فال روزانه | Daily Omen | فال امروز

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز یک شنبه هشتم اسفند 95 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
طالع بینی سال 94 سال بزتعبیر خواب

بالن آرزوها


طالع بینی باستان

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
ساعت SZY سفید
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
ساعت SZY سرمه ای

روز : ماه : سال :

لحظاتی را با پرشین فال سرگرم شوید...! لطفا تاریخ تولد خود را وارد نمایید.

فال روزانه

برای امروز دو شنبه نهم 9 اسفند 95


Daily Omen
توجه : این قسمت هر روز به روز می گردد
برای دیدن طالع بینی روزانه خود تاریخ تولد را با استفاده از فرم بالا پر کنید

فال روزانه با توجه به تاریخ تولد شما
قبل از اینکه دیر شود بدانید باید چکار کنید!!!
فال روزانه از منابع معتبر ستاره شناسی تهیه می گردد.


شما تاریخ تولد خود را وارد نکرده اید.
لطفا تاریخ تولد خود را با استفاده از فرم بالا پر کرده تا از تمامی امکانات سایت بهره مند شوید.
پرشین فال را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید.

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
بالن آرزوها
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
طالع بینی باستان

توجه کنید که نظراتی که با نام مدیریت سایت ارسال می شوند هیچ وابستگی به مدیریت ندارد
هر گونه مشکل در نظرات را فورا با استفاده ازصفحه تماس با ما به مدیریت اطلاع دهید
با تشکر مدیریت پرشین فال


  •  
    1
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:56

    هر چی بیشتر احساساتت رو
    به آدما بگی راه های بیشتری
    نشون میدن تا بهت صدمه بزنن

  •  
    1
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:44

    مـرد کـه باشی
    وقتی دسـت زنـی را عــاشقانه میگیری
    تـازه میفهـمی مرد بـودن را بایـد
    مـیان دستان ظـریف یک زن
    احسـاس کرد...

  •  
    1
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:38

    عشق یعنی
    مرا جغرافیا در کار نباشد
    یعنی تو را تاریخ در کار نباشد
    یعنی تو با صدای من سخن بگویی
    با چشمان من ببینی
    و جهان را با انگشتان من کشف کنی

  •  
    2
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:37

    همه اشخاص واتفاقات در زندگی شما انعکاسی است از درونیات شما
    درک این قانون باعث مى شود
    هرگز سعی نکنید دیگران را اصلاح کنید
    درون خود را بنگرید..

  •  
    2
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:34

    هیچ چیز
    شما را زندانی نمیکند،
    مگر افکارتان
    هیچ چیز
    شما را محدود نمی کند،
    مگر ترس تان
    وهیچ چیز
    شما را کنترل نمی کند،
    مگر عقایدتان....

  •  
    1
     
    0
    توسط شاهین قرمز در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:19

    وقتی یه هدفی داری
    براش خیلی تلاش کن...خیلی
    چون وقتی بهش نرسی و حسرت بشه،
    دیگه اون قدرت قبل رو نداری...
    برای خواسته هاتون با جون دل بجنگین...
    با تموم وجوووود...
    نذارید حسرت بشه، جدی بگیرید لطفا.
    شب خوش

  •  
    1
     
    0
    توسط شاهین قرمز در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:18

    آهسته حرکت کردن
    یا اشتباه کردن مهم نیست
    مهم این است که شما همیشه
    جلوتر از کسانی هستید
    که هرگز حرکت نمی کنند

  •  
    1
     
    1
    توسط شاهین قرمز در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:17

    رویاهات که محدود شد
    زندگیت محدود میشه،
    زندگیت که محدود شد
    به کم قانع میشی،
    به کم که قانع شدی
    دیگه هیچ اتفاق جدیدی
    تو زندگیت نمیوفته...

  •  
    2
     
    0
    توسط شاهین قرمز در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:08

    ﺩﻩ ﻣﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ
    ﻃﻨﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞ ﻭﺯﻥ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ!
    ﺑﺎﯾﺪ یک نفر ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩند..!

    ﺯﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻧﮑﻨﻢ ﻣﻦ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ...

    ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮐﻒ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ

    • توسط شاهین قرمز در تاريخ 08 اسفند 95 | 0:09

      ...

