نگار

پرشین فال

امروز قبل ازظهر روز پنج شنبه سی ام خرداد 98 - ساعت :
فال تاروت رایگان
درباره صفحه :
 
63
| مدیر : *نگار*
مثل یک درنای وحشی تا افق پرواز کن

قصه ایی دیگر برای فصل سرما ساز کن

زندگی تکرار زخم کهنه دیروز نیست

بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن
چهار شنبه 29 خرداد 98 - 14:22  
 
0
 
0

ما آرامش نداریم چون
کلید آرامشمان را دست دیگران و شرایط داده ایم
اگر تاییدمان کنند
اگر دوستمان داشته باشند
اگر با ما موافق باشند
اگر مسائل مطابق خواسته های ما بگذرد
اگر هیچ تنشی وجود نداشته باشد
و بسیاری از اگرهای دیگر اگر باشند آنگاه من آرامش دارم !!!
به نظرتان چنین چیزی ممکن است ؟!
دوست من قبل از هر کاری چارچوبهای ارزشی و‌اخلاقی خودت را مشخص کن و مطابق اون عمل کن و اگر نقطه ضعفی داری که قابل تغییر است و تو را به لیست ارزشی خودت نزدیک می کند سعی کن به تدریج برطرفش کنی
قرار نیست تو مورد تایید همگان باشی
قرار هست مورد تایید خودت باشی
و البته قرار هم نیست دیگران مورد تایید تو باشند
هر کسی مطابق معیارهای خودش عمل می کند و این ربطی به ارزش قائل شدن برای شما ندارد
و اگر چرخ گردون بر وفق مرادت نچرخید حتما نیاز به تجاربی داری که با آنها رشد کنی و هیچ ماجرایی بد مطلق نیست اگر نگاهت را به ماجرا ها عوض کنی !
دوست من
کلید آرامشت را دست خودت نگه دار و به هیچکس نده !
دكتر نيلوفر اله وردي

یک شنبه 26 خرداد 98 - 15:22  
 
3
 
0

ما از نسلِ دلخوشی های ساده ی نوشمکی و گریه های بی صدای یواشکی بودیم ...
نسل لِی لی و قایم باشک و هفت سنگ .
دوره ی لاکچری هایی که نهایتا یک شکلات سکه ای ، دوغ آبعلی یا انگشتر آبپاش بود .
نسل دفتر هایی که فانتزی نبود ، و نوار کاسِت هایی که خودش را در اوج احساسمان ، جمع می کرد !
نسلی که با یک تیله یا بادکنک شاد می شد ، و يک آتاری دستی ؛ قله ی آرزوهایش بود .
ما کم توقع ترین نسل تاریخ بودیم !
نسل بد اقبالی که هر چیز را زیاد دوست داشت ؛
یا غیرمجاز بود و فیلتر می شد ،
یا سرطان زا بود ...

نرگس صرافیان

یک شنبه 22 اردیبهشت 98 - 14:42  
 
2
 
0

هر چه کمتر شود فروغ حیات

رنج را جانگدازتر بینی

سوی مغرب چو رو کند خورشید

سایه ها را درازتر بینی . . .

رهی معیری

جمعه 17 اسفند 97 - 2:40  
 
5
 
2

سلام

یه وقتایی دوباره خوندن پستهایی که پیجت گذاشتی چه حس خوبی داره،،،وقتایی که از خودت یکم دور شدی و دلتنگ خودتی،،،انگار با خوندن دوباره اون مطالبی که با دوستات به اشتراک گذاشتی، خودت رو بهتر به یاد میاری و میفهمی که نسبت به قبل چقدر تغییر کردی، هم مثبت و هم منفی،اما همین یاداوری خوبه وقتی که تلنگری میشه برای این که خودت رو دوباره پیدا کنی یا بهتر بگم به خودت بیای که چقدر توانایی داری برای بهتر و بهتر بودن،و این خیلی خوشاینده،،،مثل حس و حالی که من الان دارم!

دلتنگ پیج خودت شدن و پستهایی که گذاشتی،اینچنین نتایجی هم داره

از خودم ممنونم که خیلی چیزهای خوب رو به یادم اورد!

