پاتوق بچه مشهدیا

پرشین فال

امروز قبل ازظهر روز سه شنبه بیست و یکم آذر 96 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
درباره صفحه :
 
17
| مدیر : moon
این صفحه برای آشنایی دوستان با شهر مشهد ... و بچه مشهدیای عزیز... ناگفته نمونه که بچه مشهدیای عزیز خیلی باحال و بامرام و اهل دلن ... در این صفحه اصطلاحات مشهدی ،جک های مشهدی،عکس و توضیحات در مورد مکان های دیدنی شهر مشهد وجود داره ،این یک صفحه عمومیه و همه دوستان می تونن پست بذارن...
شما هم دوست دارید تو این بحث شرکت کنید؟! :))
همین حالا ثبت نام کنید
#39828 zenith zenith میگه :
پنج شنبه 27 آبان 95 - 13:19  
 
1
 
0
ܓ♥●•٠تولدت مبارک بادܓ♥●•٠
ܓ♥●•٠تولدت مبارک بادܓ♥●•٠

این چندمین تولد توست؟
و چندمین انبساط مجدد کائنات؟
این چندمین بارخلقت است؟
و چندمین انفجار سکوت؟
چندمین لبخند آفرینش؟
خورشید را چندمین بار است که میبینی؟
و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟
و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟
چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟
چندمین دم!؟
چندمین آن!؟
آه که تو چقدر خوشبختی!
و جهان چه پرغوغاست
که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . . .
http://www.namasha.com/v/u9K1nKoG

#33295 moon moon میگه :
چهار شنبه 11 آذر 94 - 7:42  
 
5
 
0
یا علی بن موسی الرضا...ادرکنی...
یا علی بن موسی الرضا...ادرکنی...

شیخ عباس قمی در فوائدالرضوي میگوید : كاروانی از سرخس اومدند پابوس امام رضا (ع) ، یه مرد نابینایی تو اونها بود ، اسمش حیدر قلی بود.
اومدند امام رو زیارت كردند و از مشهد خارج شدند و در منزلیه مشهد اُطراق كردند ، و به اندازه یه روز راه از مشهد دور شده بودند

شب جوونها گفتند بریم یه ذره سر به سر این حیدر قلی بذاریم خسته ایم بخنیدیم و سر گرم بشیم
كاغذهای تمیز و نو گرفتند جلوشون هی تكون میدادند ، بعد به هم میگفتند ، تو از این برگه ها گرفتی؟ یكی میگفت : بله حضرت مرحمت كردند
فلانی تو هم گرفتی؟ گفت : آره منم یه دونه گرفتم ، حیدر قلی یه مرتبه گفت : چی گرفتید؟

گفتند مگه تو نداری ؟ گفت : نه من اصلاً روحم خبر نداره ! گفتند : امام رضا برگ سبز میداد دست مردم ، گفت : چیه این برگ سبزها ، گفتند : امان نامه از آتش جهنم ، ما این رو میذاریم تو كفن مون قیامت دیگه نمیسوزیم ، جهنم نمیریم چون از امام رضا گرفتیم ، تا این رو گفتند

دل كه بشكند عرش خدا میشود ، این پیرمرد یه دفعه دلش شكست با خودش گفت : امام رضا از تو توقع نداشتم ، بین كور و بینا فرق بذاری ، حتماً من فقیر بودم ، كور بودم از قلم افتادم ، به من اعتنایی نکردی

دیدن بلند شد راه افتاد طرف مشهد ، گفت : به خودش قسم تا امان نامه نگیرم سرخس نمیآم باید بگیرم ، گفتند : آقا ما شوخی كردیم ما هم نداریم ولی هرچه كردند آروم نمیگرفت خیال میكرد كه اونها الكی میگند كه این نره

شیخ عباس میگه : هنوز یه ساعت نشده بود دیدند حیدر قلی داره بر میگرده ، یه برگه سبزم دستشه ، نگاه كردند دیدند نوشته : اَمانٌ مِّنَ النار انا ابن رسول الله على بن موسى الرضا

گفتند : این همه راه رو تو چه جوری یه ساعته رفتی ؟ گفت : چند قدم رفتم ، یه آقایی اومد گفت : نمیخواد زحمت بكشی من برات برگه امان نامه آوردم بگیر و برگرد...

#33292 moon moon میگه :
چهار شنبه 11 آذر 94 - 7:25  
 
4
 
0
.......
.......