      روحشان شاد و یادشان گرامی

      ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ

  •  
    2
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:59

    بارالها...
    سرزمینم وتمام مردم جهان
    را از جنگ
    فقر،گناه ،دروغ ،غیبت ،
    دزدی ،کینه ،و حسد،
    دور و محفوظ بدار.
    "الهى آمین"

    • توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 16:02

      بدرود

    • توسط باران 55 در تاريخ 07 اسفند 95 | 23:15

      الهی آمین .....

  •  
    2
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:54

    آن روزها که بوتاکس حالت چشم هایمان را عوض نکرده بود
    و عمل های جراحی گونه هایمان را برجسته و بینی هایمان را کوچک،
    و لب هایمان با ژل های موقتی پف نمی کرد
    آن روزها که ابرو و مژه و ناخن و موی مصنوعی نداشتیم؛
    آدم های آرام تری بودیم
    وسواس زیباتر شدن نداشتیم
    خودمان بودیم
    و چشم هایمان وقتی زن زیبایی می دید سرشار از تحسین می شد نه تعجب ...
    آن روزها مردهایمان نه دغدغه بزرگ کردن عضله داشتند نه ابرو برمیداشتند نه گوشواره می انداختند نه عمل های زیبایی می کردند
    اما پای قول و قرارهاشان محکم تر می ایستادند
    چشم شان به اینهمه زیبایی های مصنوعی زنان عادت نداشت
    سلیقه هاشان هم فرق داشت و تو آنقدر در مقابل اشتیاق نگاه مرد کنار دستی ات به صورت و بدن مصنوعی زن دیگر احساس حقارت نمی کردی...
    مردهایی که از دیدن این تغییرات در خانم های دیگر لذت می برند اما آن را برای همسر خود نمی خواهند...
    قبل تر ها چهره ها هویت داشت
    و هر چهره منحصر به همان فرد بود ولی حالا زن ها و مردها شبیه زیاد دارند در اجتماع....
    کاری نمی شود کرد موجی راه افتاده و خیلی ها دارند سوار این موج زیباتر و جذاب تر می شوند....
    مخالف عمل های زیبایی نیستم اما
    هر جور فکر می کنم قبلتر ها از خودمان راضی تر بودیم انگار
    این روزها وسواس بیش از حد پیدا کرده ایم به ظاهرمان
    هر چه تلاش می کنیم باز در ظاهرمان یک نقطه ای هست که به نظرمان ناجور است و ما باید اصلاحش کنیم
    باطنمان هم که خیلی مهم نیست چون جلوی چشم نیست

    • توسط سیدعلی در تاريخ 07 اسفند 95 | 20:21

      این روزها همه چیز فرق کرده... اتفاقا امروز یادم از یه چیز اومد که داشتم تو صحفه ام مینوشتم ونوشتم در تقریبا مربوط میشه به حرف شما...البته مسائل دیگه بازگو میشه...

