غریب مسکین

پرشین فال

امروز قبل ازظهر روز سه شنبه بیست و هشتم دی 95 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
طالع بینی سال 95 سال میمون به زودی...!
درصد تکمیل طالع بینی : 42%
درباره صفحه :
 
57
| مدیر : sheidook
گفتم ای شام غریبان طره ی شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب
شنبه 18 دی 95 - 1:41  
 
5
 
0

پروردگارااا
دراین شب
دفتر دل دوستانم را
به تو میسپارم
با دستان مهربانت
قلمی بردار
خط بزن غمهایشان
و دلی رسم کن
برایشان به بزرگی دریا...

جمعه 10 دی 95 - 1:36  
 
8
 
0

در این عمری که میداﻧﻲ
فقط چندی تو مهماﻧﻲ!
به جان و دل
تو عاشق باش
رفیقان را مراقب باش
مراقب باش ﺗﻮ به آﻧﻲ،
دل موری نرنجاﻧﻲ
که در آخر تو میمانی و
مشتی خاک که از آﻧﻲ


عزیز دلم "مولوی "

جمعه 10 دی 95 - 1:33  
 
6
 
0

وقتی گلی را دوست دارید آن را میچینید.
اما وقتی عاشق گلی هستید آن را هر روز آبیاری میکنید.
فرق بین عشق و دوست داشتن این است.

"چارلی چاپلین"

جمعه 10 دی 95 - 1:31  
 
6
 
0

سلام معبود بےهمتایم...
صبحے دگر رسید و من
بہ شکرانہء رسیدنش هزار شکر مےگویمت...
پروردگارا
امروزم را بہ دستان پُر مہرت مےسپارم...
الہے...
دلہاے دنیایےِ ما را آرام کن بہ عشق آسمانےات
و یارےام کن تا دریابم کہ سراسر این هستے بیکران
گذرگاهےست کہ باید از آن عبور کنم...
رها و آزاد بگذرم و هر چہ هست را بہ تو بسپارم...
رنج هایم...
نگرانےهایم...
ترس هایم...
تو کنارم باش کہ داشتنت مرا بس است
مرا از جستجوے پاداش هاے بیرونے در امان دار...

الہے امين

جمعه 10 دی 95 - 1:26  
 
6
 
0

عشـــــق
مساحت مشخصی ندارد
گاهی به اندازه یک دل است و گاهی
به بزرگی یک دنیا
یاد بگیریم...

با دل کوچکمان یک دنیـــــا
عشــــــــــق بورزیـــــم...

جمعه 10 دی 95 - 1:13  
 
7
 
1

چه زمستان غم انگیز بدی خواهد شد
ماه دی باشد و آغوش کسی کم باشد

"انسیه آرزومندی"

جمعه 10 دی 95 - 0:39  
 
5
 
0

ما را نگاهی
از تو تمام‌ست
اگر کنی..

"سعدی"

جمعه 10 دی 95 - 0:37  
 
3
 
0

به خودم آمدم
انگار تویی در من بود

این کمی بیـــشتـــر از
دل به کسی بستن بود ...

"علیرضا آذر"

جمعه 10 دی 95 - 0:35  
 
2
 
0

عجیب نیست
درآوردن خرگوش یا کبوتر
از کلاه یک شعبده باز
وقتی تو از لای موهایت
بهار را بیرون می‌آوری!

"محسن حسینخانی "

جمعه 10 دی 95 - 0:28  
 
3
 
0

حس ناب لمس دستانت
تمام رویای من است
به ترنج سبز یادت قسم
بودنت اندازه ندارد
دستانم را بگیر

"نغمه علیزاده"

جمعه 10 دی 95 - 0:27  
 
3
 
0

بی‌نهایت دوستت دارم
ولی در جمعه‌ها
حسّ دلتنگی
کمی از این نهایت سرتر است!

"رضا علیزاده"

جمعه 10 دی 95 - 0:25  
 
3
 
0

دوست داشتن
فقط گفتن دوستت دارم نیست
بگذار دوست داشتنت
مثل نشانی خانه ای باشد
که نه از کوچه اش معلوم است
نه از رنگ درش و نه از پلاکش
و فقط آن را
از عطر گل های باغچه اش میشناسی.

جمعه 10 دی 95 - 0:24  
 
5
 
0

خیلی دوستت دارم
ده تا!
مثل روزهای کودکی‌مان
عمیق، پاک و بسیار..

"میلاد تهرانی"

شنبه 04 دی 95 - 3:45  
 
4
 
0

بی‌عشق
نشاط و طرب
افزون نشود
بی عشق
وجود
خوب و موزون نشود



عزیز دلم " مولوی "

شنبه 04 دی 95 - 3:42  
 
3
 
0

لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ.
گلها انار شد داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند. دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.

شنبه 04 دی 95 - 3:37  
 
4
 
0

برای زرد شدن حتما لازم نیست درخت باشی تا بفهمی پاییز یعنی چه. می شود آدم بود و زرد شد آنگاه که حرف های ناامید کننده ای از دهان کسی که دوستش داری می شنوی و رگ های منتهی به قلبت به خشکی وا داشته می شوند.
پاییز نگاه سرد معشوق است در مقابل نگاه تب دار تو... دوستت ندارم ها همان بلایی را سر تو می آورد که پاییز سر درخت... آنگاه که دور و برت را خالی می بینی و متوجه می شوی کسی بوده که الان نیست به خود می لرزی، درست مثل درختی که باد تمام برگ هایش را با خود برده است.
برای شاخه های لخت تو، بعد از وزیدن تندبادها و‌ از دست دادن جوانی ات، فقط کلاغ ها قار قار می کنند.
به عریانی شاخه های شکننده تو فقط برف مهمان می شود با یک پیری زودرس سرزده.

