گفتی برام حرف بزن این شعرها خودش حرف داره

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز سه شنبه شانزدهم آذر 95 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
طالع بینی سال 95 سال میمون به زودی...!
درصد تکمیل طالع بینی : 42%
درباره صفحه :
 
63
| مدیر : حاج عارف
خلوت دل خسته ی حاج عارف
یک شنبه 25 مهر 95 - 10:14  
 
4
 
0

هواتــــو از سرم بیرون نکردم
تو تنهــا حسرت مـن رو زمینی
یه چیزایی رو تا عاشق نباشی
نه می تونی بفهمی نه ببینی

یک شنبه 25 مهر 95 - 10:05  
 
4
 
0

دیر آمدیم و قصه ی ما زود فرض کرد
چرخ فلک نبودن ما بود فرض کرد

جنگل تبر به دوش تقاصِ خلیل را
از ما گرفت و آتش نمرود فرض کرد

ما سوختیم...همنفسِ چوب های خشک
آهی که داشت هیزمِ تر دود فرض کرد

ما سوختیم و دود به چشم کسی نرفت
ما را زمانه سوختنِ عود فرض کرد

تحریف در زبورِ گلو چنگ می نوشت
ما را حسود حنجر داوود فرض کرد

ما را به جبر، سنگ ابابیل طعنه ها
خانه خراب کعبه ی مقصود فرض کرد

مارا "زلال" در هوس "آلوده" کرد و بعد...
یک واژه روزگار #زلالود فرض کرد

یک شنبه 10 مرداد 95 - 15:56  
 
6
 
0

عاشق ك باشي هيچكسيو بهتر از اون نميبيني ..

یک شنبه 10 مرداد 95 - 15:56  
 
4
 
0

وقتی عکس می گیری داری لحظه ای رو تبدیل به خاطره می کنی که ممکنه دیگة هرگز تجربه ش نکنی

یک شنبه 10 مرداد 95 - 15:54  
 
6
 
0

يه شبايى تو زندگى هست كه :
وقتى دفتر خاطرات زندگيتو ورق ميزنى به چيزايى ميرسى كه
نميدونى تقديرت بوده يا تقصيرت...

یک شنبه 10 مرداد 95 - 15:52  
 
5
 
0

گاهي قلبم آنقدر مي گيرد و آن موقع است كه نمي دانم چه خاكي به سرم بريزم...

یک شنبه 10 مرداد 95 - 15:51  
 
5
 
1

همیشه فراموش کردن کار سختیه ... مخصوصا فراموش کردن یه گذشته ... مخصوصا اگه اون گذشته پُر از بهترین ها یا بدترین ها بوده باشه ... حالا این بهترین یا بدترین میتونه یه خاطره باشه ، یه اتفاق باشه ، یه آدم باشه ، یه خونه ی قدیمی ، یه دوست یا چیزای دیگه ... مهم اینه که تونسته ویژگی این رو داشته باشه که برات فراموش نشدنی باشه ... .
ما هیچ وقت نمیتونیم به طور کامل اونا رو از یاد ببریم ... یعنی بهتره بگیم که نه تنها نمیشه اونا رو از یاد برد و دیگه بهشون فکر نکرد بلکه اونا خیلی بیشتر نسبت به بقیه چیزا میتونن فکر مارو درگیر خودشون بکنن و ما رو توی گذشته غرق کنن ... اما تو این موقعیت اون کسی برنده است که همه ی این بهترین و بدترین هاشو با سرعت رد کنه وگرنه هر چی سرعت رد شدن ازشون کمتر شه بیشتر توش غرق میشی و فرو میری ... .
گذشته مثل یه باتلاق میمونه ... هی مارو میکشه سمت خودش و میخواد ما رو غرق کنه تو خودش ... خیلی نباید توی اون بمونی و دست و پا بزنی ... باید خودتو به یه درختی ، شاخه ای چیزی گیر بدی و ازش کمک بگیری و خودتو بکشی بالا ... وقتی توی باتلاق گذشته ات میری باید یه خاطره تازه تر یا یه انگیزه ی جدید رو دم دستت بزاری تا وقتی دیدی داری فرو میری دلتو به اون گره بزنی و خودتو بکشی بالا وگرنه دیگه آینده ی جدیدی برات وجود نداره ...