      • توسط سیدعلی در تاريخ 07 اسفند 95 | 20:22

        اونموقع نه گوشی بود نه کامپیوتر حداقل تو روستای ما هیچ کس نداشت فقط یک کامپیوتر بود اونم داخل دفتر مخابرات روستا این حرف برمیگرده به 13تا14سالگی ام خلاصه اینطور نبود که یک آهنگ رو بخواهی در عرض یک دقیقه گیر بیاری از نیشابور رفتن هم که محروم وعاجز بودیم خلاصه با هزار مکافات باید گیر میاوردی اون زمان داداشم تو خاش خدمت میکرد واسم یک واکمند جیبی آورد انگار دنیارو داشتم بچه ها میومدن دنبالم بریم آهنگ گوش بدیم منم میگفتم میام بشرطی هرکسی دنگ وسهمش رو بده و بریم از مغازه چیزی بگیریم بگذریم خلاصه امروز با یک آهنگ یادم از اون زمون اومد واقعا یادش بخیر آهنگ سال 2000 داریوش وقتی گوش میدادیم بچه ها میگفتن علی این چی میگه چه آهنگ مزخرفی گذاشتی از طرفی دوستدار داریوش بودم اما از طرفی دیدم بچه ها حق رو میگن ومن نمیتونستم از حق بگذرم این آهنگ واسم مبهم بود هرچی زمزمه میکردیم فقط از لابه لای آهنگ چیزهایی دستگیرمون می شد ودرنهایت من بهشون گفتم باید منتظر سال 2000 بمونیم فک کنم یک اتفاق مهم قراره بیوفته...سال 2000 گذشت وماهم اون حرفها رو فراموش کردیم سالها گذشت تا امروز یکهو اتفاقی یادم از آهنگ سال 2000 داریوش اومد آهنگش رو نداشتم گیر آوردم و زمزمه کردم دیدم بعداز گذشت سالها از سال 2000 دارم معنی آهنگ داریوش رو در این روزها بین خودمون حس میکنم ..... سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار
        فصل شکفتن فلز سال سیاه دوهزار
        سال سقوط عاطفه تا بی‌نهایت زیر صفر
        نهایت معراج ذهن اندیشه تفسیر صفر
        تو ذهن ماشینهای سرد معنای عشق و احتیاج
        روی نوار حافظه یعنی یه درد بی‌علاج
        سال به بن‌بست رسیدن پنجه به دیوار کشیدن
        از معنویت گم شدن تن به غریزه بخشیدن
        قبـیـله یعنی یه نفر همخونی معنــا نداره
        همبستگی خوابیه که تعبیــــر فردا نداره
        سال سقوط سال فرار سال گریز و انتـــظار
        پاییـــز تلخ و بی‌بهارسال سیاه دوهـــزار
        سالی که خون تو رگها نیست قلب فلزی تو سینه است
        وقتی که تصویر زمان شکستگی آیــــنه است
        قبـیـله یعنی یه نفرهمخونی معنــــا نداره
        همبستگی خوابیه که تعبیــــــر فردا نداره
        تو اون روزهایی که میاد کسی به فکر کسی نیست
        هرکی به فکر خودشه به فکر فریادرسی نیست
        همه به هم بی‌اعتنــا حتی به مرگ همدیــگه
        کسی اگه کمک بخواد کی می‌دونه اون چی میگه
        توی کتابهای لغــــت سفیده برگها همیـشه
        نه دشمنی نه دوستی هیچی نوشته نمی‌شه
        این ناگزیره واسه ما سیر صعودی تا سقــوط
        همیشه قصه صــدا تمومــه با حرف سکوت
        وقتی که آیینه عشق سیاه بشه زیر غبار
        وقت طلوع فاجعه است می‌رسه سال دوهـــزار

  •  
    1
     
    1
    توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:48

    سرکلاس استاد گفت:
    "پشت یک مرد موفق یک زن بوده..."
    یکی از بچه ها پرسید:
    پشت یک زن درمانده و بی پناه چه کسی بوده؟؟
    استاد جوابی نداد وبه بهانه ای کلاس را ترک کرد؛
    اما جوابش را همه می دانستیم:

    "یک نامرد"...

    کسی چه میداند؟؟؟

    شاید استاد ما هم یک نامرد بوده

  •  
    2
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:45

    چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجین گذاشته و به راه افتاد.
    چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت: به گردنت بزنم یا به لبت؟
    چوپان گفت:
    آیا سزای خوبی این است؟
    مار گفت:
    سزای خوبی بدی است. قرار شد تا از کسی سوال بکنند، به روباهی رسیدند و از او پرسیدند.
    روباه گفت:
    من تا صورت واقعه را نبینم نمیتوانم حکم کنم. پس برگشته و مار را درون بوته های آتش انداختند، مار به استمداد برآمد و روباه گفت:
    بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود.

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:24

    معشوقه‌ی مولانا موقع خواب هم از دست مولانا آسایش نداشته، فکرشو بکن چشماش مست خواب بوده مولانا میگفته چشم تو خواب می‌رود؟یا که تو ناز می‌کنی؟!!!

  •  
    3
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:23

    خب، ما هميشه «نبودن» را از اين سرش ديده‌ايم.
    از سمت فاقد، نه فقيد.
    يعنى جاى آدمى بوده‌ايم هميشه كه كسى را از دست داده است،
    نه او كه از دست رفته.
    كه مجبور بوده شايد يا لازم ديده برود، نباشد.
    بگذار من به تو بگويم كه نبودن، براى آن كه نبايد باشد هم سخت است.
    و بگذار بگويم كه حتى سخت‌تر.
    جواب ندادنِ نامه و پيغامى كه از محبوب گرفته‌اى سخت‌تر است از جواب نگرفتنش.
    آن چاشنى انفجارى اختراعى اخير بشر - آن seenِ تهِ پيام - را فعال كردن و در انفجار مسووليت پاسخ ندادنش تكه تكه شدن، سخت است.
    سخت چرا؟ مرگ است.
    مرگ است «نبودن» - كه اين از اسمش مى‌بارد - براى كسى كه مى‌خواهى برايش باشى.
    مرگ‌تر از مرگ است اين تصميم به نيستى.
    اين اتانازى.