اربعین کربلا که قسمتمون نشد ان شاءالله سال آینده و سال های آتی... قسمت و روزی همه آرزومندا بشه...
خدارو شکر مشهد و داریم... و این اربعین هم در جوار حرم مطهر آقا امام رضا (ع)، دعاگوی همه دوستان و شیعیان ایشان هستیم...
اربعین حسینی بر همه دوستان تسلیت باد...
.
.
التماس دعا دوستان...

#33290 moon moon میگه :
چهار شنبه 11 آذر 94 - 7:00  
 
4
 
0
.......................
.......................

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

#33288 moon moon میگه :
چهار شنبه 11 آذر 94 - 6:36  
 
3
 
0
در صحن و سرایت همه جا گشتم و دیدم ، جایی ننوشته است گناهکار نیاید...
در صحن و سرایت همه جا گشتم و دیدم ، جایی ننوشته است گناهکار نیاید...

گفتم اینجا تا مشهد چقدر راه است؟!

گفت : آنقدر که بگویی...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

#32856 moon moon میگه :
چهار شنبه 04 آذر 94 - 13:42  
 
6
 
2
یا امام رضا...
یا امام رضا...

مولای من ! می خواهم از زائری بگویم که جاده به جاده شهر به شهر گذشته اند تا نفسی مهمان شوند و از می عشق تو بنوشند...

میخواهم از سنگفرش آستان مقدست بگویم که سجده گاه قدوم مهمانانت شده است.
از کبوتران عاشقی که گرداگرد حرم پاک تو میچرخند و تورا طواف میکنند.

از نسیم بگویم که بیرق گنبدت را بوسه باران میکند و عطر دلربای تو واشک تمنای زائرت را به اوج افلاک میبرد.
مولای من ! میخواهم از آسمان بگویم که هر روز نه هر ساعت نه هر لحظه و ثانیه ازتو جان میگیرد و در پیشگاه شکوه تو جان میدهد.
ای آفتاب مهربانی ! می خواهم از خورشید بگویم که هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ میزند و از ضریح تو نور میگیرد.
ای حجت خدا خوش به حال جاده که از قدوم زائرانت بغض تنهایی خود را می شکند وخاک پایشان را به سینه زخم آلود خود می زند که عمری است از طواف تو جا مانده است.

تو میزبان گریه ها و نیازها :
غم ها و دلتنگی های ما هستی.
تو غربیی را احساس کرده ای!
حال غریبه ها به استان کرم تو چشم دوخته اند و به دستان پر مهرت توسل کرده اند...

#32698 سیا سیا میگه :
سه شنبه 03 آذر 94 - 9:49  
 
8
 
0

همه جای دنیا مِگَن وَخِزِن کار خوب کُنِن مِبَرَنِتان تو بهشت . خب ما که الان تو خود بِهِشتِم تَکلیفِما چیه ؟؟ ‎
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پرچم خیلی رفت بالا دیده نِمِره

#32480 moon moon میگه :
جمعه 29 آبان 94 - 16:26  
 
6
 
2
از این به بعد هر چهارشنبه یک عکس و یک مطلب درباره امام رضا(ع) میذارم...دوستان هم اگه دوست داشتن مطلب بذارن و با امام رضا(ع) درد و دل کنن...
از این به بعد هر چهارشنبه یک عکس و یک مطلب درباره امام رضا(ع) میذارم...دوستان هم اگه دوست داشتن مطلب بذارن و با امام رضا(ع) درد و دل کنن...

آقا دلداده ات این روزها حال خوبی ندارد

لطفا نگاهش کن

خوب میداند رو سیاه است

اما ، کجا رود ؟ وقتی

جز شما مهربانتر سراغ ندارد...

