پرشین فال

مرجع انواع فال و طالع بینی

امروز بعدازظهر روز یک شنبه سی و یکم فروردین 93 - ساعت :
طالع بینی سال 93 سال اسب

پلاک ماه تولد شما


ارسال روزانه فال به گوشی شما

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
شرف شمس
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
پلاک ماه تولد

روز : ماه : سال :

لحظاتی را با پرشین فال سرگرم شوید...! لطفا تاریخ تولد خود را وارد نمایید.

فال تاروت

توضیح : در قسمت پایین یک سری کارت تاروت می بینید . باید ابتدا نیتتان را واضح و بی ابهام به صورتی که دارای دو جنبه نباشد مطرح کنید سپس روی کارتها پس از تمرکز و با چشم بسته کلیک کنید . کارت نمایان شده گویای پاسخ پرسش شماست.
کارتهای نمایان شده نباید تکراری باشند اگر کارتی تکراری بود یک بار دیگر کلیک کنید .
روش نیت کردن
سوالات غلط : من در کار ..... موفق می شوم یا نه ؟
سوال صحیح : آیا من در کار .... موفق می شوم ؟
سوال غلط : من با .... ازدواج می کنم یا نه ؟
سوال صحیح : آیا من با .... ازدواج می کنم ؟

کد فال تاروت در وبلاگ شما!

فال تاروت
نگین برآورده شدن آرزوها

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
پلاک رزانتیس
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
دستبند ماه تولد طرح روژین

نظرات :


فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/31 19:33

 
0
 
0
پیام : مرسی جولی جووووووووووووووونم


فرستنده : julia - تاریخ : 93/01/31 19:32

 
2
 
0
پیام : ماریـــــــــــــــــــــــا عالی بوووووووووود


فرستنده : shokolat - تاریخ : 93/01/31 18:23

 
2
 
0
پیام : مادرم

کودکانه دوستت دارم
کودکانه محتاج مهرت م...
من برای آغوش پر مهرت همیشه کودکم
دست منو ول نکن که من هنوز هم بدون تو زمین میخورم ...

"تبلور عشق روزت مبارک


فرستنده : علیرضا - تاریخ : 93/01/31 18:20

 
2
 
0
پیام :
دانشجوى پسرى كه درس منطق رو افتاده بود از استاد پرسيد: واقعا خودتون درس منطق رو بلديد؟! استاد گفت: بله دانشجو گفت: پس من سؤالى مي پرسم اگه تونستيد جواب بديد كه هيچى اما اگه نتونستيد بايد نمره قبولى بهم بدين... استاد با اعتماد به نفس كامل قبول كرد دانشجو ميگه: اون چيه كه منطقى هست ولى قانونى نيست؟! قانونى هست ولى منطقى نيست؟! و اينكه نه قانونيه نه منطقى؟! استاد فكر ميكنه ميبينه نميتونه جواب بده نمره قبولى رو به پسر ميده بعد از چند هفته استاد به پسره زنگ ميزنه ميگه خب جوابش چى ميشد؟ پسره ميگه: شما 60سالتونه با يه زن 35 ساله ازدواج كردين قانونى هست ولى منطقى نيست,,, زنتون با
يه پسر 25 ساله رابطه داره قانونى نيست ولى منطقيه,,, و اينكه شما به معشوقه همسرتون نمره قبولى داديد كه نه منطقيه نه قانونى...!


فرستنده : علیرضا - تاریخ : 93/01/31 18:19

 
1
 
0
پیام : پسره به مادرش گفت : با اين قيافه ترسناكت چرا اومدی مدرسه؟
مادر گفت : غذاتو نبرده بودی ، نميخواستم گرسنه بمونی. . .
پسر گفت : ای كاش نمیومدی تا باعث خجالت و شرمندگي من نشی . . .
همیشه از چهره مادرش با یک چشم خجالت میکشید . . . چندسال بعد پسر در 1 شهر ديگه دانشگاه قبول شد و همون جا کار پیدا کرد و ازدواج كرد و بچه دار شد.
خبر به گوش مادر رسيد .
مادر گفت : بیا تا عروس و نوه هامو ببینم.اما پسر میترسید که زنش و بچش از ديدن پیرزن یه چشم بترسن . . . چند سال بعد به پسره خبر دادن مادرت مرده . . . .
وقتی رسید مادر رو دفن کرده بودن و فقط 1 يادداشت از طرف مادرش واسش مونده بود :
پسره عزيزم وقتی 6 سالت بود تو 1 تصادف 1 چشمتو از دست دادی ،اون موقع من 26سالم بود و در اوج زیبایی بودم و
بعنوان 1 مادر نميتونستم ببينم پسرم 1 چشمش و از دست داده واسه همين 1 چشمم و به پاره تنم دادم ،تا مبادا بعدا با ناراحتی زندگی كنی پسرم . مواظب چشم مادرت باش . . . اشك در چشمهای پسر جمع شد. . .
ولی چه دیر . . .
سلامتی تمام مادرا


فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/31 15:23

 
2
 
0
پیام : مرسی پگی جااااااااااااااااااااااان


فرستنده : پگی 71 - تاریخ : 93/01/31 14:26

 
2
 
0
پیام : مریم جان پستات عالی بودن.....هزارتا لایک.....دوتا پست اخرت صد هزارتا لایکککککککککککککککککککککککککک.


فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/30 17:53

 
4
 
0
پیام : دهقــــان ِ فــــــداکار ؛
تو در روزگاری بزرگ شدی
که مردی برهنه شد ! تا زنان و کودکان زنده بمانند
امّا من در روزگاری نفس میکشم
که زنی برهنه میشود ! تا کودکش از گرسنگی نمیرد ...


فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/30 17:51

 
3
 
0
پیام : ه سلامتی تویی که الان پشت مانیتور قوز کردی

تویی که الان دستتو گذاشتی زیر چونت


تویی که از بس خسته ای دلت گرفته


تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه


تویی که دوسش داری ولی نمیتونی بهش بگی


تویی که دلت میخواد با روزگار دعوا کنی


تویی که اومدی فراموش کنی یاد یه خاطره افتادی


تویی که هر اهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی


تویی که گاهی میری و از دور نگاش میکنی


تویی که همه دنیات شده بی کسی


تویی که تا میای یه کاری کنی میگی بیخیال


تویی که میری زیر پتو تا کسی صدای گریههاتو نشنوه


تویی که همه دلخوشیت شده اینترنت


تویی که ابن روزا تو دنیای مجازی غرق شدی


تویی که حتئ توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی


به سلامتی هممون که تنهاییم



فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/30 17:50

 
4
 
0
پیام : خونه مادربزرگه 2013 :
.
.

خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانه

خونه ی مادر بزرگه استخر و لابی داره

خونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی داره

خونه ی مادر بزرگه دیش و LNB داره

کنار خونه ی اون همیشه پارتی برپاست

پارتیهای محله پر شور و شوق و غوغاست

مادر بزرگه الان مازراتی سواره

رنگ موهاشم هر روز جور واجورو باحاله..

خونه ی مادر بزرگه الان اپارتمانه

خونه ی مادر بزرگه استخر و لابی داره

خونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی داره

خونه ی مادر بزرگه دیش و LNB داره

مادر بزرگه الان شلوار جین می پوشه

کفش کالج و کیفش همیشه روبه روشه

مادر بزرگه هرشب Gem Tv رو میبینه

خرم سلطان و سنبل لامیارو میبینه

خونه ی مادر بزرگه هنوز خیلی باحاله

خونه ی مادر بزرگه حرفای خاصی داره...



فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/30 17:49

 
3
 
0
پیام : آموخته ام که وابسته نباید شد

نه به هیچ کس، نه به هیچ رابطه اى

واین لعنتى نشدنى ترین کارى بود که آموخته ام !



فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/30 17:48

 
5
 
0
پیام : به سلامتی دخترایی که هنوز دوس داشتنین ..

هنوز مرد و با آهن پاره ای که زیر پاشِ نمی سنجن ...

همونایی که بوی عشق میدن..

اونایی که مهربونن ..

همونایی که یه خورده لوسن ولی..

اگه کسی دوسشون داشت نارونمی زنن بهش ...

همونا که تا ته اش هستن ..

سلامتی این فرشته های زمینی..

به خصوص نوع ایرانیش ...

با این که کمیاب شدن ولی هنوز هستن ...♥



فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/30 17:45

 
1
 
0
پیام : مرسی جولی وJDMقابل شمارا نداشت


فرستنده : پگی 71 - تاریخ : 93/01/30 16:12

 
2
 
0
پیام : پست همه خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بود ممنون....علی اون پستت که نوشته بودی این همونه که درو برام باز میکنه فوق العاده عالی بود.......ممنون......


