فال روزانه | Daily Omen | فال امروز

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز یک شنبه چهارم تیر 96 - ساعت :
کانال تلگرام پرشین فال
طالع بینی سال 94 سال بزتعبیر خواب

دستبند لیزا


طالع بینی باستان

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
جوک های شیرازی
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
پلاک رزانتیس

روز : ماه : سال :

لحظاتی را با پرشین فال سرگرم شوید...! لطفا تاریخ تولد خود را وارد نمایید.

فال روزانه

برای امروز یک شنبه چهارم 4 تیر 96


Daily Omen
توجه : این قسمت هر روز به روز می گردد
برای دیدن طالع بینی روزانه خود تاریخ تولد را با استفاده از فرم بالا پر کنید

فال روزانه با توجه به تاریخ تولد شما
قبل از اینکه دیر شود بدانید باید چکار کنید!!!
فال روزانه از منابع معتبر ستاره شناسی تهیه می گردد.


شما تاریخ تولد خود را وارد نکرده اید.
لطفا تاریخ تولد خود را با استفاده از فرم بالا پر کرده تا از تمامی امکانات سایت بهره مند شوید.
پرشین فال را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید.

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
پلاک ماه تولد
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
ساعت SZY سفید

توجه کنید که نظراتی که با نام مدیریت سایت ارسال می شوند هیچ وابستگی به مدیریت ندارد
هر گونه مشکل در نظرات را فورا با استفاده ازصفحه تماس با ما به مدیریت اطلاع دهید
با تشکر مدیریت پرشین فال


  •  
    2
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 02 تیر 96 | 11:29


    ‍ تلگرام جان...
    جانم به فدای تکنولوژی ات...
    هر روز بهتر از دیروز
    کمی آرام تر...
    قابلیت حذف و ادیت پیام کم بود !
    این ربات ها چیست به جانمان انداختی؟!!
    هر روز پیامی می آید که
    " چگونه با استفاده از ربات ، بفهمیم چه کسانی عکس پروفایلمان را بازدید یا ذخیره کرده اند "
    هر روز با ترس واقعیت داشتن سپری میشود
    که مبادا واقعیت داشته باشد ...
    که مبادا دست دلمان پیشش رو شود...
    رحمی کن
    سهم من از او
    همین عکس هایش است...
    همین هایی ک گاهی ۳۲ مرواریدش را با سخاوت به نمایش گذاشته ؛
    گاهی هم اخم کرده و با ابهت به لنز دوربین خیره شده !
    اینکه بخواهد بفهمد هر روز قبل خواب میبوسمش
    هر روز خسته از زندگی فقط به عکس هایش خیره میشوم و از بد روزگار برایش میگویم
    دلنشین نیست به ولله
    اصلا دل لامصب من به کنار دندش نرم میخواست عاشق نشود
    بک گراند گوشی ام چی،
    جواب آن را چگونه بدهم ؟
    بگویم دیگر نمیتوانم عکس هایش را سیو کنم ؟
    چرا چون میفهمد ابرو حیثیت مان به باد میرود ؟
    اخر مگر این حرف ها حالیش است ؟
    نه به ولله
    بیا و فکـری کن پیشرفت تاجایی قابل تحسین است
    زیاد که بشود دست دل میلیون ها ادم رو میشود
    #فاطمه_مقدم
    @goldaneha♨️

    • توسط ala در تاريخ 02 تیر 96 | 14:52

      عالییی بود

  •  
    1
     
    0
    توسط sheidook در تاريخ 02 تیر 96 | 2:04

    دستم را
    به سراسر شب کشیدم ؛
    زمزمهٔ نیایش
    در بیداری انگشتانم ترواید ؛
    خوشهٔ فضا را فشردم

    قطره های ستاره
    در تاریکی درونم درخشید ؛
    و سرانجام
    در آهنگ مه آلود نیایش
    تو را گم کردم ...