#32351 سیا سیا میگه :
چهار شنبه 27 آبان 94 - 9:09  
 
7
 
0
شادباش
شادباش

ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﺸﻬﺪﯼ :
.
.
.
ﺯﻥ : ﭼﻘﺪ ﺧﺎﻃﺮ مورهِ مخی؟
ﻣﺮﺩ : ﻣﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺎطرخواتوم !
ﺯﻥ : ﻧِﻪ ﺑُﮕﻮ ﭼﻘﺪ؟!
ﻣﺮﺩ : ﻣِﻔﻬﻤﯽ ﺯﻥ ، ﻣﻮ ﻋﯿﻦ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻮﻡ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢﺳﯿﻤﮑﺎﺭﺕ ﺗﻮﺷﯽ !! .. ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﻮﻡ ﯾَﺮﻩ !!!..
ﺯﻥ : ﺍﯼ ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻮم ﺑُﺮُﻡ ، ﭼﯽ ﺭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﺭِﻓﺘﻪ !!..
.
.
.
ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﺗﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﯿﮕﻪ :
چی ﺯﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯾﻪ .. ﻧِﻤِﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﺍﯼ ﮔﻮﺷﯽ ﭼﯿﻨﯿﻪ!
ﭼﺎﺭﺗﺎ ﺳﯿﻤﮑﺎﺭﺕ ﻣﻮﺧﻮﺭﻩ ..

#32349 سیا سیا میگه :
چهار شنبه 27 آبان 94 - 8:59  
 
7
 
1
شادباش
شادباش

با درود بر همشهری گرامی ،

زادروزتون فرخنده باد
امیدوارم فرصت زندگی پیش رویتان سرشار از پیروزی و بهروزی باشد.
شاد و تندرست باشید.

#32343 saraaaaa saraaaaa میگه :
چهار شنبه 27 آبان 94 - 6:27  
 
5
 
2
....،
....،

تولدت مبارک.....

#32213 سیا سیا میگه :
یک شنبه 24 آبان 94 - 10:25  
 
6
 
0

خواستگار: ملاک های شما بریـ یه ازدواج چیه!؟!
دختر خانم گرامی: بری مو هم ای تفاهم خیلی مهمه!
خواستگار: تفاهم که ها! دِگه؟
دختر خانم گرامی: مهم تفاهمه و یه دِنه خانه
خواستگار: خب ها! دِگِه چی!؟
دختر خانم گرامی: مهم تفاهمه و یه دانه خانه و یه باغ تو طرقبه!!
خواستگار: دگِه چه ملاک هایی دِرِن؟!
دختر خانم گرامی: خب همو تفاهم و یه دِنه خانه و یَک ماشین مدل بالا هم خوبه خب!
خواستگار: دگه؟!
دختر خانم گرامی: خب تفاهم و خانه و ماشین رو گفتُم..یه عالمه هم پول دِشتهِ بِشی بد نیست!
خواستگار: دِگِه امری نِدِرِن!؟ (ماااااامااااااان )
دختر خانم گرامی: چرا!چرا! ها! نُمُخوام که شما هم زیاد به زحمت بیُفتِن
و روتان فشار بیه!"تفاهم" رو هم فراهم نکردِن اشکالی نِدِره!!
خواستگار: ها..ای دست گلتان درد نُکُنه...مو بُرُم یه دوری بِزِنُم باز میام!!

#32207 moon moon میگه :
یک شنبه 24 آبان 94 - 9:01  
 
10
 
8
یا علی بن موسی الرضا...
یا علی بن موسی الرضا...

توبزن نقاره زن اسیرآهنگ توام
به امام رضابگوبدجوری دلتنگ توام ...

یاعلی بن موسی الرضاالمرتضی ادرکنی ..

یا امام رضا دلتنگتم بدجور

یکی از خادمان اقا علی بن موسی الرضا تعریف میکرد:
داشتم تو صحن انقلاب قدم می زدم، دیدم کنار پنجره فولاد خیلی شلوغه ... سریع خودم رو رسوندم به پنجره فولاد و دیدم امام رضا به اذن خدا یک دختر چهارساله که کور مادرزاد بود رو شفا داده.
با کمک پدرش و چند تا از خادمین دیگه دختر رو از لابلای جمعیت بیرون کشیدیم...
داشتیم می رفتیم سمت اتاق شفایافتگان، که دیدم پدرِ دختر رو سمت پنجره فولاد کرد و با لهجه زیبای خودش با امام رضا صحبت می کرد....

اول فکرکردم داره تشکر می کنه
خوب گوش کردم دیدم داره به امام رضا میگه آقاجان دستت درد نکنه، ولی آقا اینا دو تا خواهر دوقلو هستند، حالا من این یکی رو می برم، جواب اون یکی رو چی بدم. و اشکاش همینطور داره می ریزه. اشک شوق شفای این دخترش و بغض برای اون یکی دخترش قاطی شده بود.

