ازدواج ماه چهره خلیلی (+گفتگو)

پرشین فال

امروز بعدازظهر روز شنبه سوم فروردین 98 - ساعت :
فال تاروت رایگان
نرم افزار ویژه


طالع بینی باستان

گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
فال تاروت اندروید
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
فال تاروت اندروید

روز : ماه : سال :

لحظاتی را با پرشین فال سرگرم شوید...! لطفا تاریخ تولد خود را وارد نمایید.

ازدواج ماه چهره خلیلی و گفتگو درباره مراسم خواستگاری حكایت این خواستگاری جالب را بخوانید.ازدواج ماه چهره خلیلی با یكی از تصویربرداران مطرح سینما هنرمندان سرگرمی

ماه چهره خلیلی و همسرش

حكایت این خواستگاری جالب را بخوانید

به ماه چهره گفتم: همسر من می شوی؟

می خواستم زیرآب از ماه چهره خواستگاری كنم

من در جریان خواستگاری او نبودم

ازدواج از آن دست اتفاق هایی است كه در زندگی همه ما نقطه عطفی بزرگ و اساسی به حساب می آید. اتفاقی كه اگر با چشمانی باز و با كمك عقل و البته چاشنی عشق همراه باشد می تواند باعث خوشبختی و اوج گرفتن انسان شود و دریچه هایی جدید از زندگی را به روی او باز نماید. در میان انواع ازدواج هایی كه در صنوف مختلف صورت می گیرد، ازدواج های سینمایی به واسطه جذابیت سینما برای مردم، زیرذره بین جامعه قرار دارند و خیلی زود سر و صدا به پا می كنند. آخرین مورد از ازدواج های سینمایی كه همین چندی پیش در سایت های اینترنتی سر و صدای زیادی به همراه داشت، ازدواج ماه چهره خلیلی، بازیگر خوب و پركار كشورمان بود. تیتر خبر این بود: «ازدواج ماه چهره خلیلی با یكی از تصویربرداران مطرح سینما!» در این خبر اسمی از همسر خلیلی برده نشده بود تا بازار شایعات در این مورد حسابی داغ شود و هركسی از ظن خودِ یار خانم خلیلی را پیدا كند. خانواده سبز در این گفتگوی جالب و پر تیتر برای اولین بار پای صحبت های ماه چهره خلیلی و همسر هنرمند خوش انرژی اش، «ابراهیم اشرفی» نشست و داستان آشنایی و ازدواج آنها را مرور كرد. ضمن عرض تبریك به عروس جدید سینمای ایران با هم این گفتگوی جالب را مرور می كنیم.

* یكی- دو هفته پیش خبر ازدواج شما در فضای مجازی منتشر شد و سر و صدای زیادی هم به پا كرد. چرا اینقدر بی سر و صدا؟

ابراهیم: خیلی هم بی سر و صدا نبود. حدود سه ماه برای برگزاری مراسم برنامه ریزی كرده بودیم و اینطور نبود كه امروز تصمیم بگیریم و فردا ازدواج كنیم.

ماه چهره: البته به نسبت ازدواج های معمول، دوران نامزدی كمتری داشتیم. رابطه ما از ابتدا با قصد ازدواج شكل گرفت و می دانستیم از رابطه چه می خواهیم. ما سه ماه نامزد بودیم و در این مدت بیشتر باهم آشنا شدیم، برنامه ریزی و بعد هم ازدواج كردیم.

* گفتید از ابتدا با قصد ازدواج وارد رابطه شدید. این، یعنی حس كردید آدم مورد نظرتان را پیدا كرده اید؟

ابراهیم: یك مثلی وجود دارد كه می گوید «وقتی حس كردی یك نفر هست كه به حرف هایت گوش می كند، وقت ازدواجت فرا رسیده!» این حس سراغ من هم آمده بود و حس كردم ماه چهره همان آدمی است كه می تواند حرف هایم را بشنود و در كنارم باشد.

