" لژ خانوادگی "

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز پنج شنبه هجدهم آذر 95 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
طالع بینی سال 95 سال میمون به زودی...!
درصد تکمیل طالع بینی : 42%
درباره صفحه :
 
70
| مدیر : شاهین قرمز
یاالله....سلاممممممم به همه
چند سالیه که اینجا میام....اینجا و آدماشو خیلی دوست دارم
فکر نمیکنم روزی بتونم اینجا رو فراموش کنم
دلم برای خیلی از بچه ها تنگ شده...البته با بعضی ها هم هنوزم ارتباط دارم حتی بیرون از سایت
ولی اونایی که دیگه نمیان یا میان و دیگه منو نمیبینن بدونین که به یادتونم....بعضی وقتها هم دلتنگتون میشم و یاد اون روزای قدیمی میفتم....خلاصه هر بدی که از من دیده باشین به بزرگی خودتون ببخشین و حلالم کنین...
دوستتون دارم...داداش امیرعلی "شاهین "
سه شنبه 04 آبان 95 - 0:41  
 
10
 
0
چی بگم !؟؟؟
چی بگم !؟؟؟

وقتی اینچنین پدر و مادربزرگها رو دیدید
خواهش میکنم ازشون خرید کنید.

اونا بیزینس نمیکنن پولدارتر بشن،
دارن خرج همون روز رو درمیارن...

چهار شنبه 14 مهر 95 - 16:27  
 
12
 
5
به یاد مدافعان حرم
به یاد مدافعان حرم

سلام
امروز رفتم سینما فیلم اروند رو دیدم،فیلمی درباره 175 شهید غواص!
سالن سینما خیلی خلوت بود و انگاری خیلیا فیلم ارزشی و دفاع مقدس دوست ندارن.
یه ربع از فیلم شدیدا حال آدمو منقلب میکنه....همون یه ربع برای برانگیخته شدن کافیه ولی افسوس و صد افسوس که نمیشه حس و حال اون لحظات عرفانی رو نگه داشت....بعد از فیلم که اومدم بیرون بازم با انواع چهره های رنگ کرده و دخترایی مواجه شدم که مثل خونه شون با بلوز و شلوار میان بیرون!شاید کمتر جنس مذکری پیدا بشه که بتونه خودش رو از اینهمه مدلهای رنگارنگ حفظ کنه...نمیدونم اون دنیا بیشتر ما سوال جواب میشیم یا اونا.

...
دوستای عزیزم یه خواهشی دارم...بیاین به حرمت این شبای عزیز یه مقدار بهتر بشیم،باحیاتر و متین تر،هم خودمون و هم از اطرافیانمون بخوایم...شاید حرفهای منو درک نکنین و یا اینکه بهم برچسب بزنین ولی حتی اگه یه نفر هم با حرفهای من فقط یکم به خوش بیاد هم برام کافیه
اطراف ما کشورهای زیادی هست که اکثرا با ناامنی و تروریسم مواجه هستن...از پاکستان و افغانستان بگیرین تا ارمنستان و آذربایجان.از بحرین و عربستان بگیرین تا عراق و تریکیه...حالا یمن و سوریه هم جای خود دارن که همسایه ما نیستن.
جوونای ما الان در خط مقدم جنگ هستن...سوریه و عراق الان شده خط قرمز ما، چراکه بعد از این کشورها هدف ایران شیعی هست...اینا جنگشون با جبهه مقاومت و ما بچه شیعه هاست،بزرگترین مفتی عربستان ما شیعه ها نجس خوانده و هواداراش رو به مقابله با ما خوانده...هر روز اخبار زیادی درباره درگیری غیورمردانمون در مرزها با تروریست ها داریم...همین دیروز 12 نفرشون در مرز کرمانشاه به درک واصل شدن...توی یکی دو ماه گذشته در استان آذربایجان غربی بیشتر از 50 تروریست نفله شدن!
سرتون رو به درد نیارم حرف من اینه که اگه محیط جامعه ما یکم معنوی تر باشه...اگه قدر هم و امنیت همو بیشتر بدونیم...اگه بذاریم که جوونای ما بی دغدغه به دفاع مقدسشون برسن باور کنین اگه صدسال دیگه هم منطقه ناامن باشه بازم کشور ما امنیت پایدار خواهد داشت...
از همین شبای عزیز شروع کنیم...یکم در نوع پوشش و حرکاتمون تغییر بدیم...اینا نظر شخصی و قلبی من بود...هرکی دوست داشت بسم الله

