خندوانه

پرشین فال

امروز قبل ازظهر روز سه شنبه بیست و یکم آذر 96 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
درباره صفحه :
 
56
| مدیر : sahar74
اینجا جایی که گاهی دلتنگی هام و گاهی خوشحالیام و بعضی وقت ها جوک و بعضی وقت هام نمیدونم .....................
شما هم دوست دارید تو این بحث شرکت کنید؟! :))
همین حالا ثبت نام کنید
#30407 sahar74 sahar74 میگه :
پنج شنبه 02 مهر 94 - 13:40  
 
12
 
0
عید سعید قربان
عید سعید قربان

عید قربان رو به همه دوستای پرشینی تبریک میگم
امیدوارم عید خوبی براتون باشه

#28454 sahar74 sahar74 میگه :
چهار شنبه 04 شهریور 94 - 22:18  
 
9
 
0

دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند مبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده...
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
پسره نوشته بود تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم در خانه تان لطفا بیا پائین میخوام برای آخرين بار ببينمت...«خيلي خیلی دوستتدارم》 میدانيد كه يك مُرده چه احساسي دارد؟!اين قصه را تا انتها بخوانید...
گفتند:"ما تا قبر نگهبان تو هستيم"
گفتم:"من كه نَمُردَم من هنوز زنده هستم چرامرا به قبر ميبريد وِلم َكنيد!!من هنوز حس ميكنم و حرف میزنم و ميبينم پس هنوز زنده ام!
با لبخندي جوابم را دادند وگفتند:"عجيب هستيد شما انسانها فكر ميكنيدكه مرگ پايان زندگي ست و نميدانيدكه شما فقط خواب ي كوتاه ميديديد و آن خواب وقتي ميميريد تمام ميشود"آنها هنوز مرا به سوي قبر ميكشنددر راه مردم را ميبينم گريه ميكنند و ميخندند وفرياد ميزنندو هر كس مثل من دو نگهبان همراهشه!
ازشون پرسيدم چرا اينكار را ميكنند؟؟
گفتند:"اين مردم مسير خودشان را ميدانند آنهايي كه به راه كج رفته بودند
"حرفش را با ترس قطع كردم:"يعني به جهنم ميروند!!!!
"گفتند:"بله"و ادامه دادند"و كساني كه ميخندند اهل بهشتند"
به سرعت گفتم:"مرا به كجا ميبرند؟؟؟؟
"گفتند:"تو كمي درست راه ميرفتي و كمي اشتباه..
گاهي توبه ميكردي و روز بعد معصيت؛
حتى با خودت هم رو راست نبودي و به اين شكل گم شدي"حرفشان را دوباره با ترس قطع كردم:"يعني چي!؟!؟
يعني من به جهنم ميرم؟؟؟
"گفتند:"رحمت خدا وسعت دارد و سفر طولانيست"
دور و برم را با ترس نگاه ميكردم و در يك آن خانواده ام را ديدم،پدرم و عمويم و برادرانم و فاميلهايم را!!
آنها مرا در صندوقي گذاشته و حمل ميكردند...
به سوي آنها دويدم و گفتم:"برايم دعا كنيد"ولي هيچكي جوابم را نداد. بعضيهاشان گريه ميكردند و بعضي ديگر ناراحت....
رفتم پيش برادرم گفتم: "حواست به دنيا باشه؛
تا فتنه اش چشمات رو كور نكنه"
آرزو كردم كه اي كاش صدايم را ميشنيدآنها مرا به زحمت در قبر گذاشتند و بر روي جسدم خواباندند؛
پدرم را ديدم كه بر رويم خاك ميريخت؛
و برادرهايم كه همين كار را ميكردند...
من همه مردم را ميديدم كه بر رويم خاك ميريختندآرزو كردم كه اي كاش جاي آنها در دنيا بودم و توبه ميكردم
نشستم و فرياد كشيدم"اي مردم حواستان باشد كه دنيا گولتان نزند
"اي كاش نماز صبح را خوانده بودم
اي كاش نماز قيام را خوانده بودم
اي كاش دعا كرده بودم كه خداوند هدايتم كند و توبه ميكردم و گريه...و روزانه توبه امرا تجديد ميكردم و گناهانم را تكرار نميكردم...
مسبب نميشدم...
سنگدل نميبودم...
معصيت نميكردم..
و براي اين مردم دعا ميكردم...
و معصيت نميكردم...
و معصيت نميكردم...
و معصيت نميكردم...
آيا تو شنيدي چه گفتم؟
و اگر پخش كردن اين مطلب تو را خسته ميكند اين كار را نكن چون تو لياقت ثوابش را نداري...
و روزي ميآيد كه تو در قبرقرار خواهي گرفت؛
و آرزو خواهي كرد كه اي كاش اين مطلب را فرستاده و پخش كرده بودي
اين جمله كه حتي چند ثانيه وقتتون رو نميگيره انقدر ثواب داره كه حتي تصورش رو هم نميتوني بكني
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مي فرمايند: اگر همه اسمانها و زمين در يك كفه ترازو و لا اله الا الله در كفه ديگر ترازو باشند وزن لا اله الا الله بيشتر است
پس با افتخار اين جمله را بگو و براي افرادي كه ميشناسي بفرست تا در كمترين زمان صدها و شايد ميليونها نفر اين ذكر گرانبها را بگويند و شما هم ثواب ببري
بدون شك كسب ثواب در اسلام بسيار اسان است
پس در كپي و پيست كردن اين متن دقيقه اي درنگ نكن چون شايد همين كار شما باعث نجاتتون در اخرت بشود،انشاء الله.