فرستنده : jdm - تاریخ : 93/01/30 6:45

 
2
 
0
پیام : ک وقت هایی می شود که
خودت را
تنها
چادریِ کلِ خیابان می بینی.....
l.
ماریا خانم این بهترین و قشنگ ترین قسمت جمله ات بودخداحفظت کنه :)
واقعا بسیار لایک داره این متن ات:)


فرستنده : julia - تاریخ : 93/01/30 0:43

 
2
 
0
پیام : ماریـــــــــــــــــا...100000 تا لاااااااااااایــــــــــــــــــک


فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/29 22:36

 
3
 
0
پیام : در آینده ای نزدیک...
نگاهی به دور و برت بینداز
یک وقت هایی می شود که
خودت را
تنها
چادریِ کلِ خیابان می بینی!!
لبخند بزن،
و رو به آسمان بگو:
خدایا...
ممنونم که بهم اجازه دادی بین همه ی این آدمای رنگ و وارنگ یه دونه باشم!!
شک نداشته باش که این یک فرصتِ ویژه است تا برایِ او (خدا) هم یکی یک دانه باشی...



فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/29 22:33

 
3
 
0
پیام : اینایی که داغون داغون میکنن فازشون چیه ؟!

شکست عشقی خورده میگه داغونم ...!

دوس دخترش بوسش نکرده میگه داغونم ...!

خوب گوش کن ...!

داغون اون کسیه که جلو بیمارستان آس و پاس نشسته چون هر آمپولش دو ملیون پولشه ...

داغون اون کسیه که ضامن نداره بهش وام بدن واسه کرایه خونه ...

داغون اون کسیه که 6 سال پای طرفش میشینه بعد میبینه آزمایش خونشون بهم نمیخوره ...

داغون اون مادریه که هفته ای دو بار دیالیز میشه ...

داغون اون دانشجویی هس که کلیه میفروشه که اخراج نشه ...

داغون اون پسریه که روش نمیشه با وضع مالیش بره خواستگاری دوست دخترش ...

داغون اون دختریه که سر میدون ویالون میزنه ...

داغون اونیه که تا جیبش خالی میشه دورش هم خالی میشه ...

داغون اون پسرک فال فروش سر چهار راهه ...

داغون اون دختریه که تو بهشت زهرا گل میفروشه ...


میفهـــــــــمی ؟!

من و تو داغون نیستیم !!


فرستنده : MARYA - تاریخ : 93/01/29 22:28

 
5
 
0
پیام : فقر این است

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛


فرستنده : jdm - تاریخ : 93/01/29 13:08

 
3
 
0
پیام : بازم عشق و بی قراری بازم هی چشم انتظاری
بازم هرشب بترسم بری من و تنهام بذاری
دل سنگم و ربودی همون عشقی که توو خواب و توو رویا دیدم تو بودی
از دسته تو دلگیرم چند روزه من و نمی بینی و دل می سوزه
از دسته تو دلگیرم چند روزه تو رو نمی بینم و دل می سوزه


فرستنده : jdm - تاریخ : 93/01/28 13:20

 
5
 
0
پیام : به مامانم میگم موهام میریزه،میگه کمتر برو اینترنت !!!



خواستم بگم اگه دردی،مرضی،سرطانی چیزی دارین بگین از مامانم
بپرسم دلیلش چیه :|


فرستنده : jdm - تاریخ : 93/01/28 13:12

 
5
 
0
پیام : میگویند شیشه ها احساس ندارند



اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم ، آرام گریست
بار دیگر نوشتم دوستت ندارم باز هم گریست !!!!



نوشتم من جیش دارم ، حالت خوبه شیشه جان؟
و باز هم هر بار آرام آرام گریست !!!!

اصلا دیوونه بود این شیشه
فکر کنم افسردگی داشت :|


فرستنده : علیرضا - تاریخ : 93/01/27 9:59

 
7
 
0
پیام : چرا والدین پیر میشوند؟
روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.
کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: »سلام«
رییس پرسید: »بابا خونس؟«
... صدای کوچک نجواکنان گفت: »بله«
ـ می تونم با او صحبت کنم؟
کودکی خیلی آهسته گفت: »نه«
رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: »مامانت اونجاس؟«
ـ بله
ـ می تونم با او صحبت کنم؟
دوباره صدای کوچک گفت: »نه«
رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: » آیا کس دیگری آنجا هست؟«
کودک زمزمه کنان پاسخ داد: »بله، یک پلیس«
رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: »آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟«
کودک خیلی آهسته پاسخ داد: »نه، او مشغول است؟«
ـ مشغول چه کاری است؟
کودک همان طور آهسته باز جواب داد: »مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.«
رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: »این چه صدایی است؟«
صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: »یک هلی کوپتر«
رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: »آنجا چه خبر است؟«
کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: »گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.«
رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: »آنها دنبال چی می گردند؟«
کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد:من


فرستنده : علیرضا - تاریخ : 93/01/27 9:58

 
7
 
0
پیام : مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد...
اما.........گاودم نداشت!!!!
زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.