تو همین حال واحوال بود که رسیدیم اتاق شفایافتگان و ماجرا را ثبت کردیم و همراه این پدر و دختر راهی محل اقامت شون شدیم.
وقتی رسیدیم در هتل دیدیم اونجا هم شلوغه...
پرسیدیم چی شده؟
گفتند: امام رضا یه دختر چهارساله که کور مادرزاد بود رو شفا داده...

قربون کرمت آقاجان ...یاعلی بن موسی الرضا...

#32088 moon moon میگه :
چهار شنبه 20 آبان 94 - 18:00  
 
10
 
0
یا ضامن آهو...... ضامن ما هم باش ....
یا ضامن آهو...... ضامن ما هم باش ....

♥♥♥ ﺷﻬﺮ ﻣﺸﺪ ﻛﻪ ﺷﻬﺮﺑﺎﺻﻔﺎﯾﻪ ♥♥♥
ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺁﻗﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎﯾﻪ
ﻫﺮ ﻃﺮﻓﺶ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ، ﺑﻬﺸﺘﻪ
ﺭﻭ ﺳَﺮﺩَﺭﺍﺵ ،ﺍﺳﻢ ﺁﻗﺎﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﻫﺮﺧﯿﺎﺑﻮﻧﯽ ﻛﻪ ﻣِﺰِﺭﯼ ﻗِﺪﻡ
ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﻫﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺩَﻡ ﺑِﺪَﻡ
ﻣﺸﺪﯾﺎ ﺩﺳﺖ ﻣِﺰِﺭَﻥ ﺭﻭﺳﯿﻨﻪ
ﺳﻼﻡ ﻣﺪﻥ ﺗﺎ ﺁﻗﺎﺷﺎﻥ ﺑﺒﯿﻨﻪ
ﻛﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻛﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺸﺪ ﺑِﻼﯾﻪ
ﻣِﺮِ ﺣَﺮﻡ ، ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ﻛﻔﺘﺮﺍﯾﻪ
ﻣﻨﺘﻈﺮِ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻓﯿﺶِ ﻏﺬﺍﯾﻪ
ﯾﺎ ﺗﻮ ﻧﺦِ، ﺍﻭ ﮔﻨﺒﺪِ ﻃﻼﯾﻪ
ﺑﭽﻪ ﻣﺸﺪ ﺻﺎﺩﻕ ﻭ ﺑﺎ ﻭﻓﺎﯾﻪ
ﻛﻔﺘﺮ ﺟﻠﺪِ ﺣﺮﻡ ﺁﻗﺎﯾﻪ
ﻫﺮﺟﺎ ﺑﺮﻩ ، ﻫﺮﻛﺠﺎﺭﻩ ﺑﺒﯿﻨﻪ
ﺑﺎﺯﻡ ﻣﯿﻪ ﻛُﻨﺞ ﺣﺮﻡ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ
ﺯﻻﻝ ﺍﺷﻜﯽ ،ﻛﻪ ﺭﻭ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﺷﻪ
ﺷﺎﻫﺪ ﻋﺸﻖ ﭘﺎﻙ ﻭ ﺑﯽ ﺭﯾﺎﺷﻪ
ﺁﺭﺯﻭﺷﻪ ﻛﻪ ﺩﻡ ﺩﻣﺎﯼ ﻣﺮﺩﻥ
ﺁﻗﺎ ﻛﻨﺎﺭﺵ ﺑﯿﻪ ، ﻗﺒﻞ ﺑﺮﺩﻥ...

#32087 moon moon میگه :
چهار شنبه 20 آبان 94 - 17:57  
 
8
 
1

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﮔﺸﻮ ﺯﺩﻩ

ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩ...
.
.
.
خاک بر سرش...

#32086 moon moon میگه :
چهار شنبه 20 آبان 94 - 17:56  
 
9
 
0

به مشهدیه میگن بیا منطقی حرف بزنیم میگه باشه ولی هرچی مُو گفتُم...

#32085 moon moon میگه :
چهار شنبه 20 آبان 94 - 17:55  
 
7
 
0

از مشدی مُپُرسَن ۱۰ تا بچه چٌغٌک دِرِم گربه میه ۶ تا شانه موخوره . چند تا ممانه ؟؟
مگه او دِگه جاشانه یاد گیریفته میه بقشانه هم موخوره!!