#28451 sahar74 sahar74 میگه :
چهار شنبه 04 شهریور 94 - 21:53  
 
12
 
0
همیشه اونی که میخوای نمیشه
همیشه اونی که میخوای نمیشه

زمان زیادی گذشت ....
فهمیدم همیشه اونی که میخوای نمیشه...!
فهمیدم هرکسی که باهاته الزاماً "دوستت" نیست!
فهمیدم کسی که تو نگاه اول ازش بدت میاد یه روزی میشه صمیمی ترین دوستت و بلعکس... !
فهمیدم که بی تفاوتی بزرگ ترین انتقامه...
تنفر یه نوع عشقه ...
دلخوری و ناراحتی از میزان اهمیته...!
غرور بزرگ ترین دشمنه...
خدا بهترین دوسته ...
خانواده بزرگ ترین شانسه ...
سلامتی بالاترین ثروته...
اسایش بهترین نعمته ...
فهمیدم" رفتن" همیشه از روی نفرت نیست ...
هرکی زبونش نرمه دلش گرم نیست...
هرکی اخلاقش تنده،جنسش سخت نیست!
هرکی میخنده، بدون درد و غم نیست!
ظاهر دلیلی بر باطن نیست...
فهمیدم کسی موظف به اروم کردنت نیست...
فهمیدم جنگ کردن با خیلیا اشتباهه محضه...
فهمیدم خیلی موقع ها خواسته هات ، حتی باگریه و التماس، انجام شدنی نیست ...
فهمیدم گاهی اوقات توو اوج شلوغی تنهاترینی!
گاهی اوقات دلت تنگه اون آدمای دوست داشتنی سابق میشه...
گاهی اوقات صمیمی ترین کست میشه غریبه ترین ادم