یک شنبه 10 مرداد 95 - 15:49  
 
4
 
0

بعضی ها هم هستند که هر شب عکس میگذارند و بالا یا پایینش مینویسند: "یه شب خوب" اینها هر شب شان خوب است.
بعضی ها هستند که هر شب می آیند اینجا و عکسهای گروه بالا را میبینند و بعد آه میکشند و با خود میگویند: "خوش به حالشون که هر شبشون خوبه" بعد خیره میشوند به افق و با قیافه ای پرسشگر از افق میپرسند: "چطور میشه آدم هر شبش خوب باشه؟" بعدتر هم توی انباری ذهنشان میگردند تا بلکه عکسی تصویری چیزی از شبهای خوب زندگی شان پیدا کنند، چندتایی هم پیدا میکنند اما خیلی کم اند، خیلی کم...

سه شنبه 29 تیر 95 - 14:31  
 
7
 
0
جمعه ها بیشتر نگرانت میشوم
جمعه ها بیشتر نگرانت میشوم

...

سه شنبه 29 تیر 95 - 14:28  
 
8
 
0

آری مرد هم ناز میکند!
.
وقتی دست‌های عشقش را می‌گیرد!
وقتی فقط در کنار تو آرام می‌گیرد...
و
در سکوت نفسهای تو چشم‌هایش را می‌بندد...
آری مرد هم ناز می‌کند!
.
وقتی از دردهایش با تو می‌گوید!
وقتی از رازهایش می‌گوید...
وقتی تو را عاشقانه می‌پرستد!
.
.
.
"آری مردها هم قلب دارند..."

سه شنبه 29 تیر 95 - 14:26  
 
7
 
1

دلتنگی یعنی ...
عکسهایی که با نگاه کردن به اونا فقط میشه آه کشید

سه شنبه 29 تیر 95 - 14:23  
 
6
 
0

میگن آدمایی که دست یا پاشونو از دست میدن جایِ نداشته ی اون عضو شروع میکنه به خارش شدید ! اما هیچکس جای اون آدم نیست که بدونه اون لحظه چه اتفاقی داره میوفته ! این اتفاق شبیهِ اتفاق از دست دادن نزدیکترین آدمِ زندگی میمونه ، آدمی که میتونه در زندگیِ هر آدم نقشِ یک عضو و یا نیمی از بدنِ یک انسانِ دیگه ای باشه ، زمانی که اون آدم رو نداشته باشیم ، یک جایی از زندگیمون شروع میکنه به درد گرفتن ، با رفتن و یا نبود یک آدم در زندگی یهو به خودت میای میبینی دست و پایی واسه راه رفتن نداری و جای نداشته ش درد داره و تازه میفهمی که دردِ خالی نیست ، با هر عطر ، هر موزیک هر صدا و یا نوشته و عکسی ، دردت بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه !

یک شنبه 06 تیر 95 - 2:29  
 
9
 
0

تورو به خدا برا من مواظب خودت باش
گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش
غصم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری
شکایت از کسی نکن بااینکه خیلی دلخوری
دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون
دلم گرفته میدونی ازهم جداکردنمون
دل نگرونتم همش اگه خطاکردم ببخش
بازم منو بخاطر تموم خوبیات ببخش
منو ببخش منو ببخش...

یک شنبه 06 تیر 95 - 2:25  
 
9
 
0

یه وقت هایی هست که هیچ چیز زندگی دست خودت نیست؛ مثل الان، قبلا" و بعدا"

یک شنبه 06 تیر 95 - 2:24  
 
9
 
1

دلم یک ترانه ی غمگینِ خارجی می خواهد
با زبانی که نمی فهمم چیست
می خواهم به دردی که نمی دانم چیست
زار زار گریه کنم.

یک شنبه 06 تیر 95 - 2:23  
 
9
 
0

هرگز نمی توانی
سن یک زن را از او بپرسی
چرا که او هم نمی داند
سنش با شب هایی که بغض کرده و گریسته
چقدر است ..

یک شنبه 06 تیر 95 - 2:22  
 
7
 
1

این روزا فراموشی بی معنیه .. می دونی هیچکس فراموش نمیشه .. فقط جاش توی دل آدم عوض میشه ! مثلا یهو تصمیم میگیری که بفرستیش تهِ دلت! اون ته مَها که پر آدمای به ظاهر فراموش شدس .. به ظاهر فقط! وقتای تنهایی که میشه تک تک آدمای ته دلت رو میاری جلوی چشات .. بعضیاشون خندن .. بعضیا بغض .. بعضیا اشک! می دونی؟ اونا از نظر دیگرون واسه تو فراموش شدن .. ولی فقط خودت می دونی که یه جایی یواشکی و پنهونی .. اما همیشه .. بهشون فکر می کنی .. بهشون فکر می کنی و فکر که کردی باز میزاری سرجاشون .. تهِ دلت .. تهِ فکرت .. تهِ تهِ همه چیز .. اینطوری خودت آروم میگیری و روز به روز بیشتر میری توی خودت .. بیشتر با خودت خلوت می کنی تا با آدمای تهِ دلی تنها باشی .. حرف بزنی .. بخندی .. بغض کنی .. گریه کنی .. و هی با خودت بگی که حتما اون فراموشم کرده .. ولی نه! مطمئن باش یه روزی یه لحظه ای اونم تو رو از تهِ دلش آورده جلوی چشاش .. نگات کرده .. خاکاتو تکونده .. خندیده یا بغض کرده یا گریه رو نمیدونم ! ولی میدونم که این روزا فراموشی بی معنیه ..