شنبه 10 مهر 95 - 7:28  
 
13
 
6
دنیای بی ارزش ما !!!
دنیای بی ارزش ما !!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و صبح بخیر خدمت همه اجیها و دوستان گلم
امیدوارم که هفته بسیار موفقی پیش رو داشته باشین و باشیم
یه سلام خیلی خیلی مخصوص همراه با یه چایی دارچینی هم تقدیم به
عزیزای دل خودم،آجی های خوشگل و مهربونم مثل باران،مثل ستاره،یلدا،مژده،فاطمه، المیرا،مریم،نگار،الهه،نگین،مهدیه،حدیث،گیسو،نفس و ....و....همه و همه
به یادتونم
راستی من یه مدت نه چندان کوتاه هستش که نامزد دارم...امیدوارم بخاطر نگفتن این موضوع حلالم کنید
دوستون دارم...داداش همیشگی تون.یاحق

یک شنبه 04 مهر 95 - 20:09  
 
13
 
3
شهدا شرمنده ایم
شهدا شرمنده ایم

فرزند خردسال شهید سامانلو در بدو ورود به غرفه شهدای مدافع حرم با ماکت ساخته شده از تصویر پدرش روبرو می‌شود و به این تصور که پدرش آمده و روی سنگر ساخته شده ایستاده، با عجله به سمت پدر می‌دود. تصوری که با نزدیک شدن پسربچه به ماکت و فهمیدن واقعیت، رنگ می‌بازد تا چشمان پسر پر از اشک شود و ناظران را منقلب کند.

ای خدا..........بغض

دو شنبه 08 شهریور 95 - 19:07  
 
9
 
1

داداشیییی تبریک دانشکاه تهران قبول شدی مبارکت باشه داداش گلمممم

چهار شنبه 20 مرداد 95 - 17:12  
 
13
 
5
چایی!
چایی!

سلام.

اینم چایی دارچینی شما اقا امیرعلی.

شرمنده دیر شد.

شنبه 02 مرداد 95 - 13:41  
 
18
 
0
خدایا شکرت...
خدایا شکرت...

خوشبختی یعنی بدانیم آنچه داریم از رحمت خداست
و آنچه نداریم از حکمت خدا

همه چیز را به خدا بسپاریم تا آرام باشیم و سلامت

چهار شنبه 23 تیر 95 - 18:43  
 
19
 
2
عشق.....لیاقت!
عشق.....لیاقت!

"عشــق" لیاقـت میخواهد؛

و "عاشــق" شدن، جــرات...

همیــشه در پـیِ کســــی بـاش کـه

بـا تمـــامِ:

کاستــی ها و کمــی ها و عیــب هایـت،

حاضــر باشـد به "تـــو" عشــــق بــورزد..

و تــو را بـه همـــه ی دنیــــا نشــان بـدهــد

و بگویـــد کــه:

ایــن" تمـــــامِ دنیـــــایِ مـــن اســت

یک شنبه 13 تیر 95 - 18:10  
 
19
 
4
دوست واقعی...
دوست واقعی...

من بجای یدونه چندتا خوبشو دارم
از اجی باران همیشه عزیز بگیر تا الهه فراموش نشدنی
از رفیق یلدا بگیر تا عسلی نازنینم.

...

"عشــق" لیاقـت میخواهد؛

و "عاشــق" شدن، جــرات...
همیــشه در پـیِ کســــی بـاش کـه
بـا تمـــامِ:
کاستــی ها و کمــی ها و عیــب هایـت،
حاضــر باشـد به "تـــو" عشــــق بــورزد..
و تــو را بـه همـــه ی دنیــــا نشــان بـدهــد
و بگویـــد کــه:
ایــن" تمـــــامِ دنیـــــایِ مـــن اســت