#27220 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 25 مرداد 94 - 20:46  
 
11
 
0
امبل
امبل

شاید خعلیا بهمون بگن

#27219 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 25 مرداد 94 - 20:45  
 
10
 
2
دنگل
دنگل

وای این چشاش عالیههههه

#27218 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 25 مرداد 94 - 20:43  
 
10
 
0
شنقل
شنقل

اینم سرنوشت این حیوان

#27217 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 25 مرداد 94 - 20:42  
 
11
 
0
اسکل
اسکل

خخخخخخ

#26548 sahar74 sahar74 میگه :
شنبه 17 مرداد 94 - 23:00  
 
13
 
2

سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا سيا







1 شما انقدر تنبل كه اين 40 تا سيا را نخوانديد





2 شما انقدر سهل انگار هستيد كه نفهميد يك ياز اونها سينا ميباشد






3 شما انقدر ساده ايد كه رفتيد بالا و چك كرديد ولي پيدا نكرديد






4 من شما رو سركار گذاشتم




5 داريد ميسووزيد








6بي مزه هم خودتي








7 از اين كه شما رو سركار گذاشتم خوشحال ام






8 الان فهميديد خوشحال و اشتباه نوشته بودم






9 بازم رفتيد چك كرديد ولي بازم من سركارتون گذاشته بودم







خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

#26544 sahar74 sahar74 میگه :
شنبه 17 مرداد 94 - 22:52  
 
13
 
2

7 واقعيت دنيا

1 شما نميتونيد صابون روي چشمانتان بريزيد

2 شما نميتونيد موهايتان را بشماريد

3 شما نميتونيد ازبيني خود نفس بكيشد ، زماني كه زبانتان بيرون است




4 شما مورد سوم را انجام داديد !!!!!!



5 زمانيكه انجام داديد فهميديد ميتوانيد اما شبيه يك حيوان با وفا شديد




6 الان لبخند ميزنيد درحاليكه سركار رفته ايد



7 برا ديگران كپي كنيد تا انتقام بگيريد

#26539 sahar74 sahar74 میگه :
شنبه 17 مرداد 94 - 22:42  
 
15
 
0

پسره پيغام داده چرا منو ادد كردي؟
گفتم قيافت شبيه يكي از بازيگراي محبوبم بود !!!
باخوشحالي نوشت كي؟؟؟؟





گفتم خر شرك !!!!






بلاكم كرد!!!!!
خب خر شرك و دوس دارم !!!!
ازادي بيان مگه جرمه !!!

مردم چقدر عقده اين ?????!!!!!!

#26538 sahar74 sahar74 میگه :
شنبه 17 مرداد 94 - 22:38  
 
13
 
6

من يك دخترم
هركاري بخوام ميكنم ((:
گوشيم هميشه دستمه دليل نداره دوس پسر دارم شايد بازي توش دارم ميپرم بازي ميكنم
گوشيم رمز داره دليل نداره توش چيزاي خاك بر سري دارم شايد دوس ندارم كسي چت هاي منو دوستامو بخونه ه من ي دخترم كارام اينه حق قضاوتم نداري
دختر بودن يني اين عزيزم

#26535 sahar74 sahar74 میگه :
شنبه 17 مرداد 94 - 22:28  
 
15
 
0

اگه دوست داري يكي هميشه دوستت داشت تنهات نذاره ، تا اخر عمر بهت وفادار باشه ، بيشتر از همه مراقبت باشه ، از سركار كه ميري خونه همش دورت بگرده ،
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
سگ بخر !
از اين سگ پاكوتاه خوشگلا هست ! از اونا بخر.

#23963 sahar74 sahar74 میگه :
جمعه 26 تیر 94 - 14:43  
 
18
 
16
تبریک
تبریک
سلام به همه بچه های گل پرشین خواستم عید سعید فطر و به همه خواهرا و برادر های گل پرشینی تبریک بگم مخصوصا به خواهر های گلم :
غزال74 ، فریبا73، ضحی ، گیتا ، سنم ، سوما 12، پگی ، مریم جون،
سپیده ، فاطمه ، سبا وو سها 77، z25(سبا) ، باران ،الما2،مطهره78، یلداو ملیکا و زهرا جون و ....... تبریک میگم ( اگه کسی از دوستان جا موند عذر میخوام )
#22092 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 09 تیر 94 - 14:15  
 
20
 
0
فاصله فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .پیرمرد از دختر پرسید :- غمگینی؟

- نه .