نگار
هفده اسفند نود و هفت

دو شنبه 12 آذر 97 - 2:01  
 
5
 
2

آذر ماه...
شاید بهترین اتفاقش همین دو روز پیش افتاد.
جز این
فقط تلخ ترین خاطره ام را تداعی میکند
که هفتمین سالش را میگذراند اما برای من خیلی بیشتر از اینهاست و خیلی عمیق تر و خیلی پر درد تر...
انقدر قدرت دارد که اگر هزاران هزار خوشحالی هم بیاید و برود
رد پای ان اتفاق تلخ را پاک نمیکند که نمیکند
مگر میشود فراموش کرد انچه را که فراموش نشدنی است؟!
اما از اینکه میان بدیُمنی اش
میان تلخ ترین تلخی به جا مانده از روزها و سالهایش
باز هم تو آمدی و خاطره خوبم شدی خوشحالم
رنگ تو پررنگ تر از همیشه در خاطرم خواهد ماند
و شاید زین پس ماه اذر و روزهای اذر بتوانند لبخندی از یاداوری بودنت در گوشه ایی از وجودم به جای گذارند.

اما تو ای اخرین ماه پاییز
همیشه برای من سنگدل و بی رحم خواهی ماند....

نگار
به وقتِ دوازده آذر نود و هفت
#مادر #عشق

چهار شنبه 22 شهریور 96 - 3:57  
 
4
 
4

شب آرامی بود 
 می روم در ایوان، تا بپرسم از خود 
زندگی یعنی چه؟ 

مادرم سینی چایی در دست 
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من 
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا 
لب پاشویه نشست 
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد 
شعر زیبایی خواند، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین 

با خودم می گفتم 
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست 
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست 
رود دنیا جاریست 
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است 
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم 
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟ 
هیچ !!!

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند 
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری 
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت 

زندگی درک همین اکنون است 
زندگی شوق رسیدن به همان 
فردایی است، که نخواهد آمد 
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی 
ظرف امروز، پر از بودن توست 
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی 
آخرین فرصت همراهی با، امید است 

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک 
به جا می ماند 
  زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ 
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود 
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر 
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ 
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق 
زندگی، فهم نفهمیدن هاست 

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود 
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست 
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست 
فرصت بازی این پنجره را دریابیم 
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم 
پرده از ساحت دل برگیریم 
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم 

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است 
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست 

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند 
چای مادر، که مرا گرم نمود 
نان خواهر، که به ماهی ها داد 

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم 
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت 
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست 
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست 
من دلم می خواهد 
قدر این خاطره را دریابیم.

سهراب سپهری

سه شنبه 30 خرداد 96 - 23:16  
 
5
 
0
بدون شرح
بدون شرح

بدون شرح...

جمعه 08 اردیبهشت 96 - 0:02  
 
6
 
2
بدون شرح
بدون شرح

وقتی حصار غربت من تنگ می شود
هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود
از بس فرار کرده ام از خویشِ،خویشتن
گاهی دلـــم برای خـــــودم تنـــگ می شود...

*"*"*"*"*"*"*"*"*"*"*"*"*"*"*"*"*"*

غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد

مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجـا

فاضل نظری

جمعه 01 اردیبهشت 96 - 15:22  
 
7
 
0

دَمــے با دوُســــتـــ دَر خــَـلـوَتـــ
بـــِـھ اَز صـَـــد ســــالـــ دَر عـِــشرَتـــ

مـــَـــنـــ آزادے نِــــمی خــــواهَــمــ
ڪِھ بـــا یـــوسُـــفـــ بــــِھ زِنـــدانَــمــ

ســـعدی

یک شنبه 20 فروردین 96 - 1:30  
 
10
 
2
بدون شرح
بدون شرح

بدون شرح...

جمعه 11 فروردین 96 - 4:32  
 
8
 
3
Negar
Negar

‏‎‏هرکجا باشی

‏‎کسی‌ غیر از خودت ‌همراه نیست ...