جمعه 04 تیر 95 - 19:08  
 
21
 
32
کوه ایثار...پدر
کوه ایثار...پدر

سلام...فکر کنم دوم راهنمایی میخوندم که پدرم تصادف کرد...پاش رو گچ گرفته بودن...با اینحال بخاطر نیاز مالی با همون پای گچ گرفته و با کمک چوب های زیربغلش میرفت سر کار تا کارای ساختمانیش عقب نیفته!!!
الهی من فدای بابام بشم...همیشه وقتی به مرگ فکر میکنم میبینم که کارای کفن و دفنم رو پدرم انجام میده...یعنی اینقدر بهش وابسته ام.
....
ترم آخر خیلی درس خوندم...اونایی که خیلی صمیمی هستیم میدونن گوشیم خاموش بود و ترک دنیا کرده بودم...زبان تخصصی رو 19/5 شدم،مدنی 8 رو 18/5 و کلا همه درسام عالی بودن....چند روزه که مثل اون زمونا که دوم یا سوم ابتدایی بودم وبابام منو صدا میکرد تا کارنامه ام رو به همه نشون بده،
این روزا هم با افتخار منو به همه دوستاش و فامیل نشون میده ...آخه سراسری ارشد هم رتبه خیلی خوبی آوردم و به احتمال زیاد دانشگاه خوبی قبول بشم...
خلاصه بخاطر همین خوشحالی بابام خستگی این دو سه ماهه از تنم در رفت
...
همینجا هم از همه اجیها و دوستان گلی که بهم تبریک گفته بودن تشکر میکنم...انشاالله بتونم یه روزی جبران کنم
راستی اگه سوال حقوقی داشتین بپرسیناااا...ندونم هم از استادام میپرسم براتون جواب میذارم....پولم نمیخواد...رایگان...چشمک...خندهههه

یک شنبه 30 خرداد 95 - 21:11  
 
22
 
34
تبریک
تبریک

سلامممم داداش جون این ایه یادته؟!!!
سلام به همه
اومدم اینجا تا موفقیت داداش امیرعلی مو داخل ازمون سراسری ارشد تبریک بگم.
وبگم خیلی واست خوشحالم که نتایج زحماتت رو گرفتی .چون توکل کردی اول به خدای مهربونی که سبب اشنایی من و توهه..دوم تلاش و اراده خودت...میدونم به سختی و کلی زحمت به خواسته ات رسیدی و الان کل خستگی هات در رفته ..چون بعد سختی این اسودگی کلی شیرینه...من بت افتخار میکنم داداش جون وکیل .بازم بت تبریک میگم.
یه دنیا برات خوشحالم.
از طرف اجی باران.

یک شنبه 23 خرداد 95 - 19:20  
 
19
 
2
مادر و دیگر هیچ!
مادر و دیگر هیچ!

آدمها ... :

... وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند .

... وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند.

... وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند !
بیایید قدر مادرهایمان رو بیشتر بدانیم...ارادتمند،داداشتون.

شنبه 22 خرداد 95 - 19:50  
 
20
 
1
منم موخوام خب...
منم موخوام خب...

تقدیم به گل دخترای پرشین

پنج شنبه 13 خرداد 95 - 21:28  
 
20
 
0
تقدیم به.....؟!!!
تقدیم به.....؟!!!

وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم

شیشه ها را نمی شکنم

غــرورم را نمی شکنم

دلت را نمی شکنم

در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ،

این بغض لعنتی است

یک شنبه 09 خرداد 95 - 21:37  
 
22
 
1
تقدیم به همه مادران آسمانی...
تقدیم به همه مادران آسمانی...

قلمم راست بایست!
واژه ها، گوش به فرمان قلم!
همگی نظم بگیرید
مودب باشید!
صاحب شعر عزیزی است به نام «مادر»

امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو..
تک و تنهاو غریبم!

تو کجایی مادر..؟
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو..
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا..
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!

امر بفرما مادر..
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو..
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...

مادر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا

بغلم کن مادر...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
گفته بودی: فرزندم! عاشق اشعار تو ام
ای به قربان تو فرزند.. بیا دلتنگم
آنقَدَر شعر برای تو بخوانم که نگو...

مادرم...مادر خوبم
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...

تو که باشی مادر!
دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام
آنقَدَر واژه به پای تو بریزم که نگو...
گرچه از دور ولی،دست تو را میبوسم
نه شعار است ،نه حرف!
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو ..

یک شنبه 09 خرداد 95 - 21:24  
 
19
 
11
بفرمایین چایی دارچینی...
بفرمایین چایی دارچینی...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ...

ﺍﺯ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻫﺖ ...
ﺍﻣﺎ ﺷﮑﺎﯾﺘﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ...
ﻣﻦ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ...
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺪﯼ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ...
ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ...
ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩﯼ ﺗﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ...
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...
ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ...
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ؛ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ....امیرعلی.

شنبه 08 خرداد 95 - 22:00  
 
21
 
1
خدایا به امید تو...
خدایا به امید تو...

زانوهامو بغل کرده بودمو نشته بودم کنار دیوار

دیدم یه سایه افتاد روم...

سرم رو آوردم بالا

نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم

تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد

گفتی:تنهایی؟

گفتم:آره.