- مطمئنی ؟



- نه .



- چرا گریه می کنی ؟



- دوستام منو دوست ندارن .



- چرا ؟



- جون قشنگ نیستم .



- قبلا اینو به تو گفتن ؟



- نه .



- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .



- راست می گی ؟



- از ته قلبم آره



دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.



چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!
#22091 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 09 تیر 94 - 14:14  
 
19
 
0
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.



اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و



از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.



چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که ۵ نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:



" کدام لاستیک پنچر شده بود ؟"
#22090 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 09 تیر 94 - 14:12  
 
18
 
0
مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش



مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دور و برش را نگاه كرد اما كسي را نديد. به هر حال نجات پيدا كرده بود.



به راهش ادامه داد.


به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت : بايست مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد.


بازهم نجات پيدا كرده بود.



مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم . مرد فكري كرد و گفت :


- اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوری بودي
#22089 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 09 تیر 94 - 14:12  
 
16
 
0
..............
..............
پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت: «خواهش می‌کنم به داد این بچه برسید. ماشین بهش زد و فرار کرد.»
پرستار گفت: «این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو قبل از بستری و عمل پرداخت کنید.»


پیرمرد گفت: «اما من پولی ندارم. حتی پدر و مادر این بچه رو هم نمی‌شناسم. خواهش می‌کنم عملش کنید. من پول رو تا شب فراهم می‌کنم و براتون میارم.»


پرستار گفت: «با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.»


اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: «این قانون بیمارستانه، اول پول بعد عمل. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.»


صبح روز بعد همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروز می‌اندیشید.
واقعا پول این‌قدر با ارزشه؟
#21887 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 07 تیر 94 - 22:09  
 
16
 
0
ﯾﻪ بار با سرعت زیاد ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﺷﻤﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ،
ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﯾﻪ ﮔﺎﻭ ﭘﺮﯾﺪ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ !
ﻣﻨﻢ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﺮﻣﺰ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﮐﯽ ﺷﺪﻡ !
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﻮﻕ ﺯﺩﻥ، ﺩﯾﺪﻡ گاوه ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ و
ﻋﯿﻦ ﺑﺰ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﻨﻮ ﻧﯿﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...
ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺟﺬﺑه اﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ !
ﺍﻭﻣﺪﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﻢ ؛ ﺩﯾﺪﻡ ﮔﺎﻭﻩ ﯾﻪ ﻧﮕﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎ ﺑﻪ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ ﻣﺤﻞ ﻋﺒﻮﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ!
ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺑﻪ ﻧﺸﻮﻧﻪ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﺗﮑﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ !
من برم خودکشی کنم
#21886 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 07 تیر 94 - 22:08  
 
19
 
0
میوه های فامیل:
نارنج: مادرشوهر چون فشار رو میاره پایین
نارنگی: شوهر چون راحت میشه پوستشوکند
لیموشیرین: جاری چون به مرور تلخ میشه
خیار: خواهرشوهر چون ازدستش رودل میکنی
#21885 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 07 تیر 94 - 22:04  
 
17
 
0
رفته بودم سوپرمارکت چیز میز بخرم
دختره اومده داخل دست گذاشته رو پفکا میگه:
ببخشید آقا ازین پفکا دارید؟
یارو هم یه نیگا به من یه نیگا به دختره کرد بعد گفت:
نه خانوم تموم کردیم فردا میاد برامون
اونم باور کرد از مغازه رفت بیرون!!!
#21884 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 07 تیر 94 - 22:03  
 
18
 
0
اینقدری که من دنبال یه جوک خوب
میگردم تا واستون بذارم، اگه دنبال
زندگیم بودم،
.
.
.
.
.
.
.