ماه چهره: راستش خیلی درگیر كار بودم و تمركز زیادی روی زندگی شخصی ام نداشتم و در روزهایی كه اصلا انتظار ازدواج را نمی كشیدم و به آن فكر نمی كردم، این موضوع اتفاق افتاد. در این سال ها یا مدام درگیر كار بودم و یا برای دیدار خانواده ام به لندن می رفتم و واقعا وقتی برای فكر كردن به ازدواج نداشتم، اما همانطور كه گفتم درست لحظه ای كه به ازدواج فكر نمی كردم، اتفاق افتاد.

* همه ما تصویر مبهمی از همسر آینده مان در ذهن مان ترسیم می كنیم. انتخابی كه داشته اید چقدر به تصویر ذهنی تان نزدیك است؟

ماه چهره: هیچ وقت به این فكر نكرده بودم كه شوهرم باید چه تیپ و قیافه ای داشته باشد بلكه یك سری ویژگی اخلاقی بود كه برای انتخاب همسر آینده ام مد نظر داشتم. مهم ترین موضوع این بود كسی را انتخاب كنم كه بتواند مرا درك كند. من گاهی حتی برای خودم هم پیچیده می شوم و خودم هم نمی توانم به راحتی خودم را درك كنم به همین دلیل دنبال آدمی بودم كه بتواند دركم كند و به خواسته هایم احترام گذارد. یك بار كه با پدرم در مورد همسر آینده ام صحبت می كردم و ایده آل هایم را در مورد ازدواج می گفتم، پدرم می گفت آدمی را كه تو می خواهی باید سفارش بدهیم تا بسازند! (خنده). اما امروز خوشحالم كه ابراهیم در كنارم است و با حضورش مرا به آرامش كامل رسانده است.

ابراهیم: به دلیل مشغله كاری كه داشتم هیچ وقت فكر نمی كردم روزی برسد كه بخواهم ازدواج كنم. البته این به معنای فرار از مسئولیت نبود و با توجه به شرایط كاری پدرم و سفرهای متعددی كه داشت، در قبال خانواده ام مسئولیت داشتم و با این مقوله بیگانه نبودم. با خودم می گفتم حالا برای ازدواج وقت هست و نباید عجله ای برای آن داشته باشم. اما وقتی ماه چهره را دیدم و با هم آشنا شدیم نگرشم در مورد ازدواج عوض شد.

* چطور با هم آشنا شدید؟

ماه چهره: سر یكی از پروژه ها كه با هم همكاری داشتیم، آشنا شدیم. آن كار خیلی سخت و طولانی بود و من و ابراهیم خیلی زود با هم وارد تعامل شدیم و سر صحنه راجع به كار صحبت می كردیم و به یكدیگر ایده می دادیم. به نظر من در شرایط كار خیلی بهتر می توان یك نفر را شناخت. در همان چند ماه اگرچه هنوز بحث ازدواج مطرح نبود، اما تا حد قابل توجهی با خصوصیات اخلاقی ابراهیم آشنا شدم. فكر می كنم اگر یك نفر پیدا شود كه بتواند اینقدر دوست خوبی برای تو باشد، قطعا می تواند به عنوان همسر هم در كنارت قرار بگیرد.

* زندگی شما یك اتفاق عاشقانه است یا این عشق قرار است در طول زندگی به وجود بیاید؟

ماه چهره: رابطه ما اگرچه قبل از ازدواج عمر بلندی نداشت، اما به جایی رسیدیم كه حس كردیم نمی توانیم بدون هم ادامه دهیم و باید وارد زندگی مشترك شویم. آنقدر نقاط و اهداف مشترك بین ما وجود داشت كه از یك جایی به بعد حس نمی كردم ابراهیم یك انسان غریبه است، بلكه او را جزوی از وجود خودم می دانستم. بی شك بدون عشق این زندگی شكل نمی گرفت.

* چه كسی برای اولین بار حرف ازدواج را پیش كشید؟

ابراهیم: به رسم معمول پیشنهاد از طرف من مطرح شد. مدت ها بود كه تصمیم خودم را گرفته بودم و می خواستم موضوع ازدواج را مطرح كنم. ماه چهره تهران نبود و در شهرستان مشغول فیلمبرداری بود كه حلقه نامزدی سفارش دادم و منتظر فرصت خوبی بودم تا به شكلی خاص از او خواستگاری كنم.

