
پرفروشترین عروسک سال
گوشواره
ماه تولد شمایك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما - اینجا کلیک فرمایید |

|
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود - جذابیت خود را چند برابر كنید منطبق با سلیقه شما - اینجا کلیک فرمایید |
پشت صحنه پنج کیلومتر تا بهشت
افخمي صاحب سبك
عليرضا افخمي كارگرداني نام آشنا در هنر ايران است، او يكي از صاحبان سبك در عرصه كارگرداني است، «تب سرد» او را به ياد آوريد... و يا «زيرزمين»، يكي با درام اجتماعي و ديگري با درام طنز، با هر دو كارش توانست همه را پاي تلويزيون بنشاند.
بيشتر از شش سال پيش بود كه موج انتقادات به سريالهاي تلويزيوني در ماه رمضان شديد شده بود. خيليها به محتوا و اجراي اين سريالها خرده گرفتند. عدهاي ميگفتند، «سريالهاي تلويزيوني مانند پاورقيهايي است كه بر حسب تكليف نوشته ميشوند. اين آثار فقط براي سرگرمي مردم و پر كردن زمان تلويزيون توليد شدهاند و توليدكنندگان برنامههاي نازلي را ميسازند و به تلويزيون ميفروشند...»
كارشناس ديگري ميگفت: حالت كهنگي در اين مجموعهها ديده ميشود و يا برخي ميگفتند مناسباتي كه گروههاي سازنده كنار يكديگر ميچينند تا به سريالهاي مناسبتي برسند بسيار قديمي است و اين امر موجب لطمه خوردن اين آثار تلويزيوني ميشود زيرا در آنها روابط و قصههاي كليشهاي به چشم ميخورد.
اما در رمضان سال 84، سريالي از شبكه دوم پخش شد كه سخت گرفت «او يك فرشته بود» سريالي كه به يك باره بيننده تلويزيون را به تعجب واداشت، چرا كه براي اولين بار با چنين مضموني روبهرو ميشد، اين سريال به تقابل هميشگي خير و شر ميپرداخت اما اين بار به شكل تازه و غيرمنتظرهاي به تصوير كشيده شده بود.
در آن مجموعه دختر سريال (بهاره افشاري) با نگاه و اعمال خود، بيننده را به اين فكر وا ميداشت كه او واقعا كيست؟ و سريالي بود كه به مسايل متافيزيك ميپرداخت. همان زمان افخمي گفت: «با وجود آنكه ما منابع مكتوب داستاني اسلامي در زمينه متافيزيك زياد داريم، اما از لحاظ تصويري در اين زمينه خيلي فقير هستيم.» و بدين ترتيب اينگونه مجموعهها در تلويزيون بدعتگذاري شد و پس از آن هر ساله يك مجموعه از چنين مجموعههايي در ماه رمضان توسط كارگردانان مختلف ساخته شد. تا امسال كه سه سريال از چهار سريال ماه رمضان به اين مبحث ميپردازد. «افخمي» توانسته با درايت خود مجموعهاي جالب و ديدني به نام «5 كيلومتر تا بهشت» را روي آنتن ببرد. البته او در سال پيش سريال خوش ساخت «پنجمين خورشيد» را در كارنامه هنري خود قرار داد كه در چنين ايامي پخش شد.
5 كيلومتر تا بهشت كجاست؟
آيا از خودتان پرسيدهايد چرا اين نام را روي اين سريال گذاشتهاند، واقعا «5 كيلومتر تا بهشت» كجاست؟ يعني چه اين نام... در گفتگو با بازيگران و دستاندركاران اين مجموعه متوجه شديم كه اين نام با زيركي انتخاب شده است. با توجه به داستان ماورايي و متافيزيك سريال كه روح دو نفر نقش مهمي در اين مجموعه دارند، (با بازي مهدي سلوكي و پريناز ايزديار) به اين خاطر اين نام را بر روي اين مجموعه گذاشتهاند زيرا زماني كه دزدها «سلوكي»را ميدزدند و در يك مزرعه رها ميكنند، آن مزرعه در 5 كيلومتري بهشت زهرا(س) ميباشد، البته به لوكيشن اين مجموعه كه رفته بوديم، قصههايي ديگر را متوجه شديم كه به رسم امانتداري و اينكه داستان اين مجموعه لو نرود، نميتوانيم به آن اشاره داشته باشيم.
