X
polishing tooth
مهره مار

پرشین فال - مرجع انواع فال و طالع بینی


امروز بعدازظهر روز شنبه پانزدهم بهمن 90 - ساعت :
NeW  تولبار پرشین فال | کلیک کنید  NeW
طالع بینی سال 1390
آیا تا به حال خرید اینترنتی کرده اید؟! راهنمای خرید اینترنتی - کلیک کنید


ارسال روزانه فال به گوشی شما

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
گردنبند پاوربالانس
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
ads اس ام اس

نظرات فال روزانه

چون نظرات زیاد بود تصمیم گرفتم این صفحه رو به چند بخش تقسیم کنم.
دوستای عزیز لطفا در تالار گفتمان پرشین فال شرکت کنید تا محیط دوستانه تری داشته باشیم.همچنین به ما در وبلاگ خود لینک دهید.


نظرات :


نام فرستنده : mohammad.mokhte - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 15:37 - گزارش نظر
پیام : وقتي دستام خالي باشه، وقتي باشم عاشق تو

غير دل چيزي ندارم، كه بدونم لايق تو

دلمو از مال دنيا، به تو هديه داده بودم

با تمام بي پناهي، به تو تكيه داده بودم

هر بلايي سرم اومد، همه زجري كه كشيدم

همه رو به جون خريدم، ولي از تو نبريدم

هر جا بودم با تو بودم، هر جا رفتم تو رو ديدم

توو سبك شدن توو رويا، همه جا به تو رسيدم

اگه احساسمو كشتي، اگه از ياد منو بردي

اگه رفتي بي تفاوت، به غريبه سر سپردي

بدوون اينو كه دل من، شده جادو به طلسمت

يكي هست اينور دنيا، كه توو يادش مونده اسمت



نام فرستنده : f - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 15:36 - گزارش نظر
پیام : .........



نام فرستنده : mohammad.mokhte - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 15:32 - گزارش نظر
پیام : اشکای من گم میشه زیر بارون

غم میشینه تو سرمای خیابون

آخ که چقد سخته غم جدایی

الهی یک روز بمیره تنهایی

بارون غم میباره باز از آسمون دوباره

آخ که دل عاشق من حتی نداره چاره

بارون غم میباره باز از آسمون دوباره

الهی که شبهای من پر بشه از ستاره

چشمای تو تو خاطرم میشینه

غربت عشقو تو چشام میبینه

منتظر صدای پات میمونم

از غم دوریت واسه دل میخونم

بارون غم میباره باز از آسمون دوباره

آخ که دل عاشق من حتی نداره چاره

بارون غم میباره باز از آسمون دوباره

الهی که شبهای من پر بشه از ستاره



نام فرستنده : maryam2 - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 15:30 - گزارش نظر
پیام : شلام



نام فرستنده : mohammad.mokhte - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 15:29 - گزارش نظر
پیام : من اومدم



نام فرستنده : شهاب - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 12:59 - گزارش نظر
پیام : دل ، عشق پر از رنگ و ریا دوست نداشت. یک لحظه تو را ز من جدا دوست نداشت . ای آینه دار خلوتم باور کن . اندازه ی من کسی تو را دوست نداشت.



نام فرستنده : shahab - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 12:53 - گزارش نظر
پیام : بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد . مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد .تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند .سایه در سایه ی آن ثانیه ها خواهم مرد .شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند . موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد . گم شدم در قدم دوری چشمان بهار . بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد .



نام فرستنده : سارا م - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 12:50 - گزارش نظر
پیام : از سارا به بهي
بهي من هرچييييييييييييييييييييي بهت پي ام دادم نيومد
خواستم ايميل بفرستم كه خاك تو سر اون بالا نيومد و نشد
اينجا برات پيام ميذارم
عزيزم شرمنده پي ام هام بهت نرسيد
دوستت دارم
اگه تونستم فردا حتما ساعت 2 به بعد ميام مسنجر تا با هم بحرفيم
فدات عزيزدلم



نام فرستنده : شهاب - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 12:49 - گزارش نظر
پیام : شبها به ماه دیده ، تو را یاد میکنم
با مه فسانه گفته و فریاد میکنم
شاید تو هم به ماه کنی ، ماه من نگاه
با این خیال ، خاطر خود شاد میکنم .



نام فرستنده : شهاب - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 12:47 - گزارش نظر
پیام : به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت ، من به این معجزه ایمان دارم ، منتظر باید بود تا زمستان برود ، غنچه ها گل بکنند !



نام فرستنده : شهاب - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 12:45 - گزارش نظر
پیام : آدما رسمشونه پابند دلدار نمیشن . خوب گرفتار میکنن اما اگرفتار نمیشن . آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن . دلو بیمار میکنند اما پرستار نمیشن .



