غریب مسکین

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز سه شنبه بیست و پنجم تیر 98 - ساعت :
فال تاروت رایگان
درباره صفحه :
 
56
| مدیر : sheidook
گفتم ای شام غریبان طره ی شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب
پنج شنبه 30 خرداد 98 - 6:16  
 
1
 
5

گر کسی گوید که بهر عشق، بحر دل چرا شوریده و شیدا شود؟

تو جوابش ده که: اندر شـوق بحـر قطـره بی آرام و ناپـروا شود


عزیز دلم * مولوی *

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 6:08  
 
1
 
0

عشق من!
بارها با نفس‌هام
به نقطه نقطه تن‌ات گفته‌ام
دوست داشتن تو
گفتنی نیست
تماشایی‌ست
دست‌هام شاهدند

عباس معروفی

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:54  
 
0
 
0

نمی‌خواستم
این عشق را فاش کنم
ناگاه به خود آمدم،
دیدم همه کلمات راز مرا می‌دانند

این است که
هرچه می‌نویسم
عاشقانه‌ای برای تو می‌شود

شهاب مقربین

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:52  
 
0
 
0

از من رمیده‌ای و من ساده دل هنوز
بی‌مهری و جفای تو باور نمی‌کنم

دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی‌کنم

رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق ترا آرزو کنم

دیگر چگونه مستی یک بوسه ترا
در این سکوت تلخ و سیه جستجو کنم

فروغ فرخزاد

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:49  
 
0
 
0

فریاد می‌کشم:
«تو را دوست دارم»
تمام کبوتران
سقف کلیسا‌ها را
رها می‌کنند
تا دوباره در لابلای گیسوان من
لانه بسازند

سعاد الصباح

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:47  
 
0
 
0

ازمیان تمام چیز‌هایی که دیده‌ام
تنها تویی که می‌خواهم به دیدن‌اش ادامه دهم
از میان تمام چیز‌هایی که لمس کرده‌ام
تنها تویی که می‌خواهم به لمس کردنش ادامه دهم
خنده نارنج طعم‌ات را دوست دارم
چه باید کنم‌ ای عشق؟
هیچ خبرم نیست که رسم عاشقی چگونه بوده است
هیچ نمی‌دانم عشق‌های دیگر چه سان‌اند؟
من با نگاه کردن به تو
با عشق ورزیدن به تو زنده‌ام
عاشق بودن، ذات من است

پابلو نرودا

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:45  
 
0
 
0

آن روز‌ها هر وقت موهایت را باز می‌کردی
باد وزیدن می‌گرفت!
این خشکسالی بی دلیل نیست.
و جز من هیچکس دلیلش را نمی‌داند!
باد دل باخته بود.
و تو
موهایت را کوتاه کرده‌ای!

نزار قبانی

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:43  
 
0
 
0

به کسی که عاشق توست
بگو
هر روز
با زیباترین تعابیر جهان
بیدارت کند
من اینجا هر شب
تو را
با زیباترین تعابیر جهان
به خواب می‌سپارم


کامران رسول زاده

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:38  
 
0
 
1

یک شب برایش تا سحر «گلپونه‌ها» خواندم
تنها به لبخندی مرا دیوانه می‌دانست

فردای آن شب رفت فهمیدم که معنای
«من مانده‌ام تنهای تنها» را نمی‌دانست

بهروز آورزمان

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:36  
 
0
 
0

نگارینا دل و جانم ته داری
همه پیدا و پنهانم ته داری‌

نمی‌دونم که این درد از که دارم
همی دونم که درمانم ته داری

باباطاهر

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:34  
 
0
 
0

من را نگاه کن که دلم شعله‌ور شود
بگذار در من این هیجان بیشتر شود

قلبم هنوز زیر غزل لرزه‌های توست
بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود

من سعدی‌ام اگر تو گلستان من شوی
من مولوی سماع تو برپا اگر شود

من حافظم اگر تو نگاهم کنی اگر
شیراز چشم‌های تو پر شور و شر شود

«ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود»

آنقدر واضح است غم بی تو بودنم
اصلا بعید نیست که دنیا خبر شود

دیگر سپرده‌ام به تو خود را که زندگی
هرگونه که تو خواستی آن‌گونه سر شود

نجمه زارع

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:30  
 
0
 
0

فریاد ز بی مهریت‌ ای گل که درین باغ
چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم‌

ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

محمدرضا شفیعی کدکنی

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:29  
 
0
 
0

ز کدام ره رسیدی ز. کدام در گذشتی
که ندیده دیده رویت به درون دل فتادی

به سر بلندت‌ای سرو که در شب زمین‌کن
نفس سپیده داند که چه راست ایستادی

به کرانه‌های معنی نرسد سخن چه گویم
که نهفته با دل سایه چه در میان نهادی

هوشنگ ابتهاج

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:23  
 
0
 
0

ای عشق غم تو سوخت بسیار مرا

آویخت مسیح‌وار بر دار مرا

چندان که دلت خواست بیازار مرا

مگذار مرا ز دست مگذار مرا


فریدون مشیری

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:20  
 
0
 
0

قصه ما و عشق ما ماه به چاه کردنست

قول و غزل چه سان که این نامه سیاه کردنست


نسرین قلندری

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:15  
 
0
 
0

عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد...


تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد...


عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد


فاضل نظری

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:13  
 
0
 
0

من در پی رد تو کجا و تو کجایی
دنبال تو دستم نرسیده است به جایی


ای «بوده» که مثل تو نبوده است، نگو هست
ای «رفته» که در قلب منی گرچه نیایی


این عشق زمینی است که آغاز صعود است
پایبند «هوس» نیستم ای عشق «هوایی»

مهدی فرجی

پنج شنبه 30 خرداد 98 - 5:07  
 
0
 
0

سلااااااااااام
شیدا جووووووون اومد .( دوست دارم خودموتحویل بگیرم )

بعد از یکسال و کلی اتفاق با پیشنهاد رفیقم می خوام شروع کنم .


یاعلی

یک شنبه 30 اردیبهشت 97 - 5:22  
 
4
 
2

ای آب حیات قطره از آب رخت
وی ماه فلک یک اثر از تاب رخت

گفتم که شب دراز خواهم مهتاب
آن شب شب زلف تست و مهتاب رخت


عزیز دلم « مولوی »

یک شنبه 30 اردیبهشت 97 - 5:15  
 
3
 
0

دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم


یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم


 «حافظ»

یک شنبه 30 اردیبهشت 97 - 5:10  
 
2
 
0

صبح شد برخیز مطرب ، گوشمال ساز ده
عیش های شب پریشان گشته را آواز ده

هیچ ساز از دلنوازی نیست سیر آهنگتر
چنگ را بگذار ، قانون محبت ساز ده

« صائب تبریزی »

یک شنبه 30 اردیبهشت 97 - 5:07  
 
1
 
0

بگذار که بر شاخه ی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم

آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پرگیرم ازاین بام و به سوی تو بیایم...

«فریدون مشیری »

یک شنبه 30 اردیبهشت 97 - 5:04  
 
1
 
0

از کفم رها شد قرار دل
نیست دست من اختیار دل

هیز و هرزه گرد ضد اهل درد
گشته زین در آن در مدار دل

« عارف قزوینی »

یک شنبه 30 اردیبهشت 97 - 5:01  
 
1
 
0

گردرآید یک نسیم از سوی تو
پای کوبان جان دهم درکوی تو

یک دمم باتو در آن دم می تمام
ای همه توآن دمم ده والسلام

«عطار»

یک شنبه 30 اردیبهشت 97 - 4:58  
 
1
 
0

خوشا و خرما وقت حبیبان
به بوی صبح و بانگ عندلیبان

خوش آن ساعت نشیند دوست با دوست
که ساکن گردد آشوب رقیبان

نصیب از عمر دنیا نقد وقتست
مباش ای هوشمند از بی نصیبان

« سعدی »

دو شنبه 17 مهر 96 - 4:02  
 
3
 
0

به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم

مرا گفتی ببر از جمله یاران،
بکندم از همه،دل در تو بستم


عزیز دلم "مولوی "

دو شنبه 17 مهر 96 - 3:54  
 
1
 
0

تویی
در دیده‌ام
چون نور و
محرومم ز دیدارت!

نمی‌دانم
زِ نزدیکی
کنم فریاد ، یا دوری ؟؟

"صائب تبریزی"

دو شنبه 17 مهر 96 - 3:48  
 
2
 
0

زِ عشقت
بند بندِ
این دل دیوانه می لرزد ...!

خرابم می کنی اما ...!
خرابی
با تو می ارزد...

"هوشنگ ابتهاج"

دو شنبه 17 مهر 96 - 3:20  
 
1
 
0

تا امروز از تو نوشتم
امشب از عشقت انصراف می دهم
سخت است
دوست داشتن تو
خسته ام
می خواهم
کمی استراحت کنم
شاید فردا
دوباره عاشقت شدم.

"غلامرضا بروسان "

دو شنبه 17 مهر 96 - 3:18  
 
1
 
0

سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست
کجاست


"قیصر امین پور "