    "سهراب سپهری"

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 26 خرداد 96 | 22:29

    قاسم : فردا باید نرگس و ببرم آمپول پنج ماهگی شو بزنه
    سلمان: ناصرهم آمپول سه سالگیشم زده
    سعید: چه سودی دارن این آمپولا ؟
    قاسم : چند تا مرض و از بچه دور می کنه اما بجاش شبش تا صبح عزاداریم...
    جلال: کاش میانسالگی هم آمپول داشت . مثلا آمپول ضد افسردگی آمپول ضد فقر...
    سعید : اگه آمپول ضد فقر بود من هر روز می زدم
    رضا : اگرم بود، اینقدر قیمت داشت که فقط پولدارا می تونستن بزنن ، با دفترچه هم نمی دادن
    سعید : می دونی خوبی فقیر بودن چیه ؟
    قاسم : چیه؟
    سعید : می تونی بدون هیچ هزینه ای بشینی تو آفتاب و با دیدن عکسای تفریحات بقیه تفریح کنی ...
    جلال_حاجی_زاده

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 26 خرداد 96 | 22:28

    در پشتِ هر "عشق" یا "دوست داشتن" ؛
    باید یک "شعوری باشد.
    یک "معرفت".
    و یک جور "درکِ متقابل"
    و الّا سیاه می شود،
    دانه به دانه
    روزنه های احساس و دوست داشتن
    شیما_عبداللهی

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 26 خرداد 96 | 22:27

    از زنها عکس بگیرید
    ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺯﻥﻫﺎ ﺧﻮﺷﮕﻞﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ،
    ﺑﺪﻭﯾﺪ ﻣﻮﺑﺎﯾلتان ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺯﻥﻫﺎ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.
    ﺑﻌﺪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﺪ ﯾﮏ ﮔﻮﺷﻪﺍﯼ،
    ﺯﻝ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾلتاﻥ ﻭ ﻫﻤﯿﻦﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻟبخند ﻣﯽﺯﻧﯿﺪ،
    ﻋﮑﺲﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﯿﺪ .
    ﺍصلا ، ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺫﻭﻕ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﻣﻦ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﻋﮑست ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻡ ،
    " ﭼﻪ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺷﺪﯼ "
    ﻫﺮ ﻭقت ﮐﻪ ﺩﯾﺪﯾﺪ ﺯﻥﻫﺎ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺣﺮﻑ ﻧﻤﯽﺯﻧﻨﺪ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻣﻮﺑﺎﯾلتاﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﺍﺯ ﺯﻥﻫﺎ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.
    ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮﯼ ﻗﺎﺏ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﺑﺎﺷﯽ .
    ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻣﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ.
    ﮐﺴﯽ ﺣﻮﺍسش ﺑﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠیت ﺑﺎﺷﺪ،به پوشیدنتﮐﻪ مثلا ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﮏ ﻃﻮﺭ ِ ﺩﯾﮕﺮﯼ هستی
    از زنها ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺑﻌﺪ مثلا ﺯﻥﻫﺎ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﺪ پی کاری ، ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ ﺗﻮﯼ ﻟﭗﺗﺎﭖ، ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓ ِ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ ﻫﻢ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ،
    وصلش ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ، ﺯﻥﻫﺎ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ، ﭘﺨشش ﮐﻨﯿﺪ
    ﺯﻥﻫﺎ ﺫﻭﻕ ﻣﺮﮒ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﮐﯿﻒ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
    ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﺳُﺮ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺯﯾﺮ ِ ﭘﻮﺳﺖﺷﺎﻥ،
    ﻫﯽ ﻗﻠﻘﻠﮏﺷﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ، ﺑﻌﺪ ﺯﻥﻫﺎ ﻫﯽ ﻣﯽﺧﻨﺪﻧﺪ.امید پیدا میکنند
    خیالشان راحت میشود که هنوز هم همان جلوه اولیه رابرای همسرشان دارند و تکراری نشدند از زنها ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 26 خرداد 96 | 22:25

    تمام مقتل تو یا علی یک طرف این سخنت یک طرف امشب راحت شدم در تفکر این سخنت عمری گذشت ولی...