گفتی:دوستات کوشن؟

گفتم: همشون گذاشتن رفتن.

گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!؟

گفتم:اشتباه کردم.

گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی؟

گفتم:نه.

گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟

گفتم:بودم.

گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟

گفتم:بردم، همین الان بردم

گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی؟؟

گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)

-سرمو انداختم پایین- گفتم:آره.تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش.

گفتی:ببخشم؟

گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری.

گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟

تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم.

گفتم:فقط شرمندتم

گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟

گفتم:آخه تنهام.

گفتی:پس من چی رفیق؟

من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت

من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن...

اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو...

من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،

همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی...

اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم

دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو انداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط کردم...

گفتم شرمنده ام، گفتم دوست دارم، گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم...

گفتم دوست دارم...

گفتم: داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی

بغلت کردم گفتم:تو بن بست رفیقی

یک کلام...



خــــــــــــدا تو بهتریـــــــــنی...

شنبه 08 خرداد 95 - 18:56  
 
18
 
2
عظمت خدا
عظمت خدا

یبار اونجایی که برا ماموریت میرم تنهایی رفته بودم کوه
بعدش مه غلیظی اومد و اونور دره همه کوه رو پوشوند،از شدت هیجان ازش فیلم گرفتم
بعد از 5 دقیقه همون مه (چم) به سمت من اومد...کل منطقه رو گرفت...نمیشد حتی 5 متر جلوتر رو دید!!!
منم که تازه میرم اون منطقه و زیاد آشنایی نداشتم و تقریبا از پیدا کردن مسیر اصلی ناامید شده بودم...یه مبلغی نذر کردم و آیه الکرسی خوندم...
یهو صدای گوسفند شنیدم...خیلی خوشحال شدم و از روی صداشون پیداشون کردم و خیلی با اعتماد به نفس با چوپان هم خوش و بش کردم و گفتم که توی منطقه گرگ هست و بهتره برگردی روستاتون
چون نمیخواستم بفهمه که گم شدم...قبول کرد
وسط راه برف و بوران هم شروع شد...بیچاره چوپان که لباس مناسبی هم نداشت هنگ کرد..مسیر رو نتونست پیدا کنه...یدونه شکلات بهش دادم شاید قند خونش بره بالا...مغزش بهتر کار کنه...بعد از یه ربع به یه جایی رسیدم که به نظر اون چوپان آشنا اومد...آره راه اصلی رو پیدا کرده بودیم و بعد از دو ساعت رسیدیم روستا و من رفتم محل اسکان خودمون.
یه هفته به عید امسال این اتفاق برام افتاد..تا صبح همین شرایط بود و 20 سانت برف رو زمین نشست
از این ماجرا توی خونه چیزی نگفتم تا مادرم نگران نشه...هر وقت میرم ماموریت 20 باری زنگ میزنه...از بس که نگرانمه..این جور چیزا رو هم بهش بگم که دیگه واویلاست...
من عکسها و فیلم های خیلی خوبی از طبیعت دارم...عکسها رو اگه جشنواره ای بفرستم مطمعنا مقام میاره...فعلا نگهشون داشتم شاید یه روزی بصورت یه کتاب درآوردم..همراه با خاطرات طبیعت و ماموریتها.
در عرض شش ماهی که محل جدید میرم حداقل ده بار یه همچین وضعیتی پیش اومده...واسه همین یه لکه ابر یا مه که میبینم فوری برمی گردم راه اصلی تا خدای نکرده گم نشم...
ملت میگن کاش ما هم کارمند بودیم و حقوق ثابت می گرفتیم...به خدا یه درامد ناچیز ماهانه بیرون داشته باشیم بهتر از کارمندیه البته از نوع ما
نه مرخصی درست و حسابی داریم و نه تعطیلی...
شیفتت برسه حتی روز عاشورا هم باشه باید بری ماموریت!!!
....
ببخشید حرفام طولانی شد...دارم با خودم درد و دل میکنم دیگه،
بعضی ها میگن دور و بر تو خیلی شلوغه!!! اگه شلوغ بود که به نوشتن پناه نمی آوردم...
شاد باشین....یاحق

چهار شنبه 29 اردیبهشت 95 - 20:39  
 
20
 
1
رو به جلو...
رو به جلو...

سلام...


ﻗـــﻬـــ ﺮﻫﺂ ﺑـــﻬـــﺂﻧــــ ﻪ ﺍﺳــــ ﺖ !!!