بیدل دهلوی

یک شنبه 06 فروردین 96 - 0:32  
 
8
 
2

به چشمای تو سوگند که عشقت واسه من رنگ جنونه
به چشمای تو سوگند که عشقت مثل آتیشه تو قلبم مثل خونه

اگه یار تو باشم با این دستای خسته ام
واسه تو لونه میسازم تو همین قلب شکسته ام

به چشمای تو سوگند به چشمای تو سوگند

من اونقدر پر عشقم من اونقدر پر دردم
که عاشقای دنیا نمیرسن به گردم

آخ دیگه خواب تو چشام نیست...امیدی تو نگام نیست

پر از دردم و ای وای...یه درمون سر رام نیست...یه درمون سر رام نیست

به چشمای تو سوگند که عشقت واسه من رنگ جنونه
به چشمای تو سوگند که عشقت مثل آتیشه تو قلبم مثل خونه

به چشمای تو سوگند به چشمای تو سوگند

تو که نیستی خیال کن که دیگه هیچکی باهام نیست
دیگه هیچی تو این زندگی اونجور که میخوام نیست

من از غم مینویسم مینویسم که بخونی
من از دل مینویسم که غم عشقو بدونی
تو از حال یه عاشق آخه هیچی نمی دونی...نمی دونی نمی دونی

به چشمای تو سوگــــــــند!!!

یک شنبه 29 اسفند 95 - 16:51  
 
7
 
0
پست سفارشی
پست سفارشی

تو بیایی،
همه‌ی ثانیه‌ها، ساعتها
از همین روز،
همین لحظه،
همین دم،
عیدند!

قیصر امین پور

عــــلاقه جـــانِ من نوروزت مبارک

یک شنبه 29 اسفند 95 - 16:45  
 
8
 
0
نوروز 96 مبارڪ
نوروز 96 مبارڪ

دوستانِ جانم
پیشاپیش فرارسیدن نوروز و بهار طبیعت رو بهتون تبریک میگم و امیدوارم همیشه شاد باشید و سالم و وجودتون سرشار از آرامش.

آرزو میکنم در سال جدید به همه ی آرزوهای قشنگتون برسید.

نوروزتون مبارڪ

یک شنبه 29 اسفند 95 - 2:13  
 
7
 
2

تو یک زنی...
زیبا باش!
لباس خوب بپوش !
 ورزش کن !
 مواظب هیکل و اندامت باش !
هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد!
همیشه بوی عطر بده!
مطالعه کن و آ گاهيتو بالا ببر.
خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در يک خلوت دنج ميهمان کن !
براي خودت گاهی هديه ای بخر !
وقتی به خودت و روحت احترام می گذاری
احساس سربلندی می کنى
آنوقت ديگر از تنهايي به ديگران پناه نمی بری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد می کنی
يادت باشد ....
"برای یک زن عزت نفس غوغا ميکند"

/روز خانوم های گل و مامان های عزیز مبارک/

چهار شنبه 25 اسفند 95 - 13:01  
 
5
 
2
چه کردی...
چه کردی...

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی

در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با حالِ پروانه ی من چه کردی

ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ی من، چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردی؟

جهان من از گریه ات خیسِ باران
تو با سَقف کاشانه ی من چه کردی؟

دکترافشین یدالهی

چهار شنبه 25 اسفند 95 - 12:24  
 
3
 
0

نيمه جاني بر كف / كوله باري بر دوش / مقصدي بي پايان / قرن ها پشت افق /

سحري سرگردان / كه در آن آتش كم نور نگاهي تنها / سينه ي ساكت صحراي سحرگاهي را / 

مثل يك آينه رو به برهوت / پي سوسوي نگاهي ديگر / بي ثمر مي‌كاود / وحشتي بيگانه، در سراپاي وجود/

لذتي پر آشوب، پاي محراب سجود / در دل ويراني آخرين دلخوشي ام / چشم ويرانگر توست / خسته از

جنگيدن / آخرين فرصت صلح / عشق عصيانگر توست / كاش غير از من و تو، هيچ كس باخبر از ما

نشود / نوبت بازي ما باشد و ديگر هرگز / نوبت بازي دنيا نشود...

  دکتر افشين يداللهي

سه شنبه 24 اسفند 95 - 17:18  
 
6
 
0

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر سفر نكنی
اگر كتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نكنی

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند

به آرامي آغاز به مردن می‌كنی
اگر برده ‏ی عادات خود شوی
اگرهميشه از يك راه تكراری بروی
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند
دوری كنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای روياها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي ‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی

امروز زندگی را آغاز كن
امروز مخاطره كن
امروز كاری كن

پابلو نرودا

سه شنبه 24 اسفند 95 - 2:22  
 
7
 
1
وقتی...
وقتی...