  •  
    2
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 26 خرداد 96 | 22:23

    مناظره
    اميرالمومنين علی علیه السلام
    با علمای يهود

    روزي سه تن از علماي يهود با سوالاتي چند به نزد اميرالمومنين علي (ع) آمدند و پرسش هايي را مطرح ساختند و حضرت تنها به اين شرط راضي به پاسخ دادن به آن ها گرديدند که اگر آن پاسخ ها را موافق با تورات يافتند هر سه تن يهودي به دين اسلام درآيند و آن ها پذيرفتند
    مجدد سوال هاي خود را اين گونه مطرح نمودند:

    اي مرد: قفل آسمان ها چيست؟

    حضرت فرمودند: همانا قفل آسمان ها شرک به خداوند است و مرد يا زني که مشرک باشد عمل او به سوي آسمان بالا نمي رود.

    پرسيدند: کليد آن ها چيست؟

    حضرت فرمودند: گواهي «لا اله الا الله و محمد رسول الله» است.

    پرسيدند: کدام قبر با صاحبش راه رفت؟

    حضرت فرمودند: آن قبر ماهي اي بود که يونس (عَليه السَلام) را بلعيد و او را در درياهاي هفت گانه گردانيد.

    پرسيدند: آن کيست که قوم خود را بيم داد و ترسانيد، در حالي که نه از جنيان بود و نه از آدميان؟

    حضرت فرمودند: آن مورچه ي سليمان (عَليه السَلام) بود که به مأموران گفت: اي گروه مأموران؛ داخل خانه هاي خود گرديد تا توسط سليمان و لشکريان او پايمال نگرديد.

    پرسيدند: پنج چيز بر روي زمين راه رفتند در حالي که در رحم خلق نشدند، آنان کدامند؟

    حضرت فرمودند:آدم، حوا، ناقه ي صالح (عَليه السَلام)، گوسفند ابراهيم (عَليه السَلام) و عصاي موسي (عَليه السَلام).

    پرسيدند: صداي حيوانات چه چيزي را بيان مي دارد؟

    حضرت فرمودند: خروس مي گويد: اذکُرُ الله يا غافِلين؛ خدا را ياد کنيد اي غافلين؛ اسب مي گويد: اللّهُم انصُر عِبادَکَ المُومِنين عَلي عِبادِک الکافِرين؛ خداوندا ياري ده بندگان مومن خود را بر بندگان کافرت؛ وزغ مي گويد: سُبحانَ رَبّي المَعبُود المُسَّبحِ فِي لُجَجِ البِحار؛ پاک است پروردگارم و مستحق پرستيدن است و تنزيه مي کنند او را در ميان درياها.

    پس آن علما که سه نفر بودند، دو نفرشان بلند شدند و شهادتين را بر زبان جاري ساختند و مسلمان گرديدند و عالم سوم آنان ايستاد و گفت: يا علي؛ آنچه از نور اسلام در دل رفيقان من افتاد در دل من نيز افتاده است وليکن يک مسئله ي ديگر مانده است که چون از آن پرسش نيز جوابم را بگويي بي شک مسلمان مي گردم.

    حضرت فرمودند: بپرس.

    پس آن مرد سوالاتي در باب جزئيات ماجراي اصحاب کهف بدين نحو پرسيد؛

    تاج پادشاهي که در زمان اصحاب کهف، حکومت مي نمود از چه چيزي ساخته شده بود؟

    حضرت فرمودند: نام او دقيانوس بود و تاج او از طلاي مشبک بود و هفت رکن داشت و بر هر رکني مرواريد سفيدي نصب کرده بودند که در شب هاي تار مانند چراغ روشنايي مي داد.

    يهودي پرسيد: نام غلامان اين پادشاه چه بود؟

    حضرت فرمودند: آن سه غلام که در سمت راست مي ايستادند «تمليخا»، «مکسلمينا» و «منشليا» نام داشتند و آنان که در جانب چپ بودند «مرنوس»، «ديرنوس» و «شاذريوس» ناميده شده بودند.

    يهودي پرسيد: نام سگ اصحاب کهف چه بود و چه نام داشت؟

    حضرت فرمودند: رنگش سياه و سفيد بود و نامش «قطمير» بود.