شنبه 22 خرداد 95 - 2:00  
 
5
 
0

باید این شهر به آرامش خود برگردد / که شب جمعه حرم روضه ی مادر دارد



‫سرمان هم برود باز محال است جهان / توی تاریخ ببینند حرم ات فتح شده



عید است تمام شهر شادند ولی / نوکر نگران حرم ارباب است



‫قسمت شود به نیت شش ماه ات حسین / تنها به قصد حنجرشان ماشه می کشیم



از برای حرم ات این دل من آشوب است / نکند سنگ به پیشانی گنبد بزنند ...



‫به گمانم در باغ «به فدای تو شدن» باز شده ست / جان زهرا نکند نام مرا خط بزنی اربابم



‫شیعه آماده جنگ است که دیدن دارد / چند روزی است سرم میل بریدن دارد



‫کفتار ها به گرد حرم زوزه می کشند / باشد زمان غرش شیران حیدری ...



ما از سبوی شاه دین مجنون و مستیم / برگـــرد تا ســـــــربند یــــا زهرا نبستیم



‫تحت فرمان ابالفضلیم و ارتش می شویم/ با مدد از مادرش کابوس داعش می شویم



وقتش شده پس از به سرو سینه ها زدن/ سینه سپر کنیم و برای تو سر دهیم



‫فتاده در سر ما عجیب میل زیارت/ عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد



جنگ در اطراف زینب داشت بالا می گرفت/ گوش دشمن را کشید عباس آوردش عراق



گر پای گذارند به صحن زینب / والله زمانه را به هم میریزیم

شنبه 22 خرداد 95 - 1:54  
 
5
 
0
منم باید برم آره سرم بره
منم باید برم آره سرم بره

منو یه کم ببین سینه زنی مو هم ببین
ببین که خیس شدم عرق نوکریم ببین
دلم یه جوریه ولی پراز صبوریه
چقد شهید دارن میارن از تو سوریه
منم باید برم آره برم سرم بره
نذارم هیچ حرومی طرف حرم بره
یه روزی هم بیاد نفس آخرم بره

دو شنبه 17 خرداد 95 - 1:03  
 
7
 
0
باورش با توست
باورش با توست

نوشته ها بهانه اند ...
فقط مینویسم که یادآوری کنم ،
" به یادتم "
.
.
.
.
.
.
باورش با توست ...!

پنج شنبه 30 اردیبهشت 95 - 21:22  
 
6
 
0

یه عمرمه که خیال تو
یه قسمت از وجودمه
ببین هنوز برای من فرق میکنی تو باهمه

چهار شنبه 29 اردیبهشت 95 - 23:56  
 
5
 
0
قرارمون پیش خدا
قرارمون پیش خدا

...

چهار شنبه 29 اردیبهشت 95 - 23:54  
 
5
 
0

من اگر اشک به دادم نرسد میمیرم

من اگر یادتورایادی نکنم میمیرم

سه شنبه 24 فروردین 95 - 0:11  
 
9
 
0

این احساسی که من دارم فقط دوست داشتنه محضه

دل عاشق به یادت هست توی هرجا و هر لحظه

این احساسی که من دارم از احساس تو لبریزه

که این روزای عمر من برام شبای پاییزه

این احساسی که من دارم غرور عشق دیروز

که بعد رفتنت بازم انگاری مرموز

این احساسی که من دارم اگرچه خیلی غمگینه

ولی وقتی تو رویامی به قلبم خیلی میشینه

سه شنبه 24 فروردین 95 - 0:10  
 
8
 
0

گهگداری به خیالم که تو اینجایی کنارم

خیره میشم به نگاهت تا بفهمی بیقرارم

تا بفهمی که چه ساده واسه تو میشه دلم تنگ

تا بدونی که یه بغضی میزنه گلمو هی چنگ

نه که فک کنی یه روزی از اون حسم به تو کم شه

غیر ممکنه عزیزم عشق تو فراموشم شه

غیرممکنه که از یاد ببرم خاطرها هاتو

یا فراموش کنه چشمام طرح زیبای چشماتو

شاید فک کنی که عادت کردم قلبم یا بریده

یا شاید فک کنی عشقم به ته خطش رسیده

شاید فک کنی حالا جای خالیت شده عادی

اما تو نه نمیدونی سخته واسم تا چه حدی

دو شنبه 18 آبان 94 - 0:38  
 
7
 
0

عشق يعني...