فرستنده : علیرضا - تاریخ : 93/01/27 9:57

 
8
 
1
پیام : ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻗﺼﺪ ﻣﯽﮐﻨﻪ ﺗﺎ ﯾﮏ ﺳﻔﺮ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ... ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺍﻭﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻣﯽﺭﺳﻮﻧﻪ ﻭ ﻭﺍﺳﺶ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﺳﻔﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ... ﺯﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﻩ: "ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻋﺰﯾﺰﻡ, ﺣﺎﻻ ﺳﻮﻏﺎﺗﯽ ﭼﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﺳﺖ ﺑﯿﺎﺭﻡ?"... ﻣﺮﺩ ﻣﯽﺧﻨﺪﻩ ﻭ ﻣﯽﮔﻪ: "ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ!"... ﺯﻥ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽﮔﻪ ﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻣﯽﺷﻪ ﻭ ﻣﯽﺭﻩ... ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﺩﻩ, ﻣﺮﺩ ﺗﻮﯼ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻣﯽﺭﻩ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻟﺶ ﻭ ﺑﻬﺶ ﻣﯽﮔﻪ: "ﺧﺐ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ?"... ﺯﻥ: "ﻣﻤﻨﻮﻥ, ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ!"... ﻣﺮﺩ ﻣﯽﭘﺮﺳﻪ" :ﺧﺐ ﺳﻮﻏﺎﺗﯽ ﻣﻦ ﭼﯽ ﺷﺪ ﭘﺲ?"... ﺯﻥ: "ﮐﺪﻭﻡ ﺳﻮﻏﺎﺗﯽ?"... ﻣﺮﺩ: "ﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﺕﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ... ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ!"... ﺯﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﻩ: "ﺁﻫﺎﻥ! ﺍﻭﻥ ﺭﻭ ﻣﯽﮔﯽ? ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻦ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮ ﻣﯽﺁﻣﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ! ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ 9 ﻣﺎﻩ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﻣﯽﺷﻪ ﯾﺎ ﺩﺧﺘﺮ!" ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ: ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺭﻭ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﮐﻨﯽ


فرستنده : علیرضا - تاریخ : 93/01/27 9:56

 
7
 
0
پیام : وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.

.وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته

. وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد.

وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند..


فرستنده : jdm - تاریخ : 93/01/27 9:18

 
3
 
0
پیام : هم نفسم تو رو توو بغلم میگیرم
اشکات و پاک کن واسه گریه هات میمیرم
فرصته من ، میدونی حالا خیلی کمه
بذار توو این فرصت کم برات بمیرم
نمیشه همه چی مثل گذشته ها شه
اگر میخوای بری ، دیگه قبوله باشه
بگیر نفسم و فقط همین و دارم
خیال نکن بری یکی و جات میارم
مثل غریبه ها دیگه من و نگاه نکن
اره دیگه تمومه کاره قلبم
بری چی میشه کاره قلبم


فرستنده : shokolat - تاریخ : 93/01/26 18:09

 
3
 
0
پیام : به بعضیا باید گف ببین شکلات هم مغز داره اما تو همونم نداری!!!


فرستنده : LEYLA - تاریخ : 93/01/26 9:40

 
1
 
1
پیام : خدمت اقایون محترم عزیزان مرگ دست خداست زن وسیله است
دواره روز زن ومادر مبارک والااااا


فرستنده : LEYLA - تاریخ : 93/01/26 9:39

 
1
 
0
پیام : سلام به همگی مخصو صا خانمهای عزیز خاتون های محترم 5 تا بوس براتون میفرستم هروز یکیشونو بچبونید رو لپتون بعد 5 روز که روز زن ومادر شده من ولین نفر خواهم بود که تبریک گفتم
پیشالپیش روز زن وروز مادر مبارک


فرستنده : LEYLA - تاریخ : 93/01/25 19:21

 
0
 
0
پیام : چه خلوته هیشکی نیست چرا؟


فرستنده : LEYLA - تاریخ : 93/01/25 19:18

 
0
 
0
پیام : سلام خوبین اجازه هست


فرستنده : samaa - تاریخ : 93/01/23 12:42

 
1
 
0
پیام : ممنون از مطالب قشنگت خیلی عالیه خیلی ممنون


فرستنده : علیرضا - تاریخ : 93/01/22 23:43

 
1
 
0
پیام : مرسی شوکولات و جولیا ☺


فرستنده : julia - تاریخ : 93/01/22 19:52

 
1
 
0
پیام : ااااااا کامنتم مثل ماله شوکول شد!.....هههه
ناخواسته بود به خداااااااااا :)))



براي ارسال نظر در پرشين فال شما بايد عضو باشيد.
هم اکنون به خانواده پرشين فال بپيونديد.عضويت رايگان است.اينجا کليک نماييد.