سفال چشم زخم ماه تولد شما
گوشواره
ماه تولد شمایك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما - اینجا کلیک فرمایید |

|
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود - جذابیت خود را چند برابر كنید منطبق با سلیقه شما - اینجا کلیک فرمایید |

یک لحظه غفلت(داستان)
خدا بيامرز آقاجون رو... پدربزرگم رو ميگم. يادش بخير، هميشه به ما ميگفت توي زندگيتون از غفلت پرهيز كنيد... وقت طلاست، از طلا هم عزيزتره... اگر كسي طلا رو ميريزه دور، خب شما هم به زمان اهميت نديد! زمان خيلي مهمه خيلي... ما هميشه فكر ميكرديم منظور آقاجون از، وقت و طلا بودن زمان، همين عمرمونه كه روز به روز ميگذره و ما بزرگتر و پيرتر ميشويم و آخرش ميريم زير خاك! خب نميخواهم زياد سرتون رو درد بيارم. بريم سراغ اصل داستان... فكر ميكنم سال اول دانشگاه بودم از ايستگاه اتوبوس تا خونه ما چند تا كوچه راه بود. يك روز همين طور كه داشتم ميرفتم، ديدم يك پيرزن جلوي در خونه وايساده.
يك دفعه منو صدا كرد و گفت: پسرم، گفتم: بله مادر، گفت: مادر انشاءا... از جوونيت خير ببيني يك كاري براي من ميكني؟ گفتم: بله چي ميخواهي مادر؟! گفت: مادر من تنهام هيچ كس هم خونه نيست يك لقمه غذا هم ندارم بخورم اگه ميتواني يك تيكه نوني يا يك لقمه غذا برام از يك جا تهيه كن گفتم: باشه مادر به روي چشم. بدو بدو رفتم سمت خونه، يك دفعه وسط راه دوست دوران دبيرستانم رضا رو ديدم. وايسادم با رضا خوش و بش كردن و حرف زدن و به كل پيرزن بنده خدا رو فراموش كردم. يك نيم ساعتي گذشت و ما از هم جدا شديم دوباره ياد پيرزن افتادم. سريع رفتم خونه، مادرم و آقاجون خونه بودن. قضيه رو براشون تعريف كردم، مادرم بلافاصله يك مقدار نون با يك قابلمه غذا داد كه من براش ببرم با سرعت دويدم كه به خونه پيرزن برسم. اما نزديك خونه كه رسيدم يك دفعه شوكه شدم. ديدم يك ماشين آمبولانس جلوي خونه اون پيرزن هست سريع دويدم كه خودمو برسونم اما ماشين آمبولانس قبل از اينكه من برسم راه افتاد. جلوتر كه اومدم از همسايهها پرسيدم چي شده، فهميدم پيرزن بنده خدا از گرسنگي غش كرده بردنش بيمارستان. تا خونه هقهقكنان گريه كردم. وقتي اومدم خونه مادرم و آقاجون اومدن جلو آقاجون پرسيد: چي شده؟ چرا اينقدر پريشوني؟ گفتم: بنده خدا قبل از اينكه من برسم حالش بد شده بردنش بيمارستان، نميدونم زنده است يا مرده.
مادرم هيچ چي نگفت، آقاجون يك مقدار نگاهم كرد و گفت: عوض اينكه اين طور گريه كني بشين براش دعا كن كه اتفاق بدي نيفتاده باشه. اون شب سر نماز هي براش دعا كردم و گريه كردم. كار به جايي رسيد كه مادرم اومد پيشم من رو در آغوش گرفت و شروع كرد به دلداري دادن من... چند روزي از اون كوچه رد نشدم تا يك روز خودم رو با هزار ترس و لرز به اون خونه رسوندم. وقتي به خونه رسيدم ديدم مشكي نزدن از چند تا از اهالي محل پرسيدم كه چند وقت پيش كسي تو اين محل فوت كرده؟ اهالي محل گفتند نه! خيالم راحت شد مطمئن شدم كه اون بنده خدا زنده هست... وقتي در خونه رو زدم يك خانمي كه هفت، هشت سال از من بزرگتر بود اومد دم در با هزار جور شرمندگي و خجالت كشيدن قضيه رو براي اون خانم تعريف كردم بعدش فهميدم اين خانم دختر پيرزن بنده خداست. بهم تعارف كرد برم تو منم رفتم تا چشمم به پيرزن بنده خدا افتاد كه روي تخت دراز كشيده بياختيار اشك توي چشمم جمع شد و زدم زير گريه. براي پيرزن كل داستان رو تعريف كردم. اونم با مهربوني گفت: پسرم خودت رو سرزنش نكن حالا كه من زندهام و سرحال اما همين كه تو اومدي اينجا و از من ميخواي كه ببخشمت براي من خيلي ارزش داره. جوان مثل تو كم پيدا ميشه... رفتن من به خانه اون بنده خدا همانا و فاميل شدن ما با هم همانا! دختر اون بنده خدا كه اسمش نرگس بود شش ماه بعد شد زن دايي من. مادر نرگس هم دو سال بعد از دنيا رفت و آقاجون من يك سال بعد يعني سه سال... آقاجون خدا بيامرز عمرش رو داد به شما اما يك حرفش براي هميشه تو گوش من موند كه از غفلت پرهيز كن، خدا بيامرزتت آقاجون، ما هميشه به يادت هستيم...
تگ ها : داستان کوتاه,داستانهای کوتاه,داستانهای کوتاه مجلات,
موضوع: داستان کوتاه - نوشته شده توسط : پرشین فال - تعداد بازدید : 3737
» عکسهای دیدنی خانه قاجاری و هدیه تهرانی «
» فال روزانه دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 «
» فال روزانه یکشنبه 21 آبان 1391 «
» بهترین روش یادگیری زبان «
» فال روزانه پنجشنبه 6 مهر 1391 «
» شناسنامه های جدید +عکس «
» فال روزانه جمعه 13 اردیبهشت 1392 «
» فال روزانه شنبه 20 آبان 1391 «
» فال روزانه پنجشنبه 27 مهر 1391 «
» فال روزانه جمعه 13 بهمن 1391 «
» کریسمس از نوع عرب ها تصاویر جالب «
» توصیه هایی برای درمان کم رویی «
» فال روزانه پنجشنبه 15 فروردین 1392 «
» فال روزانه جمعه 9 فروردین 1392 «
گوشواره
ماه تولد شمایك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما - اینجا کلیک فرمایید |

|
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود - جذابیت خود را چند برابر كنید منطبق با سلیقه شما - اینجا کلیک فرمایید |

نظرات :
نظری فرستاده نشده است
| نام: * ایمیل یا وب سایت:
متن : *
کد امنیتی : * |