نام فرستنده : شهره - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 10:13 - گزارش نظر
پیام : ای معنای انتظار یک لحظه بایست /دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست /یک لحظه بایست و یک جمله بگو /تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست



نام فرستنده : شهره - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 10:09 - گزارش نظر
پیام : سلام هیچ کدوم فال روزانه درست نبود



نام فرستنده : بهی - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 9:12 - گزارش نظر
پیام : سارا جان اگر هستی من اایمیلای قبلیمو سوزوندم و کات شدن تلفنمم افه ایدیه جدیدمو از یلدا بگیر نمیخوام اینجا بذارم اکثرا آن هستم عزیزم
میخوام باهات بحرفم



نام فرستنده : الی جون - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 9:08 - گزارش نظر
پیام : هیچ کس همراه نیست!
تنهای اول......



نام فرستنده : بهی - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 9:07 - گزارش نظر
پیام : سلااااااااااااااااام سارا جان خوبی گلم
کجاهاشی؟
تازه دو روزه اومدم بخدا نبودم فقط فالم و میخونم یه پیام کوچولو میذارم به یاد قدیم



نام فرستنده : سارا م - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 8:20 - گزارش نظر
پیام : سلام به هركي هست و نيست
بهس اگه هستي زود خودتو نشون بده!!!!!!!!!
سارا خشن شده



نام فرستنده : سارا م - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/12 8:19 - گزارش نظر
پیام : بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي
مگه دستم بهت نرسهههههههههههههههههههههههه
مياي اينجا به من نميگي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دارم برات



نام فرستنده : یه آشنا - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/11 20:14 - گزارش نظر
پیام :
گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا .

ما همه‌ آفتابگردانیم.

اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست.

آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد.

اینها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌کردم‌ که‌ خورشید کوچکی‌ بود در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت.

آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد، مطمئن‌ است‌ که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد.

آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد؛ اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد.

آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد.

او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد. نور می‌خورد و نور می‌زاید.

دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است.

آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا.

بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان.

آفتابگردان‌ گفت: روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند.

و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌کنی؟ آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد.

گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند.

زیرا که‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود.

جلو رفتم‌ بوییدمش، بوی‌ خورشید می‌داد.

تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود.

خداحافظی‌ کردم، داشتم‌ می‌رفتم‌ که‌ نسیمی‌ رد شد و گفت: نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد، نام‌ انسان‌ آیا کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهد انداخت؟

آن‌ وقت‌ بود که‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گریستم...



نام فرستنده : یه آشنا - آدرس ایمیل یا وب سایت : - تاریخ : 90/11/11 20:05 - گزارش نظر
پیام :
به من مگو که خدا را ندیده ام هرگز

اگر خداطلبی

خدا در اشک یتیمان رفته از یادست

خدا در آه غریبان خانه بر بادست

اگر خدا خواهی

درون بغض زنان غریب جای خداست

دل شکسته ی هر بینوا سرای خداست

نگاه کن به هزاران ستاره در دل شب

به آسمان بنگر

به آسمان که پر از گوهرست دامانش

به کهکشان که ندانی کجاست پایانش

رونده ایست خدانام در خم این راه

ببین به دیده ی دل

به فرق ثابت و سیاره جای پای خداست

به من مگو خدا را ندیده ام هرگز

دو دیده را بگشا

ببین چراغ طلا را که صبح از پس کوه

طلای نور به دریا و رود می پاشد

بدان پرنده ی رنگین نگر که در دل باغ

به برگ برگ درختان سرود می پاشد

سرود او همه گلنغمه یی برای خداست

در آشیانه ی شب

در آستانه ی صبح

در آن دمی که ز پستان شیر مست فلق

به کام دره و دریا و کوه و بیشه و باغ

دو دست غیبی شیر سپیده می ریزد

به وقت نیمشبان در سکوت رویا رنگ

که جز صدای نسیم و نوای مرغ سحر

ز هیچ حنجره یی نغمه بر نمی خیزد

به گوش باطن من هر صدا صدای خداست

به وقت حمله ی بنیاد سوز طوفانها

که سرو های کهن

به دست باد مهیبی به خاک می افتد

در آن دمی که ز بیم غریو رعد به کوه

هزار صخره به خاک هلک می افتد

به وقت زلزله ها

مگو کجاست خدا

نهیب زلزله حرفی ز خشم های خداست

در آن زمان که فتد لرزه به جان زمین

و لحظه لحظه غریو شبانه می پیچد

به بیشه های عظیم

صدای عربده ی رعد با تو می گوید

که آسمان و زمین

به زیر سم ستوران بادپای خداست

مخواه لب بگشایم که تاب گفتن نیست

سکوت من مشکن

که در سکوت پر از حیرتم قنای خداست

به ناله های شب آمیز مرغ حق سوگند

به روشنایی زیبای هر فلق سوگند

به سرخ فامی خورشید در شفق سوگند

به گریه سحر بندگان پاک قسم

درون مویرگ و موی من هوای خداست...