#32084 moon moon میگه :
چهار شنبه 20 آبان 94 - 17:54  
 
7
 
0

از یه مشهدی پرسیدن با کدوم عبادت بیشتر حال میکنی ؟ گفت نماز میت !
پرسیدن چرا ؟ گفت وضو که نِمِخِه رکوع و سجده نِدِره صفشم که خر تو خره
کفشاتِ رَم در نِمِیِری هم آخرشم ناهار مِدَن...

#32011 moon moon میگه :
دو شنبه 18 آبان 94 - 18:25  
 
8
 
0

یــــِــــکاری کـــــُــــن کـــــِــه اشکـــــــــات خـــــَــــنده بـــــِـشَـــن
×
×
×
بـــــِـــگو بـــِ دَرَکــــــ کــــِ مُشــــــکلاتـ حَـــــل نمیـــــــشــَن … ツ

چهار شنبه 04 شهریور 94 - 9:55  
 
9
 
1

نیشابوری......سلامتی راننده تاکسی که اول دارایی میگف شهرک شهرک من گفتم مستقیم نمیری ؟ گف : بِیشی عنِدَره ...دمش گرم البته تا راه افتادیم گف : البته کِرَی شهرک باهات حساب مونوم

#28370 moon moon میگه :
چهار شنبه 04 شهریور 94 - 7:33  
 
9
 
3

دوستان بیاید امروز دعا کنیم ...و از آقا امام رضا حاجاتمون رو بخوایم... آقا خیلی بزرگواراند و معروف به امام رئوف... تا بحال هیچ کس دست خالی از در خونشون برنگشته...
اول از همه فرج آقا آمام زمان ... و بعد دعا کنیم برای آرزومندانی که آرزو دارن الان و در چنین روزی تو مشهد و در حرم مطهر آقا باشن...ان شاءالله قسمتشون بشه...
دوم بیمارانی که محتاج دعای ما هستند...انشاءالله به لطف آقا امام رضا(ع)شفا پیدا کنن...
انشاءالله مشکلات همه دوستانی که امروز منتظر دعا ی ما هستند...حل بشه و آرزوهاشون برآورده...
برای همدیگه دعا کنین دوستان که دعا در حق همدیگه یقینا مستجاب...
شماهم دعا کنید...
دعاهاتون اینجا بنویسید که دوستان با خوندنش دلگرم بشن... آمین...

#28369 moon moon میگه :
چهار شنبه 04 شهریور 94 - 7:24  
 
9
 
0
آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردند باران مهر و رحمت و نور و صفا بارید دل را بـه عـشق پاک “آقا” آشنا کردند...
آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردند باران مهر و رحمت و نور و صفا بارید دل را بـه عـشق پاک “آقا” آشنا کردند...

باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
« آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»

هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند

بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند

«هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند

هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرببلا مبتلا کنند

دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند

از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»

#28367 moon moon میگه :
چهار شنبه 04 شهریور 94 - 7:18  
 
8
 
0
میلاد على بن موسى الرضا ، مأواى دل‏شکستگان و تکیه‏گاه درماندگان بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد . . .
میلاد على بن موسى الرضا ، مأواى دل‏شکستگان و تکیه‏گاه درماندگان بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد . . .

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده
اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .
میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک

#27779 moon moon میگه :
جمعه 30 مرداد 94 - 20:15  
 
11
 
4
باغ نادری...
باغ نادری...

نادر شاه در هنگام حیات خود دستور ساخت آرامگاهی کوچک در بالا خیابان مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال ۱۱۴۵ هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام رضا از خشت و گل ساخته شد. قوام‌السلطنه در اواخر عهد قاجار (۱۲۹۶ خورشیدی) در محل یکی از مقابر ویران شده نادری، آرامگاه تازه‌ای برای وی ساخت و استخوانهای او را از تهران به مقبره مزبور حمل کردند. ساختمان جدید که در محل فعلی آرامگاه وی قرار داشت مدتی بر پا بود تا این که انجمن آثار ملی ایران در سال ۱۳۳۵ خورشیدی درصدد بر آمد آرامگاهی مناسبِ شأن نادرشاه برای وی در همان محل مقبره ساخته قوام‌السلطنه ساخته شود. این کار از سال ۱۳۳۶ شروع و در سال ۱۳۴۲ به پایان رسید. ساختمان جدید آرامگاه نادر شاه افشار در تاریخ ۱۲ فرودین ماه سال ۱۳۴۲ با حضور محمد رضا پهلوی به همت انجمن آثار ملی ایران در باغ نادری بازگشایی شد.

