بچه که بودیم......

پرشین فال

امروز قبل ازظهر روز چهار شنبه یکم آذر 96 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
درباره صفحه :
 
20
| مدیر : AEA
بچه که بودیم یادمون دادن که شروع هر کاری با نام خداست و فقط این اسمه که گره های کور زندگی مونو باز می کنه.

بزرگ که شدیم یادمون رفت ، که آنقدر پیچ خوردیم تو گره های زندگی که کور شدیمو نمی بینیم کسی رو که فقط اسمش کافیه تا هر در بسته ای باز بشه .

بچه که بودیم یادمون دادن رسم خط و پاره خط و اینکه یه خط از کجا شروع می شه و به کجا ختم.

بزرگ که شدیم یادمون رفت خط هایی که رو صورتمون رسم شد، ردپای کدوم درد به جا مونده رو قلبمون بوده و از کجا شروع شد و اصلا به کجا ختم؟

بچه که بودیم یادمون دادن چطور مدادرنگی هامونو به بغل دستی مون که یادش رفته بیاره یا اصلا نداشته که بیاره، شریک شیم تا نقاشیش بی رنگ نمونه.

بزرگ که شدیم یادمون رفت سفره ی خالیه همسایه مونو، و هیچ تلاشی برای شریک شدن تو رنگی شدنش نکردیم.

بچه که بودیم یادمون دادن برای کمک به بابای مدرسه، هفته ای یه بار خودمون آشغالای حیاطو جمع کنیم.

بزرگ که شدیم یادمون رفت به رفتگری که تو چله ی زمستون آشغالای کوچه رو جارو می زنه ،حتی سلام بدیم.

بچه که بودیم یادمون دادن که وقتی تو بازی یکی خورد زمین، چطور دستشو بگیریم و کمکش کنیم تا دوباره بایسته.

بزرگ که شدیم یادمون رفت بزرگترین صحنه ی زندگی، دنیاست و ما کمک به ایستادن کسی که نکردیم هیچ، باعث زمین خوردن خیلی ها شدیم.

بچه که بودیم یادمون دادن به بزرگترامون احترام بذاریم و با تمام وجود به عزیزانمون محبت داشته باشیم.

بزرگ که شدیم یادمون رفت بزرگتر - کوچکتری و حرمت و ، حتی خجالت کشیدیم بهشون بگیم"دوستت دارم"

بچه که بودیم یادمون دادن...

ای کاش بچه که بودیم یادمون می دادن چطور وقتی بزرگ که شدیم یادمون نره همه ی اون چیزهایی رو که:... بچه که بودیم یادمون دادن
شما هم دوست دارید تو این بحث شرکت کنید؟! :))
همین حالا ثبت نام کنید
#26910 agzamaf agzamaf میگه :
پنج شنبه 22 مرداد 94 - 18:53  
 
0
 
0

به صفحه جوک منم سر بزن نظر بده ممنون

#26811 Qazal74 Qazal74 میگه :
چهار شنبه 21 مرداد 94 - 16:39  
 
8
 
0

یادش بخیر کودکی...
نردبان می گذاشتیم برویم پشت بام,شاید ماه را بگیریم
شاید خدا را ببینیم...
حالا قد کشیده ایم و خدا از رگ گردن به ما نزدیک تر شده ...
یادمان می رود...
و تو ای ماه تر از ماه به رسم دوست داشتن باز نردبان می گذاریم,
روی بام دلمان می نشینیم شاید تو ما را ببینی...!!!

#26805 Qazal74 Qazal74 میگه :
چهار شنبه 21 مرداد 94 - 16:16  
 
7
 
0

بعضی وقت ها با خودمون میگیم کاش همون بچه میموندیم
تا دنیای نامرد بعضی از بزرگترها رو نبینیم
تا دلشکستگی هارو نبینیم
بچه که بودیم
دنیایی داشتیم برای خودمون
شیطنت میکردیم دعوامون نمیکردن میگفتن بچه است بزاریم راحت باشن دنیاشون پاکه و کوچیک اما حالا.....
بچه که بودیم همیشه حسرت بعضی چیزهارو میخوردیم اما حالا...
بچه که بودیم با خودمون میگفتیم میگفتیم کاش زودتر بزرگ شیم اما حالا.....
بچه که بودیم کلی دوست و همسایه داشتیم اما حالا....
بچه که بودیم شادتر بودیم و دنیای زیبایی داشتیم اما حالا....
بچه که بودیم بیشتر از دروغ و فریب فراری بودیم چون میدونستیم خدای مهربونمون از دستمون دلگیر میشه اما حالا....
بچه که بودیم بیشتر خدارو دوست داشتیم اما حالا....
اما حالاهاییی که زیادن و قابل گفتن نیستن و فقط باید فکر کنیم بهشون..
به قول اجی باران بزرگ نشدیم که هیچ حتی بچه هم نیستیم
کاش هنوز بچه بودیم...کاش...