وقتی دلم خوش نیست دنیام چه آشوبه...

دو شنبه 23 اسفند 95 - 19:50  
 
6
 
0
شاید این عید...
شاید این عید...

بدون شرح

چهار شنبه 18 اسفند 95 - 11:13  
 
8
 
7
روز جهانی زن
روز جهانی زن

8 مارس روز جـــــــهانے زن گرامی باد

روزی برای همبستگی علیه هرگونه تبعیض بر اساس «جنسیت» افراد در جامعه
و تلاشی برای احترام بيشتر و حقوق برابر برای زنان.

//زنان
با یک دست
گهواره را تکان میدهند
و با دست دیگر
دنیا را...//

ناپلئون بناپارت

پنج شنبه 12 اسفند 95 - 21:25  
 
9
 
0
بدون شرح
بدون شرح

بدون شرح...

پنج شنبه 12 اسفند 95 - 21:23  
 
6
 
0
بدون شرح
بدون شرح

نزدیک ترین آدم به تو همونیه که از دورترین فاصله هم به فکرته...

پنج شنبه 12 اسفند 95 - 21:22  
 
5
 
0

دلتنگ که باشی
آدم دیگری میشوی !
خشن تر
عصبی تر
کلافه تر
و تلخ تر
و جالبتر اینکه
با اطراف هم کاری نداری
همه اَش را نگه میداری
و دقیقا سرِ همان کسی خالی میکنی
که دلتنگش هستی...

جمعه 06 اسفند 95 - 0:51  
 
7
 
4
تبریک با کمی تاخیر
تبریک با کمی تاخیر

5 اسفند بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی و روز مهندس گرامی باد

فارغ از مدرک تحصیلی اگر پلی ساختید برای عبور از افکارمنفی شما یک مهندس هستید

دو شنبه 02 اسفند 95 - 22:25  
 
6
 
0
خنده از ته دل
خنده از ته دل

خنده هایت عجیب به دلم می نشیند

لبخند که میزنی ارامش را در وجودم جاری میکنی و لحظه هایم رنگ زندگی به خود میگیرند.

آرامِ جانم
همیشه شاد باش و از ته دل بخند!!!!

یک شنبه 01 اسفند 95 - 15:10  
 
6
 
0

یکی باید باشه
که وقتی نگاش می‌کنی
نه اینکه غصه‌هات یادت بره
نــه !!!
فقط یادت بیاد دلیل بزرگــ ترے
برای خوشـحال بودن داری...
.
صـــرفا جهت یاداوری!!!!!

یک شنبه 01 اسفند 95 - 10:05  
 
4
 
0
پُستـــ سـفـارشے
پُستـــ سـفـارشے

یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد

من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست
درد آن بوَد که از پا درمان من بیفتد...

شهریار

پنج شنبه 28 بهمن 95 - 23:36  
 
6
 
0
حــــس تــــو
حــــس تــــو

امکان نداره حسِ تو از یاد این خونه بره
دردی که با عشق اومده با مرگ میتونه بره
دنیامُ دادم دستِ تو از هر طرف بن بست شه
جدا کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه

تب میکنم از فکر تو تا با خودم همدرد شم
صدتا زمستونم بیاد امکان نداره سرد شم
شاید تمامه عمرمُ درگیره ویرونی کنی
اما بدون با عشقِ من کاری نمیتونی کنی

هر روز راهی میشی و باور ندارم رفتنو
تنهاتر از اونم که از رفتن بترسونی منو
جز زخمهایی که زدی چیزی برام مرهم نشد
هر کار کردی با دلم این عشق در من کم نشد

امکان نداره حسِ تو از یاد این خونه بره
دردی که با عشق اومده با مرگ میتونه بره
دنیامُ دادم دست تو از هر طرف بن بست شه
جدا کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه

داریــــوش عـشـــق

پنج شنبه 28 بهمن 95 - 23:28  
 
7
 
3
محبت
محبت

‏پُستی بدون شرح........

یکی از محدود آدمایی که
واژه‌ی انسانیت برازندشونه،
کسایی هستن که میدونن ممکنه
محبتشون جبران نشه،
ولی بازم محبت کنن....