ماه چهره: ابراهیم خیلی سنتی جلو رفت. من در جریان سفارش حلقه نبودم. از طرف دیگر، جالب است بدانید كه ابراهیم پیش از سفارش حلقه، بدون این كه من مطلع شوم با پدر و مادرم صحبت كرده بود و از آنها اجازه خواسته بود تا از من خواستگاری كند.

ابراهیم: ماه چهره از شهرستان برگشت و من هم دنبال فرصتی بودم كه بتوانم خواستگاری خاصی از ماه چهره داشته باشم. حتی یك بار كه به همراه ماه چهره، خواهرش (گلچهر) و باجناقم (بهنام) به كیش رفتیم، تصمیم گرفتم زیر آب و با لباس غواصی حلقه را به ماه چهره بدهم و از او خواستگاری كنم كه البته خوب شد این اتفاق نیفتاد... (خنده).

ماه چهره: بعدها كه فهمیدم ابراهیم قصد داشته به این شكل موضوع خواستگاری را مطرح كند، گفتم خدا را شكر كه این كار را نكردی، چون لوازم غواصی خیلی دست و پای آدم را می گیرد (خنده)

* پس در نهایت ماجرای این خواستگاری خاص به كجا ختم شد؟

ابراهیم: در فرصت های مختلف قصد داشتم موضوع را با ماه چهره در میان بگذارم و صحبت ازدواج را پیش بكشم اما هر بار اتفاقی می افتاد و نمی توانستم این كار را انجام بدهم. تا این كه بدون مقدمه گفتم، من دیگر نمی توانم صبر كنم، همسر من می شوی؟(خنده)

* و واكنش ماه چهره بعد از گرفتن حلقه چی بود؟

ابراهیم: برای چند لحظه شوكه شده بود و نفس نمی كشید. بعد هم اشك شوق در چشمانش حلقه زد...

ماه چهره: آره گریه ام گرفت چون واقعا فكر نمی كردم اینقدر زود به جایی برسیم كه هر دو نفرمان مایل به ازدواج باهم باشیم. گریه ام به این دلیل بود كه خیلی دوست داشتم بگویم آره! ابراهیم از من پرسید با من ازدواج می كنی؟ من هم در پاسخ گفتم هیچ چیز در دنیا برایم خوشحال كننده تر از این نیست كه همسر تو باشم!!

* از مراسم ازدواج تان برای مان بگویید.

ماه چهره: بین خواستگاری تا روز عروسی فقط سه ماه فاصله بود و به دلیل این كه قراردادهای كاری داشتیم تصمیم گرفتیم زودتر مراسم ازدواج را بر پا كنیم تا این جشن با كارمان تداخل پیدا نكند. مراسم ازدواج ما به دلیل این كه اقوام و خانواده ام خارج از كشور زندگی می كنند، در ایران برگزار نشد و این جشن را همراه با 50 نفر از همسفرهای مان در خارج از كشور برگزار كردیم.

* پس هم عروسی بود و هم ماه عسل...

ابراهیم: نه، ماه عسل نبود، بیشتر یك دید و بازدید بود. در واقع هم فال بود هم تماشا! این مراسم بهانه ای شد تا اعضای فامیل كه سال ها بود یكدیگر را ندیده بودند، دور هم جمع شوند. خوشحالیم كه شور و شوق این دید و بازدید با شادی مراسم عروسی ما توام شد.  

* با توجه به این كه خانواده ماه چهره در ایران زندگی نمی كنند مراسم خواستگاری رسمی به چه شكل انجام شد؟

ابراهیم: جالب است بدانید خواستگاری رسمی ما از طریق نرم افزارOOVOOبرگزار شد. یك لپ تاپ در خانه آقای خلیلی و یك لپ تاپ در خانه ما روشن بود و خانواده ها از این طریق یكدیگر را می دیدند.