#26801 AEA AEA میگه :
چهار شنبه 21 مرداد 94 - 14:08  
 
8
 
0
آرزوهای بچگیم
آرزوهای بچگیم

بچه که بودم بزرگترین آرزوم داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدم کوچکترین آرزوم داشتن بزرگترین چیزه

بچه که بودم آرزوم بزرگ شدن بود
بزرگ که شدم حسرت برگشتن به بچگی رو دارم

بچه که بودم تو بازیهام همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردم
بزرگ که شدم همش تو خیالم بر میگردم به بچگی

#26800 AEA AEA میگه :
چهار شنبه 21 مرداد 94 - 14:04  
 
8
 
0
بچه که بودم...
بچه که بودم...

بچه که بودم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ام و از چشمهایم می آید!

بچه که بودم همه چشمای خیسم رو میدیدن
بزرگ شدم و هیچکی نمیبینه


بچه بودم تو جمع گریه می کردم
بزرگ شدم تو خلوت

بچه بودم راحت دلم نمی شکست
بزرگ شدم خیلی آسون دلم می شکنه

#26799 AEA AEA میگه :
چهار شنبه 21 مرداد 94 - 14:02  
 
9
 
0
بچه که بودیم...
بچه که بودیم...

بچه بودم همه رو ۱۰ تا دوست داشتم
بزرگ که شدم بعضی ها رو هیچی
بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست دارم

بچه که بودم قضاوت نمی کردم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنم تغییر کنه

کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتم

#26776 baraan baraan میگه :
چهار شنبه 21 مرداد 94 - 9:17  
 
8
 
0

ما به سرعت از بچگیمون دور شدیم
کوچیک که بودیم چه دلای بزرگی داشتیم
حالا که بزرگ شدیم چه دلای کوچیکی
کاش دلامون به بزرگی بچگی بود
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلبها در چهره هامون بود
حالا اگه فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمه و ما به همین سکوت دل خوش کردیم
اما یه سکوت بهتر از هزار فریادی که هیچکس نفهمه
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
نگفته هایی که گفتنش یه درد و نگفتنش هزاران درد داره
دنیا رو ببیبن
بچه که بودیم بارون همیشه از آسمون می آمد
حالا بارون از چشمامون میاد
بچه که بودیم همه چشمهای خیسمون را می دیدن
بزرگ که شدیم هیچکی نمیبینه
بچه که بودیم توی جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت خودمون
بچه که بودیم همه رو به اندازه 10 تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی را خیلی ، بعضی را کمی و بعضی را اصلا دوست نداریم
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و نادرست باعث شده اندازه دوست داشتنمون هم تغییر کنهپ
کاش هنوز هم همه را به اندازه همون بچکی 10 تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگر با کسی دعوا میکردیم یه ساعت بعد یادمون می رفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها یادمون می مونه و آشتی نمیکنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی صدتا گلاف نخ هم سرگرممون نمی کنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یه چیز کوچیکی بود
بزرگ که شدیم کوچیکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست
بچه که بودیم درد دلامونو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدن
بزرگ که شدیم درد دلامونو به صد زبون میگیم و هیچکس نمی فهمه
بچه که بودیم همش ادای بزرگترها را درمی آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالامون بر میگردیم به بچگی
بچه که بودیم ....... بچه بودیم
بزرگ که شدیم ... بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم

#25904 دیبا دیبا میگه :
یک شنبه 11 مرداد 94 - 21:22  
 
7
 
0

این خیلی قشنگه که واقعا توبچکی بهمون چی یادمیدن بزرگترامنون ولی کاش وقتی بزرگ میشیم بزرگترامون به حرفهاشون عمل کنند