عشق يعني ... دفتر تلفن محرمانه نداشته باشي.
عشق يعني ... مجبور نباشي تنهايي غذا بخوري.
عشق يعني ... رازي بين من و تو.
عشق يعني ... آرزوهاتون رو به همديگه بگين.
عشق يعني ... يه كيك خونگي براي تولدش.
عشق يعني ... به هزار زبون بهش بگي دوستت دارم.
عشق يعني ... كسي كه دلتو مي بره.
عشق يعني ... بعضي وقتا اشك زياد ريختن.
عشق يعني ... همين كنار هم بودن.
عشق يعني ... همون نيرويي كه توي فضا مي چرخه.
عشق يعني ... احساس فوق العاده اي كه همه جا دور و برت هست.
عشق يعني ... آدم احساس كنه زمين زير پاش نيس.
عشق يعني ... ضربه فني شدن.
عشق يعني ... كاري كني كه جز عشق تو هيچي نبينه.
عشق يعني ... اين فكر كه چقدر خوبه اون تو رو بخواد.
عشق يعني ... قشنگ ترين لباستو براش بپوشي.
عشق يعني ... ترانه اي كه تو رو به ياد اون ميندازه.
عشق يعني ... بذاري از خودش تعريف كنه.
عشق يعني ... منتظر تلفنش باشي.
عشق يعني ... بدوني واسه تولدش چه هديه اي دوست داره.
عشق يعني ... ديدن خوشحاليش.
عشق يعني ... با نگاهت اونو به خودت جذب كني.
عشق يعني ... غرورشو جريحه دار نكني.
عشق يعني ... سليقه شو مسخره نكني.
عشق يعني ... فكر نكني مجبوره تا ابد با تو بمونه.
عشق يعني ... وقتي فقط ديدنش كافيه تا تو رو از خود بي خود كنه.
عشق يعني ... لباسي رو كه برات خريده بپوشي.
عشق يعني ... زير نور مهتاب براش شعر بخوني.
عشق يعني ... وقتي خوابه تماشاش كني.
عشق يعني ... بدون اون انگار تو بيابون سر گردوني.
عشق يعني ... دلشو نشكني.
عشق يعني ... وقتي اونو مي بيني داغ كني.
عشق يعني ... واسه ش آواز عاشقانه بخوني.
عشق يعني ... مرتب ببريش بيرون.
عشق يعني ... بهش بگي بدون آرايش هم قشنگه.
عشق يعني ... نقطه ضعفاشو بشناسي.
عشق يعني ... ستارهء محبوبش باشي

دو شنبه 18 آبان 94 - 0:34  
 
5
 
0

نقل قوله


در ذهن زنانه ی من ،مرد یعنی تکیه گاهی امن
یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن .. بدون اندکی شرم!

در ذهن زنانه ی من مرد یعنی کوه بودن .. پر از سخاوت .. پر از حیای مردانه
در کنار این ابهت .. لوس شدنهای کودکانه!!!
در ذهن زنانه ی خوشبین من مرد یعنی دوست میدارمت .. تو هر لحظه با منی!
تو مردی .. من بی تو از تمام آفرینش بیگانه ام!

با تمام احساسهای ظریفم به بودنت ...کافیست دست رد بزنی! میروم پی زندگی ام ... برای آرامشت

تا بدانی چقدر محترمست این آسایشت!

دو شنبه 18 آبان 94 - 0:33  
 
4
 
0

میدونی عشق بازی یعنی چی ... ؟

یعنی وقتی که بارون میباره و با عشقت داری قدم میزنی
وقتی هوا برفیه و تو توی آغــوش اونی
وقتی منـــــتظرش هستی و اون به تو اس ام اس میزنه
وقتی دلــــــت براش تنــــگ میشه و اون بهت زنگ میزنه
وقتی ...
هوای اون و کردی و قرار نیست به این زودی ببینیش
و اون بهت میگه ...
فردا میام ببینمــــت

دو شنبه 18 آبان 94 - 0:07  
 
5
 
1

خدای عزیزم

اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه،
و من خیلی دوستش دارم.

ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.

... و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه .

خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش,

تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیتها عاشقانه مهر بورزه.

خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما،

هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر
(حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد)

و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه ی توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود

دو شنبه 18 آبان 94 - 0:06  
 
5
 
0

با کسی‌ نباش که از بی‌ کسی‌ اش می‌‌نالد
با کسی‌ باش که در جمعِ، تو را می‌خواهد