ﮐﺴ ﯽ ﮐ ﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ …

ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺂﻧــــ ﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﻴـــ ﻦ ﻫﺰﺂﺭﺂﻥ ﻧﻘﻄـــ ﻪ ﯼ ﺳﻴـــ ﺁﻩ ﺷــ ﺐ

ﺣﺘـــ ﯽ ﺍﮔــﺮ ﯾــﮏ

ﻧﻘﻄــ ﻪ ﯼ ﺳﭙﯿــ ﺪ ﺑﯿﺂﺑـــ ﺪ

ﺩﻟﯿﻠـــ ﺶ ﻣﯽ ﮐﻨــ ﺪ ﺑﺮﺂﯼ ﻣﺂﻧــ ﺪﻥ !!!

ﻭ ﮐﺴــ ﯽ ﮐــ ﻪ ﻣـــ ﯽ ﺧﻮﺍﻫــ ﺪ ﺑــﺮﻭﺩ…

ﺩﺭ ﺳﭙﻴـــ ﺪﯼ ﺭﻭﺯ ﺣﺘـــ ﯽ ﺍﮔــ ﺮ ﻧﻘﻄـــ ﻪ ﺍﯼ ﺳﻴــ ﺁﻩ

ﻫـــ ﻢ ﻧﻴﺎﺑــ ﺪ

ﻧﻘﻄــﻪﺍﯼ ﺳﻴـــ ﺁﻩ ﻳﺂﻓﺘــ ﻪ !!!

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺑــــﮕــــﺬﺍﺭ ﺑـــﺮﻭد..

سه شنبه 31 فروردین 95 - 21:29  
 
21
 
1
خدایا.........بغض
خدایا.........بغض

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم
خداحافظ نگو وقتی تا هر جا باشی همراتم
تو اون گرمای خورشیدی که میری رو به خاموشی
نمی دونی چقد سخته شبِ سرد فراموشی
شبی که کوله بارت رو میون گریه می بستی
یه احساسی به من می گفت هنوزم عاشقم هستی
خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم
خداحافظ نگو وقتی تا هر جا باشی همراتم
چرا حالت پریشونه چرا مایوس و دل سردی
خداحافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی
تو یادت رفته اون روزا یکی تنها کست میشد
خداحافظ که می گفتی خدا دلواپست میشد
خداحافظ نگو هنوز درگیر چشماتم
خداحافظ نگو تا هر جا باشی همراتم
خداحافظ نگو

چهار شنبه 11 فروردین 95 - 18:22  
 
20
 
0
روز مادر مبارک
روز مادر مبارک

ای بهتر از همه کلمات! ای خواستنی تر از عشق! دوست دارم خورشید را تقدیمت کنم و ستاره ها را بالای سرت بچینم و دستهای پینه بسته ات را در دستهایم بفشارم و در نگاه خسته و زیبایت گم شوم و بگویم دوستت دارم مادر. روزت مبارک

سه شنبه 10 فروردین 95 - 20:19  
 
20
 
6
اولین کوهنوردی در سال 95
اولین کوهنوردی در سال 95

یاالله...
سلامممم به همه
سال نوتون هم مبارک....
امیدوارم که سال بسیار خوبی براتون باشه و امسال به بزرگترین آرزوهاتون برسین.برا منم دعا کنین که به آرزوهام برسم.
یه روز مونده به تحویل سال برای اکثر دوستان پیام تبریک فرستادم ولی انگار بعضیا رو فراموش کرده بودم که همینجا ازشون معذرت میخوام .بعضی ها رو هم میخواستم پیام بدماااا ولی چون قابل پیش بینی نیستن گفتم شاید ناراحت بشن!!!
خلاصه برای همتون آرزوی بهترینها رو دارم.
و توصیه من به هم سن و سالهای خودم....هروقت وقت کردین برین فضای سبز و کوه...با کمترین هزینه میشه بیشترین لذت رو برد....جاتون خالی...یه چایی درست کرده بودیم که حرف نداشت
بفرمایین بچه ها....

چهار شنبه 04 فروردین 95 - 0:51  
 
14
 
0

سلام سال نو مبارک
امیدوارم همیشه دل تون بی غم ، لب تون خندون باشه ، یا علی

شنبه 29 اسفند 94 - 20:20  
 
16
 
2
عیدتان مبارک
عیدتان مبارک

یاالله...سلامممم به همه
بعد از 9 روز دوباره برگشتم!
امیدوارم که حالتون خوش و خرم باشه و همه کاراتون رو کرده باشین و بعد از یه استراحت تحویل سال رو جشن بگیرین.