این موزه هم‌اکنون تحت مدیریت سازمان میراث فرهنگی اداره می‌شود. در اواخر سال ۱۳۸۶ باغ موزه نادری که بر اساس طرح نوین بهسازی مورد بازنگری و تعمیرات در فضاهای داخلی قرار گرفته بود پس از ۶ ماه تعطیلی دوباره بازگشایی شد.

#27778 moon moon میگه :
جمعه 30 مرداد 94 - 20:12  
 
11
 
0
آرامگاه نادر شاه افشار مشهور به باغ نادری
آرامگاه نادر شاه افشار مشهور به باغ نادری

تندیس نادرشاه افشار ساخته ابوالحسن صدیقی
آرامگاه نادرشاه بنایی است در مجموعه باغ موزه نادری در شهر مشهد که به یادبود نادرشاه افشار در سال ۱۳۴۲ خورشیدی توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شده‌است. ساختمان آرامگاه نادر شاه از قسمت مرکزی که محل تدفین نادرشاه میباشد و دو تالار موزه تشکیل شده است که یکی از آنها موزه اسلحه دوره‌های مختلف تاریخ ایران و دیگری موزه اسلحه و آثار مربوط به دوران نادرشاه را نمایش میدهد.
واقعا جای قشنگیه...

#27777 moon moon میگه :
جمعه 30 مرداد 94 - 20:04  
 
10
 
2

دوستان مشهدی عزیز... سلام
من این پیج و به امید شما باز کردم...بیاید و پست های قشنگ بذارید مربوط به شهر مشهد،جاذبه های گردشگریش،مکان های معروف و تفریحی ،جک های مشهدی،اصطلاحات مشهدی و ....
مدیونید اگه این پست و بخونید و پستی نذارید...
منو در همیشه بروز نگه داشتن این پیج یاری کنید...

#26698 moon moon میگه :
سه شنبه 20 مرداد 94 - 0:13  
 
12
 
4
روباه و زاغ...
روباه و زاغ...

سلامتی “اعدامی” که جرم ریفیقشِ گردن گرفت ،
بالای چوبه ی دار ازش پرسیدن : حرف آخرت چیه یره ؟؟؟
گفت به “رفیقُم” بِگِن از ای بیشتر از دستُم بر نیآمد . . . !!!

#26507 moon moon میگه :
شنبه 17 مرداد 94 - 15:42  
 
14
 
1
شعر جالب به زبان مشهدی...
شعر جالب به زبان مشهدی...

ها مویم بِلدُم!!!

خنده های تلخ ... تلخ ... تلخ


زندگی مثل یک رود جاریــه!!

اما شنا کردن توش اجباریــه!!

زندگی مُکُنُمُ نفس مِکِشُم!!

مو که نوموخوام!! از روی بیکاریـــه!!

درسته شاد بودن خیلی خوبه!

ولی غصه خوردن هم واسه خودش یَک حالـــیه!!

درسته چُغُکُمُ باید پر بِزِنُم!

ولی ای روزا انگار

حس آزادی ، بودن توی یِ اتاق خالیـــه!!

این واسه تموم شدن شـــــعر:

این روزها روم به دیوار شراب مُخورن تا مست بِرَن!!

ما نخورده و نچشیده! روزگارمان حالی به حالیــه!!

تازه محسن چاوشی هم مِگِه!

برای گریه کِردنات یَکی دو روزی کافیــه!

گریه نِکن بریــ یه مــو! ای یم بریـ یه قافیه!!



چیه!؟ چرا اینجوری نگاه مُکُنِن! خو مگه مو از زن دکتر نیما افشار کَمتَرُم!؟! خب مویم شعر مُگــُــم!!

البته برام مهم نیست که شعرش خوب باشه!اصلا شعر بشه اسمش ر گذاشت!مو فقط کلامت ذهنُم ر کنار هم مِچینُم! فقط همی!!
_ااااا واقعا!؟؟! هی هی هی ( به سبک خانم شیرزاد)

#26506 moon moon میگه :
شنبه 17 مرداد 94 - 15:38  
 
10
 
0
و باز هم شله...
و باز هم شله...