    پس حضرت اميرالمومينين علي (عَليه السَلام) فرمودند: اي يهودي؛ آيا اين پاسخ ها موافق و برابر بود با آنچه در تورات شما آمده است؟

    يهودي عرض کرد: به راستي که يک حرف زياد و کم ننمودي و من شهادت مي دهم به وحدانيت خدا؛ که تو بر حقی،یاعلی

  •  
    2
     
    0
    توسط سارا در تاريخ 26 خرداد 96 | 17:30

    سلام و خسته نباشید خدمت دوستا تنبل خودم خوبین چقدر دلم تنگتون رفته بود

    داداش شاهین امین کچل علیرضا رضا و.... دوستان
    ابجی بهار مریم سوما شقایق و.... ابجیا
    ایشالله هرجا هستین موفق باشین قربونتون

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 26 خرداد 96 | 1:37


    تا روز حشر هر چه بگویم علی کم است

    «قرآن » بی « علی » ، ثمرش ابن ملجم است

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 26 خرداد 96 | 1:33

    میخائیل نعیمه (نویسنده معروف مسیحی) 
    «قهرمانیهای امام علی علیه السلام فقط منحصر به میدانهای کارزار نیست، بلکه او در روشن اندیشی، پاکی وجدان، سحر بیان، عمق و کمال انسانیت، شور وحرارت ایمان، بلندی همت و فکر، یاوری و هواداری از رنجیده ها در قبال جفاکاران و فروتنی در مقابل حق، هر کجا که تجلی کند، نیز قهرمان بود

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 26 خرداد 96 | 1:01

    شبلی شمیل _ از پیشتازان مکتب مادیگری_ می گوید : امام علی ابن ابی طالب علیه السلام بزرگ بزرگان، یگانه نسخه ای است که نه شرق و نه غرب ،نه در گذشته نه در امروز صورتی مطابق این نسخه ندیده است

  •  
    3
     
    0
    توسط (اکبر) در تاريخ 24 خرداد 96 | 19:22

    سلام امشب هركس دعا كنه قبول ميشه چون كه امشب ماه خانه خدا رو طواف ميكنه اين پيام روبه همه إرسال كن هيچ كس رو محروم نكن از اين دعا «ربى من كل ذنب واتوب الیڪ»امشب ماه عمود بر ڪعبه میشه. التماس دعا امشب تلاوت آيه29و30سوره فاطر باعث نزول بركت است. شما هم مثل من برای دوستاتون ارسال ڪنید.بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيم إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ ڪِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ ﴿٢٩﴾لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُمْ

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 21 خرداد 96 | 22:22

    عجب مناجات قشنگیه ؛از خواجه عبدالله انصاری


    بارالها…
    از کوی تو بیرون نشود
    پای خیالم
    نکند فرق به حالم ....
    چه برانی،
    چه بخوانی…
    چه به اوجم برسانی
    چه به خاکم بکشانی…
    نه من آنم که برنجم
    نه تو آنی که برانی..
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد…
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
    ** به غیر از تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا, نیست پناهی

    • توسط باران 55 در تاريخ 22 خرداد 96 | 20:51

      عالی بود ......

      • توسط سیدعلی در تاريخ 22 خرداد 96 | 21:16

        ممنون ...

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 21 خرداد 96 | 22:20

    آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا
    اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است
    اگر کم کار کند، میگویند تنبل است
    اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند
    اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است
    اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است
    اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست
    اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است
    و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین
    لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
    و جز از خداوند نباید از کسی ترسید
    پس آنچه باشید که دوست دارید
    شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 21 خرداد 96 | 22:19

    چقدر زیباست این شعر فروغ فرخزاد
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﮑﺎﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺳﻮﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ میﺗﺮﺳﻢ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯِ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ
    ﻭﺍﺳﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِ ﺩﻝِ ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 21 خرداد 96 | 22:17

    لطفا در بات زیر عضو شوید و کارت اهدای عضو دریافت کنید.
    با این کارت،اگر روزی مرگ مغزی شدید،میتواند خانواده تان را راضی به اهدای عضو کند.

    نکته یک:اهدای عضو فقط برای مرگ های مغزی است.
    نکته دو:هیچ بیمار مرگ مغزی تا الان بهبود نیافته و همگی فوت کردند.
    نکته سه:با وجود کارت اهدای عضو،بازهم رضایت خانواده نیاز است و سر خود نمیتوانند اعضایتان را اهدا کنند و این کارت،یک حالت کمکی و تسلی دهنده هست.