سالی که گذشت برام اتفاق های خوب و بد زیادی داشت...نمیخوام درباره اش حرف بزنم
ولی دوستان گلم بیاین سال جدید رو با شادی و امید شروع کنیم
کینه ها رو از دل پاک کنیم...برای کسایی که بهمون بد کردن هم آرزوی خوشبختی بکنیم و فقط به زندگی خودمون برسیم
سال 95 از هر جهت برای من حیاتی و مهم هستش...چندتا آزمون دارم که حکم بازی مرگ و زندگی رو برام دارن!
از هر لحاظ دارم خودمو آماده میکنم...نتیجه ای که توی این چند سال فعالیت بیرونم گرفتم اینه که باید فقط و فقط خودمون رو بکشیم بالا...
کسی برای موفقیت ما تلاش نمیکنه بلکه برعکس...بیشتر دوست دارن که ماها درجا بزنیم!
فقط تنها ناراحتی من اینه که شاید در حق بعضی دوستان کوتاهی میکنم و زیاد نمیتونم در خدمتشون باشم.
امیدوارم شرایط و موقعیت منو درک کنن و به بزرگی خودشون منو ببخشن
خیلی خیلی دوستون دارم...هیچکدوم از آبجیها و دوستامو فراموش نکردم...شرمنده بعضیاشون هم هستم و میدونم که نمیتونم محبتشون رو جبران کنم
سر سفره هفت سین و دعاهاتون منو هم یاد کنید...
دعا کنید یه وکیل خوب بشم بعدش همتون رو یه ناهار مشتی دعوت میکنم....فداتون...عیدتون هم مبارک...چشمک

و انتهای این قصه ی سرد و سفید
همیشه سبز خواهد بود،تا رسیدن سال نو
تنها یک سلام خورشید باقی ست
هزاران تبریک

جمعه 21 اسفند 94 - 19:14  
 
18
 
2
.........
.........

یاالله...
سلامممم به همه...
باز فردا باید برم ماموریت...6 روز دیگه برمیگردم
برای تبریک عید هم که حتما میام
روزهای خوبی براتون آرزو میکنم...داداشتون امیرعلی

پنج شنبه 06 اسفند 94 - 18:28  
 
14
 
3
تشکر....
تشکر....

یاالله
سلامی دوباره همراه با یه شاخه گل تقدیم به همه عزیزانم
واقعا با پیاماتون شرمنده ام کردین...انشالله بتونم جبران کنم
فقط معذرت میخوام که چند روزی نبودم و نتونستم زودتر جواب بدم
از بابت کیک هم انشالله به بزرگی خودتون می بخشین...یکم وضع مادیم خوب نبود کوچولوشو گرفتم خوب
از اونایی هم که ایمیل دادن یا پیام خصوصی گذاشتن بی نهایت تشکر میکنم...از نفس.بهار.پرشین فال عزیز.سارا.انیس.زهره.اصغر..... و
باران عزیزم.یلدای مهربونم.الهه نازنیم.نگین دل پاکم.عسل احساساتیم .نگار سرسنگینم و بقیه عزیزان
با وجود اینهمه محبت های بی پایان بایدم عاشقتون باشم....دوستون دارم
الهی که حداقل یه قرن دیگه با شادی و سلامتی و موفقیت، خوش و خرم زندگی کنید و کنیم....یاحق

پنج شنبه 06 اسفند 94 - 1:00  
 
11
 
2
سلااااام امیر علی جان
سلااااام امیر علی جان

توووووووووووووووولدت مبارک امیرعلی عزیز

الهی بهترین روزهارو تجربه کنی وبه همه ارزوهایه زیبات برسی

که استحقاقشم داری ومیرسی

عذر منو بپذیر بابت تاخیرم

امیدوارم سالیان طولانی در کنار خونواده ی محترمت شاد وسلامت باشی

همیشه به یاد ماندنی هستی
تولدت مبارک

چهار شنبه 05 اسفند 94 - 15:09  
 
11
 
0
هدیه
هدیه

خودت گلی داداشم

چهار شنبه 05 اسفند 94 - 15:07  
 
10
 
1
گل...
گل...

گل...
امیدوارم بپسندی داداش امیرعلی

چهار شنبه 05 اسفند 94 - 10:22  
 
9
 
2

تولدت مباااارك داداش شاهين


ان شاءالله صد و بيست ساله بشي و ب تمام آرزوهاي خوبت برسي عزيزززم