بیشترین سوالات مشهدی ها در دهه محرم : سوال اول : شله چه ساعتی مدن؟ سوال دوم : سطلی ام مدن حالا؟ سوال سوم : مطمئنی اینجه شله مدن؟ سوال چهارم : این همه راه مرم تموم نشده باشه ؟ سوال پنجم : خواستن شله بدن یه تک مزنی؟ - روزهای اول دهه کمتر، ولی روزهای آخر دهه محرم ، شما شاهد جنب و جوش مشهدی ها برای تعامل با پدیده شله هستید. شله فارغ از آنکه، یک آش بسیار بسیار خوشمزه است (یکی از راه های محبوب شدن در بین مشهدی ها، آن است که نسبت به شله ابراز احساسات شدیدی از خودتان بروز دهید) نقش تعیین کننده ای نیز در مراسمات عزاداری دارد. در هیئت ها، به شکل بسیار مشهودی «شبهای شله» از شب های غیر شله شلوغ تر است و البته نباید فراموش کرد که شله، برای مشهدی ها نه فقط یک نوع پذیرایی، بلکه جزئی از عزاداری محسوب می شود. خاطرات بسیاری از معجزات شله وجود دارد . به عنوان مثال اصطلاحی بین بعضی هیئت های قدیمی وجود دارد که می گویند: (شله سید شهدا حتما برکت می کنه، ما شده با همی یه دیگ شله هزار نفرو غذا دادم ) یا ( اینقدر جوون سر همی دیگ به آرزوهاشا رسیدن ) - گذشته از این، شله در تعیین شاٌن اجتماعی افراد نیز موثر است ، به عنوان مثال یکی از نشانه های افراد پر نفوذ در مشهد آن است که سطل بزرگ شله را می آورند، در منزلشان تحویل می دهند! یک سطل شله می تواند شما را در حد ستاره های سینما نزد خانواده یا اقوام محبوب نماید. یکی از اشتغالات تازه دامادها برای نشان دادن خودی به خانواده همسرشان، جور کردن یک سطل پر شله با قیمه اضافه است، که طی مراسم خاصی در منزل پدرزن تحویل داده می شود! - خوردن شله نیز آداب خاصی دارد . ابتدا سفره های پلاستیکی را می اندازند و سبد های پنیر و سبزی را همراه با نان در سفره می چینند. تا اینجا همه در آرامش سر سفره نشسته اند، به صورتی که اگر به فضا آشنا نباشید تصور خواهید کرد این آرامش ادامه پیدا خواهد کرد. افراد معمولا چند لقمه نان و پنیر می خورند که بیشتر جنبه گرم شدن دارد. سپس قسمت دوم یعنی توزیع نوشابه آغاز می شود. نوشابه باید چند ویژگی داشته باشد . حتما باید شیشه ای ، مشکی و کوکا باشد البته به دلیل تحریم برند های اسرائیلی در هیئت های انقلابی زمزم هم جایز است. هر نوشابه معمولا دو تا چهار بشقاب را ساپرت می کند لذا با توجه به توانایی های خود، نوشابه اضافه هم می توانید بردارید. در نهایت قسمت اصلی سفره یعنی توزیع بشقاب های شله آغاز می شود. در این موقعیت مشهدی ها سبک نشستن شان را تغییر می دهند و از حالت چهار زانو به حالت دو زانو در می آیند که در این حالت هم به بشقاب مسلط هستند و هم به فضای خارج از سفره و روند تردد سطل های سر ریز. همه فرایند خوردن شله فقط با یک دست انجام می شود و دست دوم باید برای نشان دادن واکنش سریع به افراد توزیع کننده سرریز همواره آزاد باشد. - هر مشهدی به صورت میانگین یک کیلو و نیم شله را می تواند بخورد که این میزان با باز کردن کمربند و حتی دکمه های یقه پیراهن در روزهای گرم و تابستانی، می تواند افزایش یابد. اگر برای اولین بار است که شله می خورید به حرف مشهدی ها که اصرار دارند بیشتر بخورید ، شله خودش جای خودش را باز می کند توجه نکرده و با جون خود بازی نکنید!

منبع:فان بروز

#26505 moon moon میگه :
شنبه 17 مرداد 94 - 15:31  
 
13
 
0

موُ دوست نِدِرُم کسی از اینجه غمگین بره بیرون..یه لبخند گنده بِزِنن...ها همیـــه....

123