غــــــم يـــار

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز جمعه دوازدهم آذر 95 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
طالع بینی سال 95 سال میمون به زودی...!
درصد تکمیل طالع بینی : 42%
درباره صفحه :
 
11
| مدیر : سپیده
«سه درد آمو به جونم هرسه یک‌بار// غریبی و اسیری و غم یار// غریبی و اسیری چاره دیره// غم یار و غم یار و غم یار»
جمعه 10 مهر 94 - 10:52  
 
7
 

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را

برای این همه ناباورخیال پرست ؟

به شب نشینی خرچنگ های مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علف های باغ کال پرست

رسیده ام به کمالی که جز انا لحق نیست

کمال دار برای من کمال پرست

هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاری ست

به چشم تنگی نا مردم زوال پرست

جمعه 10 مهر 94 - 10:45  
 
8
 

همه شب با دلم کسی می گفت

سخت آشفته ای ز دیدارش

صبحدم با ستارگان سپید

می رود ، می رود نگهدارش



من به بوی تو رفته از دنیا

بی خبر از فریب فرداها

روی مژگان نازکم می ریخت

چشمهای تو چون غبار طلا



تنم از حس دستهای تو داغ

گیسویم در تنفس تو رها

می شکفتم ز عشق و می گفتم

" هرکه دلداده شد به دلدارش

ننشیند به قصد آزارش

برود چشم من به دنبالش

برود عشق من نگهدارش "

آه ، اکنون تو رفته ای و غروب

سایه می گسترد به سینه ی راه

نرم نرمک خدای تیره ی غم

می نهد پا به معبد نگهم

می نویسد به روی هر دیوار

آیه هایی همه سیاه سیاه

فروغ فرخزاد

جمعه 10 مهر 94 - 10:41  
 
6
 

دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه ی کفش فرار و ور کشید

آستین همت و بالا زد و رفت

یه دفه بچه شد و تنگ غروب

سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود

به سرش هوای حوا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودش و تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ولی

آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت

چهار شنبه 08 مهر 94 - 11:39  
 
7
 

بهت پیله کردم بمونی ولی ، تو گفتی که اصرار بی فایدست
چقد گریه کردم نری يا نشد ، فقط توی گریه غرورم شکست
برو زندگی کن به فکرم نباش ، مهم نیست چقدر زندگیم سخت شه
برو شاید از بین ما این وسط ، اقلا یکیمون خوشبخت شه
داری زندگیمو به آتیش میکشی / من هرکاری کردم بمونی نشد
میخواستم که احساسمو درک کنی / من هرکاری کردم بتونی نشد
تو کبریت کشیدی به این زندگی / نشستم کنارت فقط سوختم
فقط قلب من پای این عشق بود / تو دل می بريدى و میدوختم

چهار شنبه 08 مهر 94 - 0:41  
 
6
 

تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب
تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آن گاه
چه آتش ها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من
كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب
مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخ كرده را از بی كسی، ها می كنم هر شب
تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب
كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب

چهار شنبه 08 مهر 94 - 0:32  
 
8
 

هیچ میدانی چرا چون موج
درگریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
- زان که بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه میخواهم نمی بینم
وآنچه می بینم نمی خواهم

دو شنبه 06 مهر 94 - 23:06  
 
10
 

دل به دلم که ندادی،

پا به پایم که نیامدی،

دست در دستم که نگذاشتی،

سر به سرم دیگر نگذار... که قولش را به بیابان داده­ام.

دو شنبه 06 مهر 94 - 23:01  
 
11
 

خستم کردن آدمات خدا....
خدا جــــــــــــونم!
خودت به این خوبی...
آدم هایت به که رفته اند؟؟؟

دو شنبه 06 مهر 94 - 22:59  
 
9
 

خدایا.....!!!!!!!
بهم گفتی قانع باشم
گفتم باشه.....
یادته بت گفتم هفت میلیارد نفر مال تو
یه نفر مال من؟
خدایا دیدی قانع نبودی.....

همون یه نفرم ازم گرفتى......

شنبه 04 مهر 94 - 19:03  
 
10
 

در غم یار یار بایستی یا غمم را کنار بایستی
به یکی غم چو جان نخواهم داد یک چه باشد هزار بایستی
دشمن شادکام بسیارند دوستی غمگسار بايستى