
 
7
 
1

ﭼﻬﺎﺭﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ گواهینامه میدادن ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺏ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮎ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮﻥ
ﺑﻮﺩﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺭﺩﯼ
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﭼﺮﺍ؟
.
.
.
ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺯﻻﯾﻦ ﺧﺎﺭﺝ شدی
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺯﺩﻩ ﺯﯾﺮﻩ ﮔﺮﯾﻪﺏ ﺧﺪﺍﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺪﺍﺩﻥ
برا این ﺍﺯﻻﯾﻦ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﺍﻭﻥ ﺳﻪ ﺗﺎﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺳﺮﯾﻊ ﻻﯾنو ﻧﺼﺐ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ
اخرین بار که سرهنگ دیده شده روی سیم برق نشسته بوده قارقار میکرده...

دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:55  
 
10
 
3
شنا
شنا
دروغ میگه بندازیدش تو اب
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:52  
 
7
 
2
خخخ
خخخ
چی میخری؟
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:50  
 
11
 
3
عکس
عکس
زیبا
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:30  
 
7
 
2
عکس
عکس
حسرت
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:27  
 
8
 
2
عکس
عکس
خوشم اومد قانونمندی
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:24  
 
6
 
3
عکس
عکس
حقایق زندگی
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:22  
 
7
 
4
خخخ
خخخ
بیچاره بچه
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:19  
 
8
 
3
سلامتی
سلامتی
خدایا
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:14  
 
9
 
2
عکس
عکس
دل نوشته
دو شنبه 05 مرداد 94 - 23:10  
 
8
 
2
عکس
عکس
مبارکه
پنج شنبه 01 مرداد 94 - 1:00  
 
10
 
2
اون چیه ک 10 تا پا داره ولی یه جا وایساده راه نمیره 5 تا دست هم داره

.

.


.

.

.

.
.

پفک هستش/:
به کسی ربطی نداره
چیستان خودمه میخوام جوابش پفک باشه ㄟ(ツ)ㄏفضولاااااا
چهار شنبه 31 تیر 94 - 23:53  
 
8
 
5
يه شب ، داشتم ميخوابيدم که يهو يه پشه اومد صاف نشست







رو دماغم!







يه نيگا بهش انداختمو گفتم : سلام







گفت : عليک ..







گفتم : چيه؟







گفت: ميخوام نيشت بزنم







گفتم : بيخيال ... اين دفه رو کوتا بيا







گفت: تو بميري راه نداره . گشنمه .







گفتم : الان ميتونم با مشتم لهت کنم .







گفت : خودتم ميدوني که تا بياي بزني جا خالي دادمو مشتت ميخوره وسط دماغت !



....



به نظر حرفش منطقي ميومد !







گفتم : خيلي پستي







..ي دفه آهي بلند از ته دلش کشيد و ساکت شد ...







گفتم چي شد؟؟







گفت : حاضري ؟







گفتم: تا جوابمو ندي نميذارم بزني ...







وقتي اصرارمو ديد . دستمو گرفت و گفت : دنبالم بيا







گفتم کجا؟؟؟







گفت: مگه نميخاي جواب سوالتو بدوني ؟پس هيچ نگوو و دنبالم بيا







...ازجام بلند شدم و باهمديگه راه افتاديم و رفتيم رفتيم و بازهم رفتيم...







گفت: هنوزم اصرار داري بدوني يا همينجا کارو تموم کنم ؟؟







گفتم : اينهمه راه اومدم تا جواب سوالمو بگيرم ... بريم







يهو يه لبخند زد و با دست زد به پشتم و گفت: اين پشتکارته که







منو کشته !







راستش از شما چه پنهون ،يه جورايي ازش خوشم اومده بود .







به اين فکر ميکردم که اونقدا هم بچه بدي نيس !







تو اين فکرا بودم که يهو گفت : آهاااي پسر .ريسيديم !







گفتم : خب







گفت :خب که خب .







گفتم : زهر مااار ..پس جواب سوالم چي شد؟؟







يهو ديدم اشک تو چشماش حلقه زد و سرشو انداخت پايين !







گفتم :چيه ؟







گفت : اين سوراخو که ميبيني توش زنو بچم زندگي ميکنه !







اونشبي که يه پيف پاف خالي کردي تو اتاقت يادت مياد ، لعنتي؟؟







گفتم : آرره .چطور ؟؟







گفت: زن من اونشب اومده بود تو اتاقت . ولي توئه بی معرفت با اون زهرماري







که به خوردش دادي اونو افليج کردي . الان من موندم و 70 ، 80 تا بچه قد و نيم قد و يه زن افليج !!







اونم به اين خاطرکه توئه لعنتي حاضر نبودي يه چيکه از اون خونتو به ما بدي !!



سکوت سنگيني بينمون برقرار شد !







بغضي تلخ داشت گلومو فشار ميداد . راسشو بخوايد ديگه طاقت نيووردمو زدم زير گريه ........







از فرداي اونشب ما باهم شديم عين دوتا دوست خوب .







هرشب مياد پيشمو تا دلش ميخاد ميذارم خون بخوره .







راستش خودش حد و حدودشو ميدونه و هيچوقت سواستفاده نميکنه !







حال زنشم خدارو شکر روز به روز داره بهتر و بهتر ميشه !







تا اينکه ديشب ديدم دوتايي با زنش که يه عصا زير بغلش داشت







اومدن پيشم ..







جاي همگي خالي ..







دوتاييشون نشستن رو دماغم و گفتن : بزنيم ؟؟







منم خنديدمو گفتم :







هرچقد دلتون ميخايد بزنيد .خوش باشيد ...







.
.
.
.
تا آخر نشستي خوندي ؟
يعني اينقد بیکاری
چهار شنبه 31 تیر 94 - 23:42  
 
5
 
0
دیروز با یکی از همکارا بحث میکردم توهین کرد جوابشو ندادم.
دوستم بم گفت آفرین
شعورتُ نشون دادی با این سکوت