پلاك 24 خيابان دارآباد
براي تهيه گزارش، گفتگوهاي كوتاه و عكس به يكي از لوكيشنهاي اين سريال رفتيم... خانهاي بزرگ و دوبلكس با پلاك 24 در يكي از كوچه پس كوچههاي دارآباد، منزلي كه در سريال، خانه داريوش فرهنگ است.
نماهاي بيروني اين فيلم باعث شده بود كه اهالي محله با ديدن بازيگران بنام اين مجموعه تجمع كنند و واقعا كه برداشت اين نماهاي بيروني چقدر مشكل است! چرا كه بايد سكوت حكمفرما شود، عبور و مرور ماشينها كنترل شود... اما ديدن بازيگراني چون داريوش فرهنگ، مهدي سلوكي، شبنم قليخاني، نفيسه روشن، مهران رنجبر و شهنام شهابي باعث شده بود كه اهالي محله در اطراف لوكيشن جمع شوند، عدهاي هم از پنجره برجهاي خود (دارآباد محلي در بالاي شهر تهران) به پايين نگاه ميكردند تا در جريان امور قرار بگيرند...
بازي گرفتن از كارگردان سخت است
در سال 63 بود كه مجموعهاي پرطرفدار به نام «سلطان و شبان» از شبكه اول پخش ميشد، مهدي هاشمي و گلاب آدينه نقشهاي اصلي آن را ايفا ميكردند، سريالي بسيار پرطرفدار كه كارگردان آن كسي نبود جز «داريوش فرهنگ» بازيگر باسابقه سينما و تلويزيون... از آن سالها حدود 27 سال ميگذرد و داريوش فرهنگ به جز بازيگري در مقام كارگرداني و فيلمنامهنويسي، فيلمها و سريالهايي چون رز زرد، خنده در باران، يك گزارش واقعي، راه شب، طلسمشدگان، تكيه بر باد، شبهاي تهران، تولدي ديگر، رواني، ديپلمات، راه افتخار، بهترين باباي دنيا، دو فيلم با يك بليت و طلسم را كارگرداني كرده است، اما زماني كه او به عنوان بازيگر نقشي را ميپذيرد، كار براي كارگردان كمي سخت ميشود، چون كارگردان از كسي بازي ميگيرد كه خودش كارگردان است، به اين خاطر بايد به «عليرضا افخمي» آفرين گفت كه به بهترين شكل ممكن از «داريوش فرهنگ» بازي گرفت. بازي از كارگردان و فيلمنامهنويسي كه پيش از اين دو فيلم مطرح اتوبوس و كفشهاي ميرزانوروز را نگاشته بود (داريوش فرهنگ).
آهاي خانوم راه را بند آوردي
در يكي از نماهاي بيروني اين مجموعه، نفيسه روشن و شبنم قليخاني در يك رنوي قديمي نشسته بودند، وسط يكي از خيابانهاي فرعي ترمز زدند كه دوربين آنها را بگيرد... و عجيب اينكه آقايي كه خيلي عجله داشت اصلا متوجه دوربينها و فيلمبرداري نشده بود، چند بار بوق زد، بماند كه تصويربرداري را قطع كردند، اما آقاي عصباني سرش را از شيشه ماشين بيرون آورد و فرياد زد «آهاي خانوم راه را بند آوردي».
پرديس افكاري، تحصيلكرده تئاتر
تحصيلاتم در زمينه تئاتر است؛ كارم را با تئاتر شروع كردم. دوره بازيگريام را در موسسه آناهيتا (كه آن زمان تنها موسسه آموزش بازيگري بود) زير نظر آقاي اسكويي گذراندم. آن زمان مثل الان نبود كه شخص به راحتي بتواند وارد اين حرفه شود. بعد از تئاتر چند كار سينمايي انجام دادم سپس در سريال «فكر پليد» بازي كردم كه مردم مرا با همان سريال ميشناسند. بازيگري را يك عشق و حرفه ميدانم.
تجربه موفق
بعد از ايفاي نقش در مجموعه موفق «در مسير زاينده رود» كه پارسال ماه رمضان پخش شد، و من هم نقشم را خيلي دوست داشتم، نگاهم به كارهاي مناسبتي جور ديگري شد و خيلي علاقه پيدا كردم كه باز هم كار مناسبتي انجام دهم. وقتي به اين كار دعوت شدم، به خاطر وجود آقاي افخمي، به ايشان اعتماد كردم و مطمئن بودم كه كار خوبي خواهد شد و به نقش من هم پرداخته ميشود. معمولا اين سريالها در طول فيلمبرداري نوشته ميشوند و بازي در اين سريالها ريسك محسوب ميشود.
