تا همیشه صدایت می کنم

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز پنج شنبه هجدهم آذر 95 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
طالع بینی سال 95 سال میمون به زودی...!
درصد تکمیل طالع بینی : 42%
درباره صفحه :
 
10
| مدیر : Ehsan672
قایقی خواهم ساخت دور خواهم شد از این خاک غریب
پنج شنبه 01 مهر 95 - 11:33  
 
4
 
0
لبخند بزن
لبخند بزن

خوشبختی واقعی زمانی است
که شخصی بتواند
از اعماق مشکلات و بدبختی ها
به زندگی لبخند بزند......

سه شنبه 30 شهریور 95 - 18:24  
 
4
 
0
پاییز....
پاییز....

نمیدانم من بیشتر پاییز را می فهمم
یا پاییز دلتنگی های مرا بیشتر می شناسد
هنوز نیامده صدایم میزند

یک شنبه 28 شهریور 95 - 13:07  
 
3
 
3
............
............

..........

سه شنبه 23 شهریور 95 - 18:16  
 
7
 
0
دلم میخواد
دلم میخواد

دلم

دو شنبه 22 شهریور 95 - 16:28  
 
7
 
0
هر چیزی
هر چیزی

و من میدانم چه چیزی!!!!!
صبر امانم را بریده است،
توهم میدانی چه چیزی؟؟؟؟؟

چهار شنبه 17 شهریور 95 - 18:26  
 
6
 
1
........
........

مخاطب خاص

جمعه 12 شهریور 95 - 14:11  
 
8
 
0
???
???

...

یک شنبه 07 شهریور 95 - 20:40  
 
4
 
1
.......
.......

......

سه شنبه 02 شهریور 95 - 19:59  
 
7
 
0
صبور باشیم.....
صبور باشیم.....

صبور باشیم.....

شنبه 30 مرداد 95 - 22:00  
 
8
 
0
......خخخخخ
......خخخخخ

..........

پنج شنبه 28 مرداد 95 - 17:38  
 
7
 
0
...........
...........

........

پنج شنبه 28 مرداد 95 - 17:25  
 
3
 
4
پاییز
پاییز

کاش چون پائیز بودم ... کاش چون پائیز بودم

کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم

برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشگ هایم همچو باران

دامنم را رنگ می زد

وه ... چه زیبا بود اگر پائیز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند ... شعری آسمانی

در کنارم قلب عاشق شعله می زد

در شرار آتش دردی نهانی

نغمه من ...

همچو آوای نسیم پر شکسته

عطر غم می ریخت بر دل های خسته

پیش رویم:

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام:

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

سه شنبه 26 مرداد 95 - 17:44  
 
5
 
0
چه روزهایی از دست رفته!!!
چه روزهایی از دست رفته!!!

.....

یک شنبه 24 مرداد 95 - 19:38  
 
9
 
2
واقعا چرا؟؟
واقعا چرا؟؟

یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگران فهماند ، نمی شود گفت
آدم را مسخره می کنند!

صادق هدایت

سه شنبه 19 مرداد 95 - 22:40  
 
7
 
1
حتی...
حتی...

دنیایتان را واژگون کنید
آدمهای شل زندگیتان سقوط می کنند
آنهایی که محکم پایتان مانده اند
را سفت بچسبید و ازشان مراقبت کنید به هر قیمتی!!!!!!
آنها تنها کسانی هستند که همیشه محکم پایتان ایستاده اند
حتی وقتی زندگیتان را دگرگون کرده اید.

حذف

دو شنبه 18 مرداد 95 - 22:23  
 
5
 
0
می بینی
می بینی

همیشه کسانی هستند که در نهایت دلتنگی نمیتوانیم آنها را در آغوش بگیریم بدترین اتفاق شاید همین باشد!!!!!شاید همین باشد!!!

شنبه 16 مرداد 95 - 16:35  
 
6
 
1
آغاز دوست داشتن
آغاز دوست داشتن

آغاز دوست داشتن

جمعه 15 مرداد 95 - 12:02  
 
4
 
4
تا همیشه
تا همیشه

به من بگو

سه شنبه 12 مرداد 95 - 21:31  
 
3
 
0
عاشق
عاشق

معشوق

یک شنبه 10 مرداد 95 - 20:25  
 
7
 
0
دوست داشتن
دوست داشتن

مراقبت میخواهد

شنبه 02 مرداد 95 - 21:31  
 
6
 
7
تا همیشه
تا همیشه

...