ماه چهره: صحبت ها بصورت تلفنی انجام شده بود. برای تولد پدر و برادرم به لندن رفته بودم كه موضوع خواستگاری ابراهیم را خانواده ام با من در میان گذاشتند و قرار شد، خواستگاری به شكل سنتی از طریق اینترنت انجام شود. خانواده ابراهیم میوه و شیرینی و گل گرفته بودند و جلوی لپ تاپ قرار داده بودند، ما هم دقیقا این كار را انجام داده بودیم و خانواده ها از طریق اینترنت دقیقا به همان شكل سنتی مراسم خواستگاری را انجام دادند. در نهایت هم خانواده ابراهیم نقل پاشیدند و من هم رفتم و چایی آوردم.(خنده)

* اگرچه شب عروسی یكی از خاطره انگیزترین شب های عمر هر انسانی است اما به دلیل خستگی هایی كه در پی دارد به خیلی از عروس و دامادها خوش نمی گذرد. برای شما هم همین موضوع مصداق داشت؟

ابراهیم: به من كه خیلی خوش گذشت و آن شب حس می كردم روی ابرها هستم. اكثر مهمان ها می گفتند تا به حال در هیچ عروسی اینقدر به آنها خوش نگذشته بود. ما هم از این قاعده مستثنی نبودیم و آنقدر به ما خوش گذشت كه هنوز هم مدام راجع به آن صحبت می كنیم.

ماه چهره: به ما واقعا خوش گذشت. ما برای این مراسم سه ماه برنامه ریزی كرده بودیم و تمام تلاش مان را به كار بستیم تا همه چیز به بهترین شكل ممكن اجرا شود اما با این حال با هم قرار گذاشته بودیم كه اگر هر اتفاق بدی هم افتاد باز ما از لحظات مان لذت ببریم. البته خدا را شكر همه چیز عالی و حتی فراتر از حد تصورمان پیش رفت و همه چیز رویایی بود. خواهرها و برادرهای من و ابراهیم هم در این مراسم به عنوان ساقدوش در كنارمان بودند و خیلی به ما كمك كردند تا خیال مان راحت باشد و شب خوبی را پشت سر بگذاریم.

* و مهریه چطور تعیین شد؟

ماه چهره: شاید باور كردنش سخت باشد اما ما تا لحظه ای كه سر سفره عقد نشستیم و عاقد از ما در مورد میزان مهریه سوال كرد، حرفی در این مورد نزده بودیم.

* ولی اكثر دخترها دوست دارند مهریه شان بالا باشد...

ماه چهره: من به مهریه زیاد اعتقادی ندارم. در دوران نامزدی هیچ وقت راجع به مهریه صحبت نكرده بودیم و وقتی عاقد در این مورد از ما سوال كرد، من و ابراهیم با تعجب به هم نگاه می كردیم.

ابراهیم: واقعا این موضوع برای مان اهمیت نداشت...

ماه چهره: آدم ها خودشان انتخاب می كنند كه یك زندگی مشترك را آغاز كنند و اگر خدایی نكرده روزی با هم تعامل خوبی نداشتند، باز هم باید به اتفاق هم به این نتیجه برسند كه نمی توانند با هم ادامه دهند! این درست نیست كه از مهریه به عنوان یك عنصر فشار استفاده شود. فكر می كنم ارزش زن خیلی بالاتر از مبالغی است كه برای مهریه در نظر گرفته می شود.

* ماه عسل كجا رفتید؟

ماه چهره: چون جشن عروسی مان خارج از كشور بود و یكسری از مهمان ها بعد از 20-30 سال با یكدیگر دیدار می كردند، هیجان زیادی به ما منتقل شده بود و واقعا نیاز داشتیم كمی استراحت كنیم. از طرف دیگر باید خیلی زود به پروژه هایی كه قرار داد داشتیم ملحق می شدیم و به همین دلیل هم فرصتی برای سفر ماه عسل نداشتیم. خدا را چه دیدید شاید ماه عسل به برزیل رفتیم تا از تیم ملی كشورمان هم حمایت كنیم.

* اگر مادر شوید باید شاهد كمرنگ تر شدن حضورتان در عرصه بازیگری باشیم؟

ماه چهره: تا الان زمان زیادی از زندگی ام را به سینما و كار اختصاص داده ام. بنابراین بدون شك اگر عضو جدیدی وارد زندگی ما شود بخش بزرگی از وقتم را به او اختصاص خواهم داد.