    پس همگی شتاب کنید:
    @Ehdayeozv_bot
    یا علی مدد

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 19 خرداد 96 | 21:57

    بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشدنه شعور لازم برای خاموش ماندن

  •  
    1
     
    0
    توسط شاهین قرمز در تاريخ 18 خرداد 96 | 20:41

    سلام.....
    دهاتی هم دهاتی های قدیم، مرد بودن و مشتی، ساده بودن و به ساده بودنشون افتخار می کردن.
    آخه آدم کم عقل ،کی به تو گفته در مورد همه چی نظر بدی؟! کی بهت گفته احساسات ناب بچه ها رو به مسخره بگیری؟! همه عالم و آدم فهمیدن قضیه دیروز مجلس و حرم امام خمینی چی بود بعد تو میای داستان بافی میکنی؟!
    هنوز متنهای تو رو دارم که چطور به شهدا، به مدافعین حرم و نظام بد و بیراه میگفتی ! خجالت هم خوب چیزیه!
    ...
    حالم از هرچی آدم عقده ایه بهم میخوره....خدایا به همین ساعت اذان قسمت میدم این آدم های عقده ای رو به راه راست هدایت کنی...آمین.
    اینبار سربسته بود، دفعه بعد متنای قبلیت هم تو صفحه ات و هم به بچه ها میاد روی صحنه، پس حواست باشه .
    با عرض معذرت از بابت باز به قول بعضی ها تندرویم!
    بعضی ها انگار با حوادث دیروز شادی میکنن، باید حالشون گرفته بشه.....یاحق

  •  
    3
     
    0
    توسط mohamad65 در تاريخ 15 خرداد 96 | 10:42

    ❣ای خدا چه زود گذشت و بعد ازاون قضیه(تموم دوستانی که من میشناسن میدون کدوم قضیه میگم) سه سال گذشته وازرفتنش برای همیشه دوسال گذشته (خدا ازم گرفتش وبردش پیش خودش)❣

    چطور میشه خاطراتش فراموش کرد و مهمترازهمه اون یادگاریهاش فراموش کرد وانداخت بیرون ازذهنم خداجوونم خودت کمک کن تا بتوتم فراموشش کنم وبه زندگی خودم برگردم


    ازهمه ی دوستان عزیز میخوام هرکسی این پست می ببینه برای شادی روحش یک فاتحه بخونید ممنونم اطز تک تک تون

    • توسط sheidook در تاريخ 16 خرداد 96 | 14:15

      خدا رحمتشون کنه ...

  •  
    3
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 14 خرداد 96 | 22:39

    قرار بود با سواد شویم،
    یک عمر صبح زود بیدار شدیم، لباس فرم پوشیدیم،
    صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال یا ناراحت، با ذوق یا به زور راه افتادیم به سمت مدرسه...

    قرار بود با سواد شویم!
    روی نیمکت‌های چوبی نشستیم!
    صدای حرکت گچ روی تخته سبز رنگی که می‌گفتند سیاه است را شنیدیم،
    با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم
    و زنگ آخر که می‌خورد مثل یک پرنده که درِ قفسش باز می‌شود، از خوشحالی پرواز کردیم...

    قرار بود با سواد شویم!
    بند دوم انگشت اشاره‌مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم،
    به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم،
    گفتند از روی غلط‌هایت بنویس تا یاد بگیری،
    ما نوشتیم و یاد گرفتیم...

    قرار بود با سواد شویم!
    از شعر گفتند،
    از گذشته های دور گفتند،
    از مناطق حاصل خیز گفتند،
    از جامعه گفتند،
    از فیثاغورث گفتند،
    از قانون جاذبه گفتند،
    از جدول مندلیف گفتند...

    استرس، ترس، نگرانی، دلهره، حرف مردم، شب‌بیداری و تارک دنیا شدن!
    کنکور شوخی نداشت!
    باید دانشجو می‌شدیم!
    قرار بود با سواد شویم!
    دانشگاه و جزوه و کتاب و امتحان و نمره و معدل تمام شد:
    تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم!!

    فقط می‌خواهم چند سوال بپرسم:
    ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
    ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
    ما چقدر سواد رابطه داریم؟
    ماچقدر سواد دوست داشتن داریم؟؟
    ماچقدر سواد انسانیت داریم؟
    و ما چقدر سواد زندگی داریم؟
    قرار بود با سواد شویم!!