.
.
الان دکترا داشتم...
#21883 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 07 تیر 94 - 22:00  
 
18
 
2
پير مرد به منشي اش گفت يک هفته بريم شمال!
منشي به شوهرش گفت يک هفته ميرم ماموريت!
شوهره به دوست دخترش گفت يک هفته خونه خاليه!
دوست دخترش به شاگرد خصوصيش گفت يک هفته ميره مرخصي!
شاگرده به بابابزرگش گفت آقا جون يک هفته تعطيلم ميشه بريم شمال؟!
پيرمرد زنگ زد قرارو با منشي کنسل کرد!
#21882 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 07 تیر 94 - 21:57  
 
17
 
0
قابل توجه آقایون خوشگل
رژ لب و دستگاه ابرو بردار جدید رسید
به نزدیک ترین فروشگاه لوازم آرایشی محلتون مراجعه کرده
و هم اکنون با 5 در صد تخفیف خریداری نمایید.
شرکت پسران خوشگل پسند .
#21881 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 07 تیر 94 - 21:56  
 
18
 
0
طبق آخرین پژوهش های انجام گرفته: مردها بسیار مهربانتر از زنها هستند!

بعنوان مثال: زنها هرگز به مردی كه نميشناسند كمک نمیكنند،

اما تقريبأ اغلب مردان حاضرند برای زنهای غريبه بميرن!

آخه آقایی تا چه حد !
#21879 sahar74 sahar74 میگه :
یک شنبه 07 تیر 94 - 21:44  
 
15
 
7
...............
...............
ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﺑﺨﻮﺭﯼ
ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﺒﯿﻨﯽ
ﺍﺻﻼ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺑﺸﯽ ﺷﺪﯾﺪ
ﺍﻣﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ، امااااااااااااااا
ﻻﮐﺖ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﻧﯿﻔﺘﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺑﺸﮑﻨﻪ !
ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﺧﯿﻠﯽ
#21071 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 02 تیر 94 - 13:00  
 
14
 
0
دلت گرفته؟
یاد عشقت افتادی؟
سیر شدی از زمونه؟
حوصله نداری؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اینم واسه دوستانی که حوصلشون سر رفته
9092301202
یه زنگ بزن به زنگوله ی قصه بشنو من چقد به فکر شمام
#21069 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 02 تیر 94 - 12:52  
 
15
 
0
ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻼﻕ ﺷﺪﻧﺎ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
ﻃﺮﻑ ﺗﻮ ﻻﯾﻦ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ( ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ )
ﺑﺶ ﭘﯽ ﺍﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟؟
ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﻠﯽ ﮔﯿﺠﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺳﺎﺣﻞ ﺩﯾﮕﻪ
#21068 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 02 تیر 94 - 12:40  
 
14
 
0
آیا میدانید، که دکمه “enter” کیبورد هم پیر و فرسوده می شود و اصطلاحا به آن “پیرینتر” گفته می شود !؟
.
.
نگو میدونستی که با اسکنر میزنم تو سرت
#21067 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 02 تیر 94 - 12:39  
 
15
 
0
ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺍﯾﻮﻭﻥ ﻭﯾﻼﺷﻮﻭﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻦ ﻋﺸﻘﺸﻮﻭﻥ ﺑﺮﺍﺵ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﻨﻢ ﺷﺒﺎ
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺯﯾﺮ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﯾﻪ ﻭﺍﻧﺘﻪ ﺍﺳﺘﺎﺭﺕ ﻣﯿﺰﻧﻪ



ﻻﻣﺼﺐ ﺭﻭﺷﻨﻢ ﻧﻤﯿﺸﻪ
#21065 sahar74 sahar74 میگه :
سه شنبه 02 تیر 94 - 12:33  
 
14
 
0
اگه دوسداری مخاطب خاص من باشی؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.
.

.
.

.
.

.
.
.
.
.

.
.
.
.

.
.

.
.
.
.

.
.
.
.

.
.
.

.
.
.
.
.
یعنی اینقد دوسداری مخاطب خاص من باشی

که این همه راه اومدی؟؟؟؟