* و از الان برای فرزندتان اسم انتخاب كرده اید؟

ماه چهره: پدر و مادرهای مان قبلا این كار را انجام داده اند. فامیلی ابراهیم، اشرفی است و نام خانوادگی من هم خلیلی است كه از تلفیق این دو كلمه اسم «اشلی» را برای پسرمان انتخاب كرده اند.(خنده)

ابراهیم: اگر فرزندمان دختر شود نامش را «ماهیما» خواهیم گذاشت كه تلفیقی است از نام ابراهیم و ماه چهره كه البته به زبان هندی به معنای شكوه و عظمت پروردگار است.

* به دلیل نگرشی كه نسبت به عرصه بازیگری وجود دارد، خیلی از خانواده ها حاضر نمی شوند پسرشان با یك بازیگر ازدواج كند. وقتی موضوع ازدواج تان را با خانواده در میان گذاشتید، چه واكنشی نشان دادند؟

ابراهیم: اول باید بگویم كه من نگرش های موجود در جامعه را در مورد بازیگران قبول ندارم. روزی كه موضوع را با خانواده ام در میان گذاشتم و گفتم وارد رابطه ای شده ام كه خیلی دوستش دارم، از من پرسیدند چه كسی را انتخاب كرده ای؟ من هم گفتم غریبه نیست، از همكارانم است كه قطعا او را می شناسید. مادرم هم وقتی اسم ماه چهره را شنید كه آهان همان خوشگله ؟(خنده). خانواده ام خیلی مشتاق بودند زودتر ماه چهره و خانواده اش را ببینند و به این ترتیب بود كه همه چیز خیلی زود پیش رفت.

* اصلا به ازدواج سینمایی فكر می كردید؟

ماه چهره: راستش هیچ وقت به سینمایی بودن یا نبودن همسرم فكر نكرده بودم، اما واقعیت این است كه برای كسانی كه سینمایی نیستند، شرایط كاری این حرفه یك مقدار سخت است. پس قاعدتا وقتی دو نفر آدم سینمایی با هم وصلت می كنند درك بهتری از شرایط كاری هم دارند و می توانند راحت تر با هم تعامل داشته باشند.

* با این تفاسیر چرا آمار طلاق های سینمایی بالاست؟

ماه چهره: خیلی از آدم هایی كه در سینما فعالیت دارند، به دلیل فشار بالایی كه در این حرفه وجود دارد، ترجیح می دهند با كسی ازدواج كنند كه در این حوزه فعالیت نداشته باشد تا از این طریق زمان بیشتری را در كنار هم سپری كنند. شاید یكی از دلایلی كه باعث می شود طلاق های سینمایی افزایش پیدا كند این است كه به دلیل فشار كاری، آدم ها برای مدتی طولانی از هم دور هستند و از یك جایی به بعد ترجیح می دهند برای همیشه از هم جدا زندگی كنند.

ابراهیم: به نظرم طلاق چیزی نیست كه به سینما ارتباطی داشته باشد و فكر می كنم در همه صنوف وجود دارد اما چون اهالی سینما بیشتر زیر ذره بین قرار دارند، اتفاقات زندگی مشترك شان هم بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. من و ماه چهره به تعامل و درك خوبی از كار یكدیگر رسیده ایم.

* اگر یك روز ابراهیم بگوید دیگر نیازی نیست بازیگری را ادامه دهی، چه واكنشی نشان می دهی؟

ماه چهره:با توجه به شناختی كه از ابراهیم دارم مطمئنم چنین چیزی از من نمی خواهد. در دوران نامزدی هیچ وقت از هم نخواستیم كه كارمان را كم یا آن را به طور كامل كنار بگذاریم. ضمن این كه همانطور كه من به شغل ابراهیم احترام می گذارم، او هم به كار من احترام می گذارد و شغلم را دوست دارد. در تمام این مدت فقط در مورد این صحبت كردیم كه در چه مسیری باید حركت كنیم كه با هم پیشرفت كنیم و به آرزوهای مان برسم.

* و آرزوهای تان چیست؟

ماه چهره: یكی از نقاط مشترك بین ما این است كه خیلی بلندپرواز، با جدیت و مصمم هستیم تا به كمك هم تا آنجا كه می توانیم پیشرفت كنیم و به اهداف مان برسیم.