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:14

    ﺳﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﻧﻤﯽ ﺑﻨﺪﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺳﺮ " ﻣــــــــــــﻦ " ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ #ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ "ﺗـــــــــــﻮ " ﺑﺎﺷـﺪ

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:12

    یکی از خصوصیات پسرا اینه که اگه عکس درخت چنار هم بزاری پروفایلت بازم میپرسن عکس خودته؟

  •  
    3
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 15:10

    رها میشوم در خوشبخــــــــــتی!!' وقتی... میگویم:تو کجایی؟؟ تـــــــــــــــــو جوابم میدهی... کنارت تا همیشه

  •  
    3
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 14:24

    دوست خوب غم رو از بين نميبره!
    اما كمك ميكنه
    محكم سرپا باشيم
    درست مثل چتر خوب
    كه بارون رو متوقف نميكنه
    اما به ما كمك ميكنه
    راحت زير بارون قدم بزنيم

  •  
    2
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 14:22

    دوست داشتن بعضی آدمها
    مثل اشتباه بستن
    دکمه های پیراهن است،
    تا به آخرش نرسی
    نمی فهمی که از همان اول
    اشتباه کرده ای

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 14:05

    راحتترین روشی ک میشه زیرآبیارو کشوند بالا
    یه دقیقه دخترها حرفای خاکبرسری بزنن
    انگار نون خشک میریزی رو آب مث ماهی میان بالا

  •  
    3
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 14:03

    سوزد مرا ، سازد مرا ، در آتش اندازد مرا وز من رها سازد مرا ، بیگانه از خویشم کند!

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:57

    یه سلامی بکنیم به اون خاک توسری که دوستم داره ولی نمیاد بهم بگه



    سلام بــــزدل
    بدبخت یکی دیگه مخمو میزنه از دستت میپرماا

    • توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 14:20

      حتما نگران نیست دیگه میدونه کسی برا مخ زدن شما نمیاد خخخ

  •  
    3
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:51

    بعضيا وقتي ميان توو زندگي آدم آدرسو گم ميکنن بجا اينکه برن توو دل آدم ميرن روو مخ آدم!

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:50



    تو محشری و دلم بی حساب عاشق توست بگو که : عاشقمی در دلم قیامت کن

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:49

    زنای ایرانی مثه کفش ملی میمونن
    زود از ریخت میوفتن، اما مرگ ندارن

    خدا حفظشون کنه

  •  
    1
     
    0
    توسط mehrbanou در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:39

    سلام وقتتون بخیرو نیکی

    • توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:43

      سلام .عاقبتتون بخیر

  •  
    3
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:36

    دل بُرده ای و طاعت و ایمان به یک نگاه! آهسته تر بگیر مسلمان!! یکی یکی

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:33

    انصـاف نیـست ، کـه دنیـا آنقـدر کوچـک باشـد که آدم هـای تـکراری را روزی صـد بـار ببینـیم ! و آنـقدربـزرگ بـاشـد که نتوانیم آن کسی را که میخـواهیـم حتـی یـک بـار ببینیـم

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:31

    در من دیوانه ای جا مانده که دست از دوست داشتنت بر نمی دارد با تو قدم می زند ، حرف می زند می خندد ، شعر می خواند فقط نمی تواند تو را در آغوش بگیرد به گمانم همین بی آغوشی او را خواهد کشت

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:29

    روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری...؟

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:27

    گر در میان نباشد پای وصال جانان مردن چه فرق دارد با زندگانی ما.

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:24

    اى كاش آن شنبه اى كه قول به فراموشى ات داده ام امروز باشد! كاش ..

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:23

    دلم یک دوست میخواهد که اوقاتی که دلتنگم... بگوید خانه را ول کن: بگو من کی کجا باشم.

  •  
    2
     
    0
    توسط اصغر در تاريخ 07 اسفند 95 | 13:23

    باور كنيد اگر چشم هايش را مى ديديد، تا آخرِ عمر برای تمامِ شعرهایتان قافيه داشتید


براي ارسال نظر در پرشين فال شما بايد عضو باشيد.
هم اکنون به خانواده پرشين فال بپيونديد.عضويت رايگان است.اينجا کليک نماييد.