مهشيد زن خانه است
مهشيد يك زن خانه است با سادگيهاي خودش. او رگههاي طنزگونهاي دارد كه جذاب و دوستداشتنياش ميكند و يكي از دلايلي كه كار را پذيرفتم همين طنزگونه بودن نقش بود. چون نقش يك مادر اين گونه كه دختري به اين سن دارد، زياد برايم جذاب نبود. نقشي كه سال قبل در «در مسير زاينده رود» بازي كردم، با نقش مهشيد بسيار متفاوت است. آن نقش، نقشي جدي بود و با آن لهجه و شخصيت خيلي برايم جذابيت داشت و يكي از ماندگارترين نقشهايم خواهد بود. آقاي فتحي تشخيص دادند كه من از پس آن نقش برمي آيم ولي من خودم اصلا آدمي جدي نيستم و بسيار شوخم. مردم مهشيد را به عنوان يك زن ساده خانه و كسي كه حامي خانودهاش است و سعي ميكند خانوادهاش را حفظ كند، پذيرفته اند. توانستيم با آقاي فرهنگ به هم كمك كنيم و يك رابطه صميمانه و دوستانه به وجود بياوريم. خوشحالم از دوستاني كه در كنارشان هستم و با هم همكاري ميكنيم.
شهنام شهابي: اين سريال افتخار كارنامه هنري من است
متولد 17 ارديبهشت سال 1362 در تهران هستم. پدر دندانپزشك، مادر خانهدار، داراي يك برادر و دو خواهر و يك خواهرزاده به نام دلآرام ميباشم. برادرم شهاب مهندس كامپيوتر و يك طراح بسيار خوب و يك جورايي نابغه است! (با خنده) و از همه چي سر رشته دارد. يك خواهرم مهندس صنايع غذايي و خواهر ديگرم فوق ليسانس زبان انگليسي دارد. خانوادهام هميشه مشوق اصليام در كار بودهاند و دست شان را ميبوسم. بازيگري برايم هم عشق بوده است و هم شغل.
گفتني است از او تاكنون بازي در مجموعههاي جواني، خانهاي در تاريكي و تاوان را شاهد بودهايم...
صميمي با استاد فرهنگ
بازيگرهاي نقش مقابلم خيلي خوب هستند. آقاي افخمي همه را با درايت كامل انتخاب كردند، غير از خودم! (با خنده) آقاي فرهنگ كه هميشه استاد ما بودند و هستند به قدري خوب و با انرژي به ما كمك ميكنند كه اصلا احساس نميكنم از دو نسل هستيم. ما بسيار به هم نزديكيم؛ با اينكه كمتر كسي فكر ميكند ما تا اين حد با هم صميمي باشيم.
بازيگر خواننده
ميخواهم يك آلبوم موسيقي هم روانه بازار كنم كه قرار بود عيد فطر آماده شود اما درگير اين كار شدم و به تعويق افتاد. تيتراژ سريال «تاوان» و تله فيلم «سرايدار» را هم خودم خواندم. البته دوست دارم كار خوبي ارائه بدهم كه مردم نگويند اين بازيگر الكي خواننده شد! در ضمن من در هيچ شبكه اجتماعي از جمله فيس بوك عضو نيستم و صفحههايي كه با اسم من وجود دارد جعلي است.
يك دانشگاه
اين سريال، افتخاري در كارنامه هنريام بود... كار با عليرضا افخمي جدا از اينكه بسيار لذتبخش است، برايم يك دانشگاه بود و ديدم نسبت به بازيگري عوض شد، وي خيلي دقيق هستند و بر همه زمينههاي سينما از جمله بازيگري اشراف كامل دارند، من هميشه دوست داشتم كار مناسبتي ماه رمضان انجام دهم چرا كه حال و هواي خاص خود را دارد... با اينكه فشار كار خيلي زياد است، اما من اصلا خسته نشدم!
تگ ها : نقد سریال پنج کیلومتر تا بهشت,پشت صحنه سریال پنج کیلومتر تا بهشت,نقد عوامل سریال پنج کیلومتر تا بهشت,
موضوع: فیلم و سریال - نوشته شده توسط : پرشین فال 1760
گوشواره
ماه تولد شمایك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما - اینجا کلیک فرمایید |

|
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود - جذابیت خود را چند برابر كنید منطبق با سلیقه شما - اینجا کلیک فرمایید |