    «حسین حائریان»

  •  
    1
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 14 خرداد 96 | 22:32


    روزی شیخی در جمعی ﮔﻔﺖ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﻋﻤﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺯﻧﯽ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﺒﻮﺩ !
    آﻗﺎﯾﻮﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﻫﻤﻪ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﭻ ﭘﭻ ﮐﺮﺩﻥ...

    ﺣﺎﺝ آﻗﺎ در ﺍﺩﺍﻣﻪ گفت :
    ﺑﻠﻪ، ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺷﺪﻡ !
    ﻫﻤﻪ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﻮﯼ ﭼﺸﻢ خیلی‌ها ﺍﺷﮏ ﺟﻤﻊ ﺷﺪ...

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ حاضرین در ﻣﺠﻠﺲ، هماﻥ ﺷﺐ ﺭﻓﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﯾﺪ ﻋﯿﺎﻟﺶ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻭﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ غذا درست ﻣﯿﮑﻨﻪ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ: ﻋﯿﺎﻝ !
    ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﻋﻤﺮﻡ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﺁﻏﻮﺵ ﺯﻧﯽ بودم ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﺒﻮﺩ !
    ﻭ ﻣﺮﺩ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻓﺸﻮ ﮐﺎﻣﻞ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻗﺎﺑﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ !
    لطفاً برای ﺳﻼﻣﺘﻴﺶ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻴﻦ

    • توسط سیدعلی در تاريخ 14 خرداد 96 | 22:35



      ﻧﺘﯿﺠﻪ : ﺩﺭ ﺻﺤﺒﺖ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ، ﺍﻭﻝ، آﺧﺮ ﻗﻀﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﻦ، اعصاب این چیزها رو ندارن!!!

  •  
    4
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 22:42

    برجلوه ی روی ماه مهدی صلوات
    برجذبه ی هرنگاه مهدی صلوات
    مارا نَبُود چو هدیه ای درخور او
    بفرست به پیشگاه مهدی صلوات
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
    Kalam_e_bahjat@

  •  
    3
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 22:38

    حضرت آقا امام موسی ابن جعفر(علیه السلام) فرمودند:
    ای هِشام! هرچیزی راهنمایی دارد و راهنمای عقل تفکّر است و
    راهنمای تفکّر سکوت است و هرچیزی مَرکَبی دارد و مرکب‌عقل
    تواضع و فروتنی است و برای نادانیت همین بس که بر چیزی
    سوار شوی که از سوار شدن بر آن نهی شده ای....
    تا آنجا که فرمود: ای هِشام! خداوند بر مردمان دو حجّت دارد:
    یکی حجّت ظاهری و دیگری حجّت باطنی.
    امّا حجّت ظاهری، همان رسولان و پیامبران هستند و امّا حجّت
    باطنی عقلهای مردمان است....
    تا آنجا که‌فرمود: ای‌هِشام! چگونه‌عمل‌تو درنزد‌ پروردگارت پاک
    میگردد درحالی‌که توقلبت‌را از اجرای‌امر پروردگارت‌بازداشته‌ای
    و پیرو هوایت که بر عقلت چیره گشته است گردیده ای.
    جهاد با نفس/تألیف شیخ حر عاملی (رحمت الله علیه)

  •  
    3
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 22:25

    حضرت آقا امام موسی ابن جعفر (علیه السلام) فرمود:
    ای هِشام! خداوند در کتابش عاقلان و فهمیدگان را بشارت داد
    و فرمود: [ پس بشارت ده بندگان مرا، آنان که سخن را میشنوند
    و از نیکوترین آن پیروی میکنند؛ آنان کسانی هستند که خداوند
    هدایتشان فرموده و آنان خردمندانند ].سوره زمر/ آیه 17،18
    ای هِشام! لقمان به پسرش گفت: در مقابل حق تواضع و فروتنی
    کن تا عاقل ترینِ مردمان باشی و همانا کسی که در برابر حقّ
    زیرک باشد کم است. ای پسرم! دنیا دریایی عمیق است که
    عالَمی بسیار در آن غرق گشته اند پس باید در این دریای ژرف
    کشتی تو تقوای الٰهی و درون آن‌کشتی؛ ایمان و بادبانِ آن‌توکّل
    و متصّدی و متولّی آن؛ عقل و راهنمای آن دانش و سکّان آن
    شکیبایی میباشد.
    جهاد با نفس/تألیف شیخ حر عاملی (رحمت الله علیه)