سه شنبه 29 تیر 95 - 21:12  
 
5
 
2
عشق
عشق

ﭼﺮﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺪ ﺩﻝ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ؟

ﻓﻴﻠﻤﻬﺎﻱ
ﺳﻴﻨﻤﺎﻳﻲ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ ﻭ ﺭﺍﺩﻳﻮﻳﻲ، ﻣﺠﻠﻪ ﻫﺎ ﻭ
ﻛﺘﺎﺑﻬﺎ ﻫﻤﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻋﺸﻖ ﻣﻲ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ . ﺑﻨﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ
ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﺷﺪﻳﺪﻱ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻋﺸﻖ ﺩﺍﺭﺩ . ﺁﺭﻱ، ﺍﻧﺴﺎﻥ
ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻳﻦ ﭼﻴﺰﻫﺎ ﺑﺪﻝ ﻋﺸﻖ
ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻋﺸﻖ ﺭﺍﺳﺘﻴﻦ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﻨﺪ .
ﺍﻭ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻤﺎ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ، ﻓﻴﻠﻤﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻛﺴﻲ ﺩﺭ ﻧﻘﺶ ﻋﺸﻖ
ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺍﻭ ﻣﻲ ﺍﻧﮕﺎﺭﺩ، ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ
ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﺍﺳﺖ، ﺟﺰﻳﻲ ﺍﺯ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﻓﻴﻠﻢ ﻣﻲ
ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﻱ ﻫﻢ ﺫﺍﺕ ﭘﻨﺪﺍﺭﻱ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ . ﺑﺎ
ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻲ، ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ . ﺑﺎ ﺍﺯ ﺑﺮ
ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺷﻌﺮﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﻋﺸﻖ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺑﺪﻟﻬﺎﻳﻲ ﻧﺎﺭﺳﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺠﺮﺑﻪ
ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻋﺸﻖ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻃﻌﻢ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﺑﭽﺸﺪ، ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻳﻦ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﻣﻌﻨﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺧﺖ ﺑﺮ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺑﺴﺖ . ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﻱ ﮔﺮﺳﻨﻪ
ﺑﻪ ﻏﺬﺍ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﻱ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﭘﻮﺷﺎﻙ ﻣﻲ
ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ . ﻓﻘﻂ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺳﻘﻔﻲ ﺑﺎﻻﻱ ﺳﺮ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ
ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ
ﻧﻪ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻳﻢ . ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﺟﺮﺍﺕ ﻭ ﺷﻬﺎﻣﺖ ﻣﻲ
ﺧﻮﺍﻫﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﻋﺸﻖ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻓﺪﺍﻛﺎﺭﻳﻬﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ
ﺍﺳﺖ : ﻭﺍﮔﺬﺍﺭﻱ " ﺧﻮﺩ ". ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﻱ ﺭﺥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ :
ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺗﻮ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ
ﻟﺒﺮﻳﺰ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ . ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ، ﻋﺸﻖ، ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﺴﺘﻲ ﻭ
ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

یک شنبه 27 تیر 95 - 19:32  
 
6
 
2
انتظار
انتظار

.............

شنبه 26 تیر 95 - 22:05  
 
8
 
9
خوشبختی
خوشبختی

همیشه راهی وجود دارد

شنبه 19 تیر 95 - 15:20  
 
6
 
3
چقدر سخته؟
چقدر سخته؟

چقدر سخت است که از تو می پرسند که حالت چطور است؟
و آرام میگویی خوبم خوب
در حالی که اگر بیش از گفتن این دو کلمه دهانت را باز کنی بوی جگر سوخته ات را همگان می فهمند
و وای به حال آن دلی که در پاسخ به این سوال با یک لبخند می گوید: عالی
و نمیدانیم که پشت این جواب کوهی از غم دارد...............

وقتی که غمی کوچک داریم گریه می کنیم یا ناراحت می شویم
اما غم های بزرگ خود را به شکلی دیگر نشان می دهند

شنبه 12 تیر 95 - 21:53  
 
8
 
0
دوست داشتن...
دوست داشتن...

دوست داشتن
فقط
برای
دوست داشتن!

چهار شنبه 09 تیر 95 - 20:06  
 
8
 
1
دوست داشتن
دوست داشتن

دوست داشتن

پنج شنبه 03 تیر 95 - 14:50  
 
6
 
5
شب های بارانی
شب های بارانی

خاطرات شب های بارانی، خاطراتی که فقط خودش میداند و من......
شب هایی که احساس میکنی فراموش شده ای....
شب هایی که با قدم هایی سنگین به دنبال پاسخ سوالی هستی که هیچکس جوابش را نمیداند...
شب های بارانی

یک شنبه 30 خرداد 95 - 14:19  
 
5
 
1

وقت شناسی
در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که 30 سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود. در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابر این کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند. پشت میکروفون قرار گرفته و گفت: 30 سال قبل وارد این شهر شدم. انگار همین دیروز بود. راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت. به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌ و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد. آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهالی محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمانی نیک دارد. در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفون قرار گیرد. در ابتدا از این که تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارم زمانی که پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بودم که برای اعتراف مراجعه کردم ...

شنبه 29 خرداد 95 - 18:03  
 
10
 
0
انتظار
انتظار

قانون انتظار میگه:
منتظر هر چی باشی وارد زندگیت میشه.
پس دائم با خودت تکرار کن:
من منتظر عالی ترین اتفاق ها هستم

12