تکانی به خود بده تا تمام برگ هایت نریخته! به خودت قول بهار و جوانی مجدد بده. مبادا به برف بنشینی و باور کنی در سردی زیستن سرنوشت همیشگی توست.
پاییز می آید و می رود، زمستان هم همین طور... مهم‌ تویی که باید بدانی روزی بهار می شود.
تو‌ مأمن شکوفه هایی...
سرسبزی تقدیر توست...
آفتاب باز تو را مهمان خواهد کرد،
گرم خواهی شد و جوانه خواهی زد...
یادت باشد مبادا به اشتباه خودت را از سر بی کسی به قار قار کلاغ ها بفروشی.


"ریحانه ره نورد"

شنبه 04 دی 95 - 3:34  
 
2
 
0

حتماً باد
شعرهایی که برایت سروده‌ام را دزدیده!
وگرنه بیدها
مجنون نمی‌شدند!

شنبه 04 دی 95 - 3:33  
 
4
 
2

دوسـتـت دارم هايِ تُ
مـرا هوايي كرد
حـالا ديگـر،
رويِ ابــرها هم ميشود
زنـدگـي كرد!
هــرچـه بـادا بـاد ...

"شهـریار "

شنبه 04 دی 95 - 3:32  
 
2
 
0

مثل خاراندن
یک زخــم پس از
خــــوب شـــدن

یاد یک عشـــق،
عـذابی است که لذت دارد ...!

"مقداد ایثاری"

شنبه 04 دی 95 - 3:31  
 
3
 
0

وقتی میفهمی عاشق شدی...
که می بینی...
دوست نداری بخوابی...
چون واقعیت...
شیرین تر از رویاهات شده است...!

"تئودور گایزل"

شنبه 04 دی 95 - 3:28  
 
2
 
0

دوست داشتم
معلمِ املایِ تو بودم !
و " دوستَت دارم " را املاء بگویم ...
و هی بپرسم تا کجا گفتم ؟
تو بگویی " دوستَت دارم "

" فروغ‌ فرخزاد "

شنبه 04 دی 95 - 3:26  
 
1
 
0

برگریزان دلم را
نوبهاری آرزوست..

"سیمین بهبهانی"

شنبه 04 دی 95 - 3:24  
 
1
 
0

تو را دوست دارم
بیشتر از نوشتنِ آخرین سطرِ مشق های مدرسه ؛ بیشتر از تقلب در امتحان
حتی بیشتر از بستنی های قیفیِ قدیم
پفک های طعمِ پنیر
تو را بیشتر از توپهای پلاستیکی
کوچه های خاکی
(این را که میدانی چه قدر بود!)
بخدا تو را از خوابِ نرسیده به صبح هم، بیشتر دوست دارم
بیشتر از صبح های جمعه
عصرهای لواشک،آلوچه
تو را از زنگهای تفریح هم
بیشتر دوست دارم..
بیشتر از خیلی ؛ بیشتر از زیاد!

من تو را یك عالمه دوست دارم...

شنبه 04 دی 95 - 3:17  
 
1
 
1

بعدها تاریخ می‌گوید
که چشمانت چه کرد!؟
با من تنهاتر از "ستارخانِ" بی‌سپاه..

شنبه 04 دی 95 - 3:13  
 
0
 
0

چو به رقص آیی
و سرمست برافشانی دست
پرچم شادی و شوق است
که افراشته‌ای

" فریدون مشیری "

شنبه 04 دی 95 - 3:11  
 
2
 
0

ماجرای مرا پایانی نبود!
اگر عطر تو
از صندلی بر نمی‌خواست
دستم را نمی‌گرفت
و به خیابانم نمی‌برد..


" شمس لنگرودی "

شنبه 04 دی 95 - 3:07  
 
1
 
0

" عشق "
زیبا ترین لذتی است
که به وقت ارتکاب آن
خدا برای بشر
ایستاده
دست می زند ...

یک شنبه 21 آذر 95 - 1:02  
 
3
 
0

هین رها كن عشق های صورتی عشق بر صورت نه بر روی سطی

آنچه معشوق است صورت نیست آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان

آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای

صورتش برجاست این سیری زچیست عاشقا واجو كه معشوق تو كیست

عاشقستي هر كه او را حس هست آنچه محسوس است اگر معشوقه است

تابش عاريتي ديوار يافت پرتو خورشيد بر ديوار تافت

واطلب اصلي كه تابد او مقيم بر كلوخي دل چه بندي اي سليم .


عزیز دلم " مولوی "

یک شنبه 21 آذر 95 - 0:45  
 
3
 
0

خنده‌ات طرح لطیفی‌ست که دیدن دارد
ناز معشوق دل آزار خریدن دارد


" کاظم بهمنی"

یک شنبه 21 آذر 95 - 0:42  
 
2
 
1

وقتی يه پنگوئن، عاشقِ يه پنگوئن ديگه می‌شه، كل ساحل رو می‌گرده و قشنگ‌ترين سنگ رو انتخاب می‌كنه، اون رو واسه جفت ماده می‌بره، اگر ماده از سنگ خوشش اومد و قبول كرد جفت هم ميشن؛ ولی اگر قبول نكرد پنگوئن نر احساس ميكنه سنگی كه پیدا كرده اصلاً قشنگ نبوده و اونوقت اونو ميبره زير آب لای مرجان‌ها می‌ندازه تا ديگه هيچ پنگوئنی اشتباه اونو تكرار نكنه و نااميد نشه.
شما هم سعی کنید یه سنگ رو از سر راه یکی بردارید نه اینکه جلو پاش بندازید که زندگیش خراب شه!