  •  
    4
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 22:20

    از حضرت آقا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) روایت است
    که فرمود: جبرئیل(ع) برحضرت آدم(ع) فرود آمد وعرض کرد:
    ای آدم! از جانب‌خدای به‌من دستور داده شده که تو را بین‌یکی
    از سه‌چیز مخیّر گردانم؛ آن را اختیار کن‌وآن دو دیگر را واگذار.
    پس آدم(ع) به او گفت: ای جبرئیل! آن سه چیست؟
    جبرئیل(ع)گفت: عقل، حیا، دین
    آدم(ع)فرمود: من عقل را انتخاب میکنم.
    پس جبرئیل(ع) به حیا و دین‌گفت: برگردید و او را واگذارید،
    آن دو گفتند: ای‌جبرئیل! به ما دستور داده شده که همواره هر
    جا که عقل هست همراه او باشیم. جبرئیل(ع) گفت: خودتان
    میدانید و عروج کرد و به آسمان رفت.
    جهاد با نفس/تألیف شیخ حر عاملی (رحمت الله علیه)

  •  
    4
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 22:14

    حضرت آقا امام باقر(علیه السلام) فرمود:
    چون خداوند عقل را آفرید از او خواست که سخن گوید، سپس
    به او فرمود: پیش آی، پس عقل پیش آمد. سپس‌فرمود: برگرد،
    پس او پشت نموده و برگشت. سپس خداوند فرمود: سوگند به
    عزّت و جلالم که‌هیچ آفریده ای را نیافریدم که در نزد‌ من از تو
    محبوبتر باشد و تو را به صورت کامل‌قرار نمیدهم‌مگر در وجود
    کسی که دوستش دارم. آگاه باش که من تو را امر و نهی میکنم
    و تو را کیفر و پاداش میدهم.
    جهاد با نفس/تألیف شیخ حر عاملی (رحمت الله علیه)

  •  
    2
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 22:08

    به بهلول گفتند که فلانی هنگام تلاوت قرآن چنان از خود بیخود
    میشود که نقش بر زمین شده و غش میکند بهلول گفت: او را بر
    سر دیوار بگذارید تا تلاوت کند اگر غش کرد در عمل خود صالح است

  •  
    3
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 22:05

    مُشک را گفتند : ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺑﻮﯼ
    ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ. ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽﺍﻡ، ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ
    ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽﺍﻡ....

  •  
    3
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 22:00

    روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد.
    فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت.
    فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا و قشنگ
    در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت:
    چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای
    و نزدم آورده‌ای؟ فقیر گفت: هر کس آنچه در دل دارد میبخشد!

  •  
    5
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 13 خرداد 96 | 21:57

    مردی نزد طبيب رفت و از غم بزرگی كه در دل داشت گفت
    طبيب گفت: به ميدان شهر برو آنجا دلقكی هست آن قدر
    میخنداندت تا غمت از ياد برود...؛
    مرد لبخندی زد و گفت: من همان دلقكم...

  •  
    3
     
    0
    توسط سیدعلی در تاريخ 12 خرداد 96 | 22:10

    پاسخ استاد مطهری به یک انتقاد مشهور از روزه: روزه از نیروی کار می‌کاهد!?

    مگر بشر فقط باید کار بکند؟ مگر بشر یک ماشین است که حداکثر استحصال را باید از این ماشین کرد؟ مگر حیوانِ بارکش است؟ مگر بشر دل ندارد؟

    مگر بشر روح ندارد؟ مگر بشر احتیاج به تقوا ندارد؟ آیا بشر فقط احتیاج به یک چیز دارد و آن کار است؟ دیگر احتیاج به آدمیت ندارد؟ احتیاج به اینکه طبیعت سرکش را رام کند ندارد؟ احتیاج به اینکه شهوات خودش را بشکند ندارد؟ احتیاج به اینکه اراده عقلانی و انسانی خودش را تقویت کند ندارد؟ همه چیز را باید از دریچه کار ببینیم و کار فقط؟!
    استاد مطهری، اسلام ونیازهای زمان، ج 1، ص53

  •  
    2
     
    0
    توسط شاهین قرمز در تاريخ 12 خرداد 96 | 17:15

    سلام، نماز روزه هاتون قبول درگاه حق.ما رو هم از دعا هاتون بی نصیب ندارین. مرسی.
    ...
    هر چقدر به علف هرز آب و کود بدی
    برات میوه و ثمری نداره ... !

    حواست باشه کجا و برای چی
    داری وقت می زاری ...
    ...

  •  
    2
     
    0
    توسط mosafer در تاريخ 11 خرداد 96 | 13:16

    انسان از کاغذی بی ارزش
    پول ساخت

    اما پول از انسان چه چیزها
    که نساخت...

  •  
    6
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 08 خرداد 96 | 17:56

    عشق نامحدود است ، عشق بيشتر همچون رايحه است تا يك گل. گل دارای شكل است و هر شكلی محدوديت آفرين است. اما عشق نامحدود است. بنابراين عشق نميتواند هيچ شكلی به خود بگيرد. ما از روی ناآگاهی می‌كوشيم به عشق، شكل، رنگ و ويژگی معين و محدود ببخشيم.می‌كوشيم چارچوبهايی تعيين كنيم، ديوارهايی بكشيم، و هرقدر در اين كار موفق تر شويم، عشق ناپديدتر خواهد شد...خواهد مرد. عشق بايد پرنده ای باشد كه بالهايش را در آسمان گشوده است - تو نميتوانی پرنده را در قفس كنی، حتی اگر قفسی طلايی بسازی او را خواهی كشت. پرنده در قفس و پرنده در آسمان يكی نيستند. آنها شبيه هم بنظر می‌آيند اما پرنده ای كه در آسمان بالش را گشوده و در مسير باد و در ميان ابرها پرواز ميكند آزاد است و به سبب اين آزادی، شادمان. پرنده در قفس فقط شكلش با آن پرنده يكی است اما او هيچ آسمان، هيچ آزادی و هيچ شادمانی ندارد. عشق پرنده است و عاشق آزادی. نيازمند همه آسمان است تا ببالد، پس به ياد داشته باش كه هرگز عشقی را در قفس نكن. هرگز آن را اسير نكن. هرگز به آن محدوديت، شكل و شمايل، نام و نشان و عنوان نبخش - هرگز.
    بگذار عشق يك رايحه باقی بماند، ناديدنی. آنگاه عشق ميتواند تو را روی بالهايش تا بی‌نهايت ببرد.


    • توسط sheidook در تاريخ 10 خرداد 96 | 3:44

      ایول داری آقا محسن ... عاااااااااااااااااااااالی بود مثل همیشه

      • توسط M_nik61 در تاريخ 10 خرداد 96 | 17:54

        سلام و عرض ادب بانو شیدای عزیز..
        زنده باشین لطف دارین ^_^

        • توسط sheidook در تاريخ 11 خرداد 96 | 0:12

          سلام از بنده است . خواهش میشه قابل شما رو نداره...
          در ضمن تعریف نکردم واقعیت رو گفتم ...

          • توسط M_nik61 در تاريخ 11 خرداد 96 | 1:00

            سپاس فراوان..

    • توسط BaRaN77 در تاريخ 11 خرداد 96 | 21:03

      عشق نامحدود است ...
      لایک ... خیلی قشنگ بود 3>

      • توسط M_nik61 در تاريخ 12 خرداد 96 | 0:42  حذف

        تشکر باران خانوم :)

  •  
    7
     
    0
    توسط M_nik61 در تاريخ 08 خرداد 96 | 17:40

    یک دوجین کار سرم ریخته...
    اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنم
    و بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد ،
    سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند ...
    و آنقدر با گل ها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند...
    بعد از تو این دنیا یک دنیا کار دارد تا دوباره دنیا شود...


براي ارسال نظر در پرشين فال شما بايد عضو باشيد.
هم اکنون به خانواده پرشين فال بپيونديد.عضويت رايگان است.اينجا کليک نماييد.