ابراهیم: ما هم مثل همه دوستان سینمایی علاقه داریم به جایی برسیم كه كارمان به بهترین شكل دیده شود. مثلا من دوست دارم بابت فیلمبرداری كه انجام می دهم مورد تقدیر قرار بگیرم، ماه چهره هم دوست دارد طوری كار كند كه كارش به نحو احسن دیده شود.

* كنار هم قرار گرفتن شما، سرعت رسیدن به این اهداف را بیشتر می كند، درسته؟

ابراهیم: بدون شك. فیلمنامه هایی را كه به من پیشنهاد می شود، ماه چهره می خواند و من هم فیلمنامه هایی كه به ماه چهره پیشنهاد می شود مطالعه می كنم و راجع به آن ها صحبت می كنیم تا بهترین تصمیم گرفته شود... قطعا وقتی دو عقل سینمایی در كنار هم قرار می گیرد طرفین می توانند به نتیجه بهتری دست پیدا كنند.

ماه چهره: من سال ها به دلیل عشقی كه به سینما داشتم از خانواده ام دور بودم و به ازدواج هم فكر نمی كردم، چون تصورم این بود كه اگر عشق دیگری وارد زندگی ام شود، عشق و علاقه ام به كار كمرنگ می شود و نمی خواستم این اتفاق بیفتد! اما الان كه ابراهیم در كنارم قرار گرفته می بینم نه تنها علاقه ام به كار كمتر نشده بلكه من و ابراهیم مدام با هم در مورد كار صحبت می كنیم و در واقع زندگی حرفه ای و زندگی مشتركم در یك مسیر قرار دارد و فكر نمی كنم هیچ اتفاقی شیرین تر از این باشد.

* این روزها مشغول چه كاری هستید؟

ماه چهره: من از سال پیش، مشغول حضور در سریال «گذر از رنج ها» به كارگردانی آقای فریدون حسن پور هستم كه بیشتر آن در شمال كشور تصویربرداری می شود.

ابراهیم: من هم چند روزی هست كه به عنوان مدیر فیلمبرداری فیلم جدید آقای كاهانی (استراحت مطلق) در خدمت ایشان هستم. این فیلم نسبت به آثار قبلی آقای كاهانی فضایی كاملا متفاوت دارد و باید منتظر فیلمی غافلگیر كننده از ایشان باشیم.

* حرفی مانده كه برای مان بگویید؟

ابراهیم و ماه چهره: از این فرصت استفاده می كنیم و از همه كسانی كه در این مدت در كنارمان بودند تشكر می كنیم. مخصوصا پدر و مادرها و همچنین خواهرها و برادرهای عزیزمان كه با حمایت های خود اجازه ندادند سختی برگزاری مراسم عروسی را به تنهایی به دوش بكشیم... همچنین باید از تمام دوستان و همكاران عزیزی كه بعد از انتشار خبر ازدواج مان لطف كردند و ما را مورد عنایت خود قرار دادند، تشكر ویژه ای داشته باشیم.

نوشته شده توسط :  |  در تاريخ: 11 خرداد 1393 16:11  |  نظر دهيد - بازدید : 40384

تگ ها :
هنرمندان
مطالب بیشتر
زناشویی
مطالب بیشتر
گالری عکس
مطالب بیشتر
سرگرمی
مطالب بیشتر
گوشواره ماه تولد گوشواره ماه تولد شما
 یك هدیه منحصر به فرد و فوق العاده | گوشواره ماه تولد دختران ایرونی | عمیق ترین تاثیرات روحی و روانی به همراه افزودن به قدرت جذابیت شما -
اینجا کلیک فرمایید
طالع بینی باستان
دست بند ماه تولد دست بند ماه تولد شما
حتی دستبند شما با شخصیتتان سازگار خواهد بود
- جذابیت خود را چند برابر كنید
منطبق با سلیقه شما -
اینجا کلیک فرمایید
فال تاروت اندروید
  • هیچ چیزی هنوز ارسال نشده است

براي ارسال نظر در پرشين فال شما بايد عضو باشيد.
هم اکنون به خانواده پرشين فال بپيونديد.عضويت رايگان است.